معرفت به زمان 18 ربیع الاول 1440

مدير انجمن: نبض زمان

Re: معرفت به زمان 18 ربیع الاول 1440

پست جديدتوسط نبض زمان » پنج شنبه ژانويه 03, 2019 4:38 pm

.
احوال اروپا

.
نبض زمان
 
پست ها : 1929
تاريخ عضويت: يکشنبه دسامبر 30, 2018 2:36 pm

Re: معرفت به زمان 18 ربیع الاول 1440

پست جديدتوسط نبض زمان » پنج شنبه ژانويه 03, 2019 4:39 pm

چگونه شنا کنیم و خیس نشویم؟

Image

عماد آبشناس
آقای محمد جواد ظریف در واکنش به رفتار کشورهای اروپایی در باره برجام اظهار داشت نمی توان در آب شنا کرد و خیس نشد.
اسپوتنیک — بیش از اینکه امروزه ماجرای توافق هسته ای مورد محک باشد بدیهی است که در حال حاضر ماجرای هویت و استقلال اروپا در مقابل رفتارهای ترامپ مورد محک می باشد.
ترامپ بگونه ای با شرکای اروپایی ایالات متحده رفتار کرده که انگار نه انگار اینان وجود دارند و یا حتی ارزشی دارند و این رفتار به نوعی توهین به کل ملت های اروپا به حساب می آید و نه توهین به ملت ایران.

ملت ایران توانسته طی سالیان سال از هویت و استقلال خود دفاع کند و قطعا تاریخ نشان خواهد داد که دفاع از عزت ملی و استقلال وهویت ملت ایران ادامه خواهد یافت و اگر این ماجرا نبود شاید ایرانی ها مانند بسیاری از کشورها نسبت به دستورات ایالات متحده کوتاه آمده بودند و به جای اینکه امروزه یک کشور قدرتمند در منطقه به حساب آیند یک کشور ذلیل تو سری خور بودند، البته اگر کشوری به نام ایران باقی می ماند.

با اینکه بسیاری باور دارند ایالات متحده با طرح خود موسوم به طرح مارشال پس از جنگ جهانی تلاش کرد که اروپایی ها را تشویق کند اتحادیه اروپا را تشکیل دهند تا بتوانند در مقابل روسیه بایستند اما به هر حال اگر اراده ملت های اروپایی برای تشکیل چنین اتحادیه ای و دوری از جنگ وخصومت نبود قطعا چنین اتحادیه ای به هیچ وجه تشکیل نمی شد.
اروپایی ها به این دلیل اتحادیه خود را تشکیل دادند چون متوجه شدند آینده از آن ابر اتحادیه های متحد بین المللی است و نه ابر قدرت های تک محور.
همچنین اروپایی ها متوجه شدند که اگر با یکدیگر متحد شوند و خصومت های دیرینه را کنار بگذارند می توانند شرایط زندگی بهتری را برای جوامع خود به دست آورند.
وگر نه همان بهانه هایی که برای ایجاد جنگ جهانی اول و دوم بوجود آمد می توانست منجر به ایجاد جنگ های ویران کننده دیگری نیز گردد.
طبیعتا همراه با این دیدگاه رویای ایجاد یک نظام استوار بین المللی که بر اساس آن کشورها به یک سری توافقات و معاهدات و تعهد ها پایبند باشد ضرورت داشته و دارد.

در این راستا ایالات متحده تا زمانی که به اتحادیه اروپا در مقابل شوروی سابق و یا روسیه امروز نیاز داشت از یکپارچگی آن حمایت کرد و به ارزش های آن ارزش نهاد اما پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی ایالات متحده احساس کرد که دیگر به این بار سنگین نیاز ندارد و باید بار کشورهای اروپایی مخصوصا حمایت از آنها را از دوش خود بردارد.
البته این بار زمانی باید برداشته می شد که دیگر کار ایالات متحده با اتحادیه اروپا تمام شده باشد و مشاهده می کنیم که پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی ایالات متحده شروع کرد همه ارزش هایی که اروپایی ها تلاش داشتند در جهان نهادینه کنند را زیر پا بگذارد و سال 2003 میلادی را می توان زمانی دانست که ایالات متحده برای اولین بار به اروپایی ها در مورد ماجرای ایران دهن کجی کرد.
در آن سال اروپایی ها پس از تلاش فراوان موفق شدند توافق سعد آباد را با ایران به امضا برسانند، جالب اینکه در آن زمان جناب آقای روحانی رئیس جمهوری فعلی ایران دبیر شورای عالی امنیت ملی این کشور بود و مذاکرات را رهبری می کرد.
علیرغم اینکه پر واضح بود که اروپایی ها در مورد ریز گفتگوهای خود با ایرانی ها با آمریکا هماهنگ کرده بودند و توافق را پس از موافقت آمریکایی ها به امضا رساندند اما با این حال هنوز جوهر توافق خشک نشده بود آمریکایی ها توافقی که پای آن امضا نکرده بودند بر هم زدند و پرونده ایران را از شورای حکام آژانس انرژی هسته ای به شورای امنیت بردند.
شاید بتوان گفت توافق سعد آباد می توانست رویایی ترین توافق قرن با ایران به حساب آید چون در آن زمان ایران پذیرفت همه فعالیت های هسته ای خود را متوقف کند و همه نیروگاه های هسته ای ایران پلمپ شدند.
به هر حال ملاحظه کردیم که در آن زمان رئیس جمهوری وقت آقای خاتمی مجبور شد دو ماه مانده به انتخابات پلمپ آژانس را خود بشکند و فعالیت های هسته ای ایران را از سر بگیرد و در دوران ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد برنامه هسته ای ایران به گونه ای به سرعت پیشرفت کند که هر لحظه جهان منتظر شنیدن خبر آزمایش بمب اتمی ایران باشد.

گو اینکه ایران بر اساس اصول ثابت خود و فتوای رهبری چندین بار رسما اعلام کرد که هیچ برنامه ای برای تولید سلاح های هسته ای ندارد، اما نباید فراموش کرد که ایران معاهده منع گسترش سلاح های هسته ای را با تحفظ وشرط خاورمیانه عاری از سلاح های هسته ای امضا کرده آن هم نه در دوران بعد انقلاب بلکه قبل انقلاب، یعنی زمانی که شاه ایران رابطه بسیار خوبی با آمریکا و اسرائیل داشته، در آن زمان هم ایران تاکید کرده بوده که به شرطی این معاهده را امضاء می کند که نه فقط حق ایجاد نیروگاه های هسته ای داشته باشد بلکه خاورمیانه عاری از هرگونه تسلیحات هسته ای باشد.
اگر به این شرط تحفظ ایران توجه داشته باشید این به این معنا است که اگر هر کشوری من جمله اسرائیل اقدام به تولید تسلیحات هسته ای کند آنوقت این حق برای ایران محفوظ می ماند که سلاح هسته ای برای دفاع از خود تولید کند یا نه.
طبق گزارش های متعدد اسرائیل میان 250 تا 400 کلاهک هسته ای در اختیار دارد و برخی رسانه ها بین المللی از خریدن چند بمب هسته ای پاکستانی توسط عربستان سعودی صحبت می کنند.
اگر این گزارش ها صحت داشته باشد پس ایران می تواند از معاهده منع گسترش تسلیحات هسته ای خارج شود و اقدام به تولید سلاح های هسته ای کند چون به هر حال ایرانی ها این تجربه را داشته اند که کشورهای همسایه همیشه چشم طمع به سرزمین آنها داشته اند و بارها به ایران حمله کرده اند و از انواع سلاح های کشتار جمعی شیمیایی و بیولوژیک و… استفاده کرده اند و مجامع بین المللی در قبال استفاده از این تسلیحات سکوت کرده اند.
این جمله آخر بنده بر مبنای گزارشی است که نشریه فورن پالسی آمریکا اخیرا منتشر کرده و فاش کرده که مقامات آمریکایی در زمان جنگ ایران و عراق کاملا در جریان استفاده عراق از سلاح های کشتار جمعی شیمیایی و بیولوژیک بر علیه مردم بی دفاع ایران بودند اما به دیپلمات های خود و کشورهای متحد با خود دستور داده بودند تا به هیچ وجه اجازه ندهند ماجرا به قطعنامه ای از طرف شورای امنیت کشیده شود و اصلا بحثی در این مورد نشود و در نهایت دبیر کل وقت سازمان ملل فقط به محکوم کردن استفاده از سلاح های شیمیایی در جنگ ایران و عراق (بدون ذکر طرف استفاده کننده) اکتفا کند.
خوب حال با این شرایط اروپایی ها با یک خطر جدی مواجه می باشند و آن این است که توافق هسته ای جدید نیز بهم بخورد و شرایط منطقه خاورمیانه بیش از آنچه که هست متشنج گردد ترکش های هر اتفاقی در این منطقه اول به اروپا خواهد خورد و ایالات متحده چندین هزار کیلومتر دورتر از این ترکش ها می باشد.

ایالات متحده در حال حاضر چندین سال است که تلاش دارد اتحادیه اروپا را از هم بپاشد و جدا کند چون احساس می کند این اتحادیه به یک رقیب اقتصادی برای آن تبدیل شده و تصور اینکه شرایط همکاری قبلی میان این اتحادیه و ایالات متحده ادامه یابد بسیار تصور ساده لوحانه ای است.
هر چه که بخواهیم در مورد پرزیدنت ترامپ فکر کنیم اما یک ویژگی بزرگی دارد که باید آن را تحسین کنیم و آن این است که فرد رک گویی است و مانند دیگر سیاست مداران کهنه کار آمریکایی بلد نیست به قول معروف سیاسی کاری کند.
وی دیدگاه واقعی آمریکایی را که همانا آمریکا اول است را نمایش می دهد.
در این دیدگاه چیزی به نام کدام کشور دوم است وجود ندارد چون طبق این دیدگاه همه کشورها باید در قعر باشند تا آمریکا بالا سر بماند.
بدیهی است بسیاری از سیاست مداران اروپایی هم بخوبی این ماجرا را متوجه شده اند و وقتی که بحث از تشکیل ارتش واحد اروپایی می شود به این دلیل است که سیاست مداران اروپایی متوجه شده اند که دیگر نمی توانند روی حمایت آمریکا حساب باز کنند.
مخصوصا اینکه آمریکا حتی بر علیه اروپایی ها نیز یک جنگ تجاری شروع کرده.
با این شرایط وقت آن رسیده که اروپایی ها تصمیم بگیرد آیا می خواهند جایگاه خود به عنوان اتحادیه اروپا در سطح جهان را حفظ کنند و یا حاضر هستند به فروپاشی آن تن دهند.
اگر اروپایی ها تصمیم دارند در قبال رفتارهای قلدر معابانه ترامپ بایستند و استقلال خود را حفظ کنند توافق هسته ای ایران بهترین بهانه برای آنها است که چنین کاری کنند.
وقت آن رسیده که اروپایی ها برای یک بار هم که شده پس از چندین دهه به آمریکا بگویند بس است شما نمی توانید در مورد ما از طرف خودتان تصمیم بگیرید و ما منافعی داریم که باید از آن حمایت کنیم.

اگر مقامات سیاسی اروپا این جسارت را به خرج دهند احتمال اینکه تندروها و قومی گراها معروف به افراطیون راست نتوانند در این قاره مجددا به قدرت برسند بسیار زیاد می شود اما در صورتی که مقامات اروپایی بخواهند به قول آقای ظریف دل به دریا بزنند و از خیس شدن بترسند، آنوقت احتمال اینکه راست های افراطی در کشورهای اروپایی به قدرت برسند بسیار زیاد می شود و قطعا در آن شرایط کل اتحادیه اروپا فرو خواهد پاشید و همان شرایطی که صد سال پیش منجر شده بود که جنگ های ویرانگر در این قاره بوقوع بپیوندد مجددا احیا خواهد شد.
نبض زمان
 
پست ها : 1929
تاريخ عضويت: يکشنبه دسامبر 30, 2018 2:36 pm

Re: معرفت به زمان 18 ربیع الاول 1440

پست جديدتوسط نبض زمان » پنج شنبه ژانويه 03, 2019 4:41 pm

انگلستان14 تن طلای ونزوئلا را می خواهد بخورد!

Image

راشا تودی – ترجمه رضا نافعی
بانک انگلیس حاضر نیست طلاهای کشور ونزوئلا را ، که 284 میلیون یورو برآورد شده، به صاحب آن، که دولت ونزوئلاست پس بدهد. مقامات دولتی انگلیس مدعی هستند که معلوم نیست انگیزه دولت کاراکاس برای پس گرفتن 14 تن طلای خود چیست. روزنامه انگلیسی تایمز می نویسد مقامات انگلیسی مصر هستند که این اقدامشان برای پیشگیری از پولشوئی است. رسانه ها از قول منبعی که نامش ذکر نشده می نویسند:» نگرانی هائی وجود دارد مبنی بر این که ممکن است آقای مادور طلائی را که متعلق به ونزوئلاست ضبط کند و برای کسب سود شخصی آن را بفروش رساند.

در آغاز هفته جاری گزارش هائی علنی شدند حاکی از این که دولت ونزوئلا از دو ماه پیش تلاش می کند تا ذخایر طلای ونزوئلا را که در انگلستان نگه داری می شوند، به کشور خود بازگرداند.
ادعا شده که این مذاکرات متوقف شده اند، زیرا یافتن موسسه ای که حاضر شود حمل و نقل طلای مزبور را بیمه کند همواره دشوار تر می شود، درحالیکه انعقاد قرارداد بیمه برای حمل و نقل چنین محموله بزرگی از طلا ضروری است.

هفته گذشته صدور طلا از ونزوئلا به خارج از کشور مشمول دور تازه ای از تحریم های امریکا علیه این کشور شد. طبق این تحریم هر یک از اتباع امریکا یا هر موسسه امریکائی که در فروش طلای ونزوئلا سهیم گردد، مجازات خواهد شد. در سالهای اخیر واشنگتن یک سلسله اقدامات تنبیهی علیه جمهوری ونزوئلا وضع کرده است، که شامل امور مالی، صدور اوراق قرضه دولتی و عملیات مربوط به خرید و فروش مواد نفتی شرکت دولتی نفت ونزوئلا PDVSAمی گردد. مقامات دولتی امریکا دولت کنونی ونزوئلا و رئیس جمهور آن نیکولاس مادور را به نقض حقوق بشر و تضعیف دموکراسی متهم کرده اند.

ونزوئلا که در حال حاضر با بحران شدید اقتصادی روبروست، اخیرا در صدد برآمده تا وابستگی های ونزوئلا را به موسسات و ابزارهای مالی تحت کنترل ایالات متحده امریکا از جمله دلار امریکا قطع کند. ماه گذشته ونزوئلا اعلام کرد بعلت تداوم تحریم ها از سوی امریکا از این پس برای مبادلات بازرگانی از ارزهائی مانند یورو، یوآن و هر ارز قابل تبدیل دیگر استفاده خواهد کرد. در سه سال اخیر ونزوئلا برای کسب وام های میلیاردی از وام دهندگان بین المللی، از طلای خود بعنوان وثیقه استفاده می کرد. اما از سال 2017 که واشنگتن معاملات مالی با ونزوئلا را برای موسسات امریکائی ممنوع کرد، انجام معاملات مالی برای ونزوئلا دشوار تر شد.
https://deutsch.rt.com/international/79 ... -denn-mit/
نبض زمان
 
پست ها : 1929
تاريخ عضويت: يکشنبه دسامبر 30, 2018 2:36 pm

Re: معرفت به زمان 18 ربیع الاول 1440

پست جديدتوسط نبض زمان » پنج شنبه ژانويه 03, 2019 4:42 pm

کارناوالی بنام صلح برای ادامه جنگ افروزی


یونگه ولت ترجمه رضا نافعی

Image
روز یکشنبه رهبران و رؤسای جمهور60 کشور، در پاریس، از پایان جنگ جهانی اول – 11 نوامبر 1918- که در شمال فرانسه پایان یافت، یاد کردند.
با برگزاری رژه نظامی همراه با سر وصدای معمول و بوق و شیپور و کرنا، زیر باران سیل آسا، در خیابان شانزه لیزه در پاریس، جشن وفاداری گرفته شد. سیاستگران ریاکار، خطاب به 18،6میلیون سربازان و غیر نظامیانی که در آن جنگ جهانی اول جان خود را از دست دادند، سوگند یاد کردند که به آنها وفاداردار بمانند، در حالی که هم اکنون آتش جنگ در سوریه و یمن شعله ور است و شهرها زیر باران بمب می سوزند .

روز یکشنبه ، ساعت 11، ناقوس کلیسا های فرانسه بصدا در آمدند، تا یاد آور نوای ناقوس هایی باشند که صد سال پیش در چنین ساعتی به صدا در آمدند تا همگان را از آغاز صلح با خبر سازند. در حضور کشور مدارانی چون ترامپ، پوتین، انگلا مرکل، نتانیاهو و رجب طیب اردوغان و دیگر کسانی که به همین مناسبت به پاریس آمده بودند، ماکرون نطقی ایراد کرد که در آن از «دمیدن سحرگاه عصری نوین برای اروپا » سخن گفت.

عصری که در آن » تسلط» بر دیگر خلق ها » خطا» دانسته خواهد شد. او گفت «فرانسه برای آزادی و صلح همواره سربازی آرمانی خواهد بود». او سخنان خود را چنین پایان داد:» زنده باد صلح».
یک روز پیش از این اظهارات، رئیس جمهور فرانسه مهماندار ترامپ رئیس جمهور امریکا در کاخ الیزه بود، دیداری که گفتگوهای آن نه در باره صلح که در درجه اول در باره تسلیحات بود.
پس از ان که ماکرون در هفته گذشته با طرح در خواست خود مبنی بر ایجاد » ارتش اروپائی» سبب رنجش خاطر ترامپ شده بود، در این دیدار هر دو به این نظر رسیدند که اروپائی ها باید برای افزایش قدرت تهدید و توانائی جنگی اتحادیه نظامی اتلانتیک شمالی سرمایه گذاری بیشتر بکنند.
توضیح ماکرون در باره نتیجه مذاکرات، که روز یکشنبه متتشر شد، این بود: «در مورد توانائی استراتژیک اروپا و اروپائی که باید سهم خود را برای حمل باری که بر دوش ناتوست ادا کند ، من با رئیس جمهور امریکا هم نظر هستم». ترامپ از اظهارات ماکرون در مورد تقسیم هزینه راضی بود: «چون آنچه ما می خواهیم یک اروپای نیرومند است».
فقط چپ فرانسه نیست که به حق نگرانست : پول بیشتر برای صندوق جنگ است.

روز شنبه صبح ماکرون همراه با صدراعظم آلمان پرده از 2لوح یادبود تازه ای برداشتند که جایگزین لوحی بود که اندک زمانی پس از آتش بس تاریخی در 1918 در Compiègne نقر شده بود لوحی ای که مضمون آن از منظر امروز سخت نظامی بنظر می رسید.

در جنگ جهانی اول رویهم 18،6 میلیون نفر جان باختند، 9،7 میلیون نفر سرباز بودند و 8،9 میلیون نفر غیرنظامی. حاصل این کشتار فقط در فرانسه 600 هزار بیوه و قریب یک میلیون کودکان یتیم بودند. 300 هزار سرباز مصدوم شدند، بیش از 15 هزار سرباز در اثر گاز های سمی چنان صدماتی درمان ناپذیری به چهره آنها وارد آمد که بقیه عمر را در خفا بسر بردند. در جنگ هفت ساله سوریه که هنوز ادامه دارد 350 هزار نفر کشته شده اند. قریب 12 میلیون نفر مجبور شدند خانه و زندگی خود را ترک کنند، یعنی 65 درصد از کل جمعیت سوریه. افزون بر امریکا و روسیه بیش از 50 کشور دیگر از جمله فرانسه، آلمان، انگلستان، عربستان سعودی، مراکش، استرالیا، کانادا و اردن نیزدر این جنگ سهیم هستند.
https://www.jungewelt.de/artikel/343334 ... ieden.html
نبض زمان
 
پست ها : 1929
تاريخ عضويت: يکشنبه دسامبر 30, 2018 2:36 pm

Re: معرفت به زمان 18 ربیع الاول 1440

پست جديدتوسط نبض زمان » پنج شنبه ژانويه 03, 2019 4:43 pm

هشدار مقامات بلندپایه فرانسوی به مکرون


به گزارش سرويس بين الملل خبرگزاري صداوسيما از پاريس، سیاستمداران، سران احزاب و مقامات بلندپایه فرانسه با هشدار به امانوئل مکرون؛ خروج فوری کشور از بحران اقتصادی ایجاد شده و آرام کردن معترضان را خواستار شدند.
ژرار لارشه رئیس مجلس سنای فرانسه (و نفر دوم این کشور) در پیام توئیتری اعلام کرد: دولت فرانسه باید فورا نیازهای معترضان به سیاست های اقتصادی را برطرف کند تا کشور از بحران ایجاد شده خارج شود.

دو فون انییان رئیس حزب فرانسه سربلند نیز به امانوئل مکرون هشدار داد پاسخگو نبودن دولت و رفع نکردن نیاز معترضان؛ جامعه را به هرج و مرج بیشتر خواهد کشاند.حزب جمهوریخواه نیز از دولت فرانسه خواست صدای معترضان را تا دیر نشده بشنود.
اما در سوی دیگر ژان لوک ملانشون رئیس حزب فرانسه نافرمان که طرفدارانش امروز حضور فعالی در شانزه لیزه داشتند اعلام کرد دیگر برای شنیدن صدای معترضان دیر شده چرا که مردم زیر فشار اقتصادی له شده اند.
نبض زمان
 
پست ها : 1929
تاريخ عضويت: يکشنبه دسامبر 30, 2018 2:36 pm

Re: معرفت به زمان 18 ربیع الاول 1440

پست جديدتوسط نبض زمان » پنج شنبه ژانويه 03, 2019 4:45 pm

همه‌پرسی برای بریدن شاخ گاو و بز در سوییس!


رفراندوم سوئيسي ها براى بريدن شاخ گاوها و بزها به عنوان احترام به خلقت آنها = اوج دموكراسي در سوئيس يا خاصيت جامعه مرفه و بي درد سوئيس كه بي تفاوتي در برابر آن همه جنايت عليه بشريت كه در جهان جريان دارد

"آرمین کاپائول" شهروند 67 ساله سوییسی مبدع همه‌پرسی که خود یک گاودار است ، معتقد است "بریدن شاخ گاوها و بزها احترام نگذاشتن به خلقت آنها و مایه ناراحتی آنهاست."
سوییسی‌ها یکشنبه هفته آینده برای یک همه‌پرسی درباره بریدن یا نبریدن شاخ گاو و بز به پای صندوق‌های رای می‌روند.
به گزارش عصرایران به نقل از رویترز، این همه‌پرسی با تلاش یک گاودار سوییسی برگزار می‌شود. او برای برگزاری این همه‌پرسی طبق قوانین سوییس دستکم 100 هزار امضا جمع‌آوری کرده است.
هر شهروند سوییسی در صورتی که بتواند دستکم 100 هزار امضا درباره موضوعی جمع‌آوری کند، آن موضوع برای همه‌پرسی به رای عمومی گذاشته می‌شود.
بر اساس تخمین‌ها حدود بیش از 80 درصد از شاخ گاوها و بزها از سوی دامداران سوییسی بریده می‌شود. این اقدام برای کمتر اشغال شدن فضا در طویله‌ها و جلوگیری از آسیب زدن گاوها و بزها به یکدیگر صورت می‌گیرد.

اما "آرمین کاپائول" شهروند 67 ساله سوییسی مبدع همه‌پرسی که خود یک گاودار است ، معتقد است "بریدن شاخ گاوها و بزها احترام نگذاشتن به خلقت آنها و مایه ناراحتی آنهاست."
"آرمین کاپائول" مبدع همه‌پرسی
Image
او از سال 2014 کمپینی را برای جمع‌آوری امضا به منظور همه‌پرسی به راه انداخت و در نهایت موفق شد 100 هزار امضا برای همه‌پرسی درباره غیرقانونی اعلام کردن بریدن شاخ گاوها و بزها، جمع کند.
برآورد نظرسنجی‌ها حاکی است، موافقان و مخالفان بریدن شاخ حیوانات تقریبا برابرند و نتیجه این همه‌پرسی قابل پیش‌بینی نیست.
نبض زمان
 
پست ها : 1929
تاريخ عضويت: يکشنبه دسامبر 30, 2018 2:36 pm

Re: معرفت به زمان 18 ربیع الاول 1440

پست جديدتوسط نبض زمان » پنج شنبه ژانويه 03, 2019 4:48 pm

.
احوال آمریکا

.
نبض زمان
 
پست ها : 1929
تاريخ عضويت: يکشنبه دسامبر 30, 2018 2:36 pm

Re: معرفت به زمان 18 ربیع الاول 1440

پست جديدتوسط نبض زمان » پنج شنبه ژانويه 03, 2019 4:51 pm

ناتوانی یک «ابرقدرت!» در مدیریت آتش‌سوزی کالیفرنیا


آمارهای رسمی ارائه‌شده توسط اداره جنگل‌بانی و پیشگیری آتش‌سوزی در ایالت کالیفرنیا حاکی است در سال ۲۰۱۸ تاکنون ۷۵۷۹ مورد آتش‌سوزی اتفاق افتاده و ۶۷۵۰ کیلومترمربع در آتش سوخته است.
Image
گروه بین‌الملل خبرگزاری تسنیم ــ حدود 48 نفر تا کنون در آتش‌سوزی‌های شدید و گسترده‌ای که از پنجشنبه گذشته به بخش‌های مختلف ایالت کالیفرنیا سرایت کرده کشته شده‌اند. هم‌اکنون سه کانون آتش‌سوزی مناطق مختلف کالیفرنیا را تحت تأثیر قرار داده‌اند.

Image
آتش‌سوزی «کمپ‌فایر» (Camp Fire)
در شمال کالیفرنیا آتش‌سوزی موسوم به «کمپ فایر» با درنوردیدن 526 کیلومترمربع و به‌جا گذاشتن دست‌کم 29 کشته، مرگبارترین، مهیب‌ترین و مخرب‌ترین آتش‌سوزی در تاریخ این ایالت لقب گرفته و ده‌ها هزار نفر را به تخلیه محل سکونت خود مجبور کرده است.
در مسیر خرابه‌های به‌جامانده از این آتش‌سوزی شهر «پارادایز» با 26000 ساکن قرار دارد که کاملاً ویران شده؛ مقام‌های محلی به رسانه‌ها گفته‌‌اند تصادف در جاده‌های ارتباطی این شهر راه را بسته و ساکنان با پای پیاده درحالی که کودکان یا حیوانات خانگی‌شان را به‌بغل داشتند فرار کرده‌اند. آتش، 8800 سازه را سوزانده و طبق آخرین آمارها 15500 سازه دیگر در معرض خطر قرار دارند.
آخرین خبرها حاکی است تقریباً 30 درصد این آتش‌سوزی مهار شده، اما انتظار نمی‌رود اطفای کامل حریق «کمپ‌فایر» تا دو هفته آینده انجام شود. «سی‌ان‌ان» نوشته برخی از ساکنان به محل سکونتشان بازگشته‌اند و با خرابه‌های به‌جامانده مواجه شده‌اند.

Image
آتش‌سوزی «وولزی» (Woolsey Fire)
در جنوب کالیفرنیا آتش دیگری در حال پیشروی به‌سوی منطقه «مالیبو» است که میزبان خانه‌های هنرپیشگان هالیوود است. این آتش در مساحتی بیش از 150 مایل‌مربع، یعنی به‌اندازه مساحت شهر «دنور» گسترده شده است. دو نفر در این آتش‌سوزی کشته شده‌اند.
این آتش‌سوزی که به «وولزی» معروف شده 435 سازه را تخریب کرده و علی‌رغم مهار 35 درصد آن تلاش‌ها برای اطفای کامل آن تا کنون نتیجه‌بخش نبوده است. گفته می‌شود که 57000 سازه دیگر در معرض خطر قرار دارند. آخرین خبرها حاکی است شعله‌های آتش بیش از 393 کیلومترمربع را در بر گرفته‌اند و تا کنون 40 درصد آن مهار شده است.

آتش‌سوزی «هیل» (Hill Fire)
در شهرستان «ونچورا»، واقع در قسمت جنوبی ایالت آتش‌سوزی کوچکی مساحتی به‌وسعت تقریباً 18 کیلومترمربع را سوزانده است. دو سازه در این منطقه سوخته‌اند و دو ساختمان آسیب دیده‌اند. آتش‌سوزی در این منطقه تقریباً تا 90 درصد مهارشده انتظار می‌رود.

آمارها: 500 آتش‌سوزی در یک ماه
رئیس سازمان جنگلداری ایالت کالیفرنیا گفته ظرف 30 روز گذشته 500 آتش‌سوزی در این ایالت اتفاق افتاده است. تنها در یک هفته گذشته بیش از 910 کیلومترمربع در آتش سوخته‌اند. این از مجموع مساحت شیکاگو و بوستون بیشتر است.
آمارهای رسمی ارائه‌شده توسط اداره جنگل‌بانی و پیشگیری آتش‌سوزی در ایالت کالیفرنیا حاکی است در سال 2018، تا کنون 7579 مورد آتش‌سوزی اتفاق افتاده و 6750 کیلومترمربع در آتش سوخته است. این آتش‌سوزی‌ها تا کنون 2975 میلیارد دلار خسارت به‌جا گذاشته‌اند.
در آتش‌سوزی «تابز فایر» در اکتبر گذشته میلادی 5هزار و 636 ساختمان ویران شد و آتش وسعتی معادل 149 کیلومترمربع را کاملاً سوزاند و 22 تن را کشت. تابز فایر تا همین هفته پیش رکورددار مخرب‌ترین آتش‌سوزی کالیفرنیا بود.
با آنکه دلیل آتش‌سوزی‌های کمپ و وولزی هنوز مشخص نشده، مقام‌های دولتی در حال تحقیق درباره بروز پاره‌ای مشکلات در شرکت‌های تأمین برق در منطقه هستند. حدود 15 دقیقه قبل از آغاز آتش‌سوزی‌ کمپ‌فایر، شرکت Pulga, PG&E گزارشی از خرابی در یکی از خطوط انتقال برق مطرح کرده است.
بیش از 300 هزار نفر تا کنون در سراسر این ایالت مجبور به ترک خانه و کاشانه شده‌اند. اکثر آنها ساکنان لس‌آنجلس هستند. 170 هزار نفر از ساکنان این منطقه تخلیه شده‌اند.

مدیریت ناکارآمد
Image
احداث منازل مسکونی در نزدیکی مناطق بکر طبیعی یکی از دلایل بروز آتش‌سوزی‌های مهیب و پرتلفات در برخی ایالت‌های آمریکا است
«دونالد ترامپ»، رئیس‌جمهور آمریکا، مدیریت ناکارآمد را مقصر بروز این حادثه و تلفات بالای آن دانسته است. او در توئیترش نوشته است: «برای بروز این آتش‌سوزی‌های مهیب، مرگبار و پرهزینه در جنگل‌های کالیفرنیا هیچ دلیلی غیر از مدیریت ضعیف جنگل‌ وجود ندارد. سالانه میلیاردها دلار هزینه می‌شود، در حالی که جان این همه انسان فقط به‌خاطر سوءمدیریت جنگل از دست می‌روند».
سخنان ترامپ البته خالی از واقعیت نیست. روزنامه سان‌فرانسیسکو کرونیکل گفته یکی از دلایل افزایش آتش‌سوزی‌ها در کالیفرنیا، افزایش درخت‌های مرده است. در دوره‌های خشک و داغ مانند اکنون، جرقه‌ها، خطوط برق افتاده، ته‌سیگار و برخورد رعد و برق می‌تواند علت برافروخته شدن کاج‌ها، کاج‌های قندی و دیگر گونه‌های پوسیده و آتش‌سوزی باشد.
آخرین آمارهای رسمی موجود حاکی است تا دسامبر 2017، حدود 129 میلیون درخت مرده در ایالت کالیفرنیا وجود دارند که خطر بالقوه برای آتش‌سوزی به‌شمار می‌روند.
همه کارشناسان در آمریکا البته سوءمدیریت در نگهداری جنگل را عامل این آتش‌سوزی و تلفات آن نمی‌دانند. در واقع همه این آتش‌سوزی‌ها هم در جنگل اتفاق نیفتاده‌اند.
«ماکس موریتز»، کارشناس آتش‌نشانی در دانشگاه کالیفرنیا به نیویورک‌تایمز گفت: «منشأ همه این آتش‌سوزی‌ها از جنگل نیست».

روزنامه نیویورک‌تایمز نوشته آتش‌سوزی‌های «کمپ» و «وولزی» که شمال و جنوب کالیفرنیا را در بر گرفته‌اند در مناطقی اتفاق افتاده‌اند که اجتماعات انسانی در نزدیکی مناطق بکر طبیعی تشکیل شده‌اند و به همین دلیل آتش با سهولت بیشتری از جنگل‌ها یا چمنزارها به خانه‌ها سرایت می‌کند.
سال 2015 وزارت کشاورزی آمریکا در گزارشی اعلام کرده بود بین سال‌های 2000 تا 2010 شمار افرادی که محل سکونتشان را به نزدیکی مناطق بکر طبیعت منتقل کرده‌اند 5 درصد افزایش یافته است. در این گزارش آمده بود 44 میلیون خانه در آمریکا (معادل یک‌سوم کل خانه‌ها در این کشور) در حال حاضر در تلاقی‌گاه‌های مناطق طبیعی و شهری احداث شده‌اند. بالاترین میزان تمرکز این خانه‌ها در ایالت‌های فلوریدا، تگزاس و البته کالیفرنیا است.
موریتز به رسانه‌های آمریکا گفته است: «شاهد آن هستیم که مجموعه‌ای از خانه‌های آسیب‌پذیر در این اراضی احداث شده‌اند. اینها سازه‌هایی هستند که اغلب بر اساس قوانین ساختمان‌سازی چند دهه پیش ساخته شده‌اند و بنابراین به‌اندازه‌ای که باید، در برابر آتش مقاوم نیستند».
وی اضافه کرد: «مسئله اینکه ما خانه‌هایمان را کجا احداث می‌کنیم ما را در برابر تخریب منازل و تلفات این‌چنینی بسیار آسیب‌پذیر می‌کند».
نبض زمان
 
پست ها : 1929
تاريخ عضويت: يکشنبه دسامبر 30, 2018 2:36 pm

Re: معرفت به زمان 18 ربیع الاول 1440

پست جديدتوسط نبض زمان » پنج شنبه ژانويه 03, 2019 4:52 pm

روس‌ها نسبت به سفر آمریکایی‌ها به ماه تردید دارند


رئیس شرکت «راس کاسموس» روسیه با ابراز تردید درباره اینکه آیا آمریکایی‌ها واقعا در سطح ماه فرود آمده‌اند، گفت، هیچ کشوری به تنهایی قادر نیست برنامه سفر به ماه را اجرا کند.
Image

به گزارش گروه بین‌الملل خبرگزاری تسنیم به نقل از خبرگزاری «اینترفکس»، "دمیتری راگوزین" رئیس شرکت «راس کاسموس» روسیه پیشنهاد کرد که بررسی شود آیا آمریکایی‌ها واقعا به ماه سفر کرده‌اند.
وی در جریان بازدید خود از شرکت «سیستم‌های فضایی روسیه»، در جمع خبرنگاران و در پاسخ به سئوالی گفت: «ما چنین وظیفه‌ای را قرار داده‌ایم تا فرود فضانوردان آمریکایی به سطح ماه مورد بررسی قرار بگیرد که آیا این سفر واقعا رخ داده است. آنها (آمریکایی‌ها) می‌گویند که سفر کرده‌اند و ما این مسئله را بررسی خواهیم کرد.»
رئیس شرکت «راس کاسموس» تاکید کرد، در حال حاضر هیچ کشوری در جهان نمی‌تواند برنامه سفر به ماه را به تنهایی اجرا کند. به همین دلیل وی شخصا روی همکاری با ایالات متحده برای مطالعه تنها قمر کره زمین حساب می‌کند.

نخستین سفر فضانوردان آمریکایی به سطح کره ماه در سال 1969 انجام گرفت.
پیش از این،برخی مقامات شرکت «راس کاسموس» گفته بودند که به احتمال زیاد به زودی برنامه دولتی جدید برای سفر به ماه اعلام خواهد شد. البته یادآور شده‌اند که نخستین فرود فضانوردان روسی در ماه زودتر از سال2030 مقدور نخواهد بود.
نبض زمان
 
پست ها : 1929
تاريخ عضويت: يکشنبه دسامبر 30, 2018 2:36 pm

Re: معرفت به زمان 18 ربیع الاول 1440

پست جديدتوسط نبض زمان » پنج شنبه ژانويه 03, 2019 4:53 pm

.
احوال شامات (اردن، فلسطين، لبنان سوريه)

.
نبض زمان
 
پست ها : 1929
تاريخ عضويت: يکشنبه دسامبر 30, 2018 2:36 pm

Re: معرفت به زمان 18 ربیع الاول 1440

پست جديدتوسط نبض زمان » پنج شنبه ژانويه 03, 2019 4:54 pm

لبنان هدیه نظامی روسیه را رد کرد


یک روزنامه لبنانی اعلام کرد این کشور هدیه نظامی روسیه را به بهانه‌های فنی رد کرده است.
به گزارش خبرگزاری فارس، روزنامه «الاخبار» گزارش داد پس از چند ماه تعلل سرانجام لبنان هدیه نظامی روسیه را بنا دلایلی که در ظاهر «فنی» است اما در باطن «سیاسی» است، رد کرد.
در این گزارش آمده است، در لبنان مانند روسیه آشکار شده که آمریکایی‌ها جلوی هر همکاری نظامی میان بیروت و مسکو را می‌گیرند. چند روز قبل از عید استقلال لبنان از پذیرش مهمات تقدیم شده از سوی وزارت دفاع روسیه عذر خواست، هدیه‌ای که شامل میلیون‌ها گلوله برای اسلحه‌های مختلف – که هزینه آن به پنج میلیون دلار می‌رسید به علاوه مهمات و مواد منفجره- بود؛ بهانه بیروت این بود که گلوله‌های پیشکش با سلاح‌هایی که ارتش لبنان در اختیار دارد، متناسب نیست. این در حالی است که ارتش لبنان دهها هزار تفنگ کلاشینکف و تیربار روسی« PKS» در اختیار دارد و به طبع‌ آن به گلوله‌های آنها نیز نیاز دارد.

الاخبار افزود، علاوه اینکه رژیم صهیونیستی به عنوان دشمن لبنان دارای بزرگترین زرادخانه سلاح غربی در منطقه است و مقدار معینی سلاح شرقی نیز در زرادخانه‌های خود دارد که با حجم ذخایر نظامی برخی کشورهای عربی برابری می‌کند.

این روزنامه تصریح کرد پس از موانع بسیار که جلوی رسیدن این هدیه نظامی در مورد مقرر یعنی ژوئن را گرفت بهانه فنی لبنان برای عدم پذیرش این هدیه از طریق پیامی رسمی به دست وابسته نظامی روسیه در بیروت رسید. پیام مذکور یک تصمیم سیاسی بوده که منبع آن تا کنون مشخص نیست اما در سبد ارتش لبنان قرار می‌گیرد که تسلیح آن از سوی آمریکاست و دریافت تسلیحات خارج از اعضای ناتو برای این ارتش ممنوع است.
الاخبار ادامه داد تکیه ارتش بر یک منبع تسلیحاتی و عوض کردن سلاح‌های روسی به بهای حذف سلاح‌های غربی، قبل از هر چیزی، تصمیمی سیاسی است و ارتش نمی‌تواند آن را گرفته باشد بلکه بخشی از سیاست‌های عالی دولت است و حداقل در کابینه درباره سیاست تسلیحاتی بحث و تبادل نظر شده است. آیا دولت جلسه گرفته و تصمیم به شروع این سیاست گرفته است؟ حداقل این را در سایه دولت پیشبرد امور نگرفته است. چه کسی این تصمیم را گرفته؟ پاسخی برای این سوال نیست.

این روزنامه لبنانی سپس نوشت تصمیم روسیه برای تقدیم هدیه به ارتش لبنان یک تصمیم روسی صرف نبود بلکه ماحصل دو جریان است؛ اول: پس از آنکه لبنان در زمان هدیه به اصطلاح نظامی عربستان سعودی برای خرید اسلحه، لیستی از الزامات از طرف روسی را ارائه کرد و دوم: سفر «یعقوب الصراف» وزیر دفاع لبنان به روسیه طی سال گذشته و ارائه نیازهای ارتش لبنان. بر این اساس ارتش روسیه تصمیم به تقدیم هدیه نظامی به لبنان گرفت تا‌ آغازی برای مسیر همکاری بر اساس توافق نظامی فنی که در این راستا امضا شده بود، باشد و همچنین سرآغازی بر توافقنامه نظامی باشد که قرار بود در ماه آوریل امضا شود اما آمریکایی‌ها و انگلیسی‌ها توانستند «سعد الحریری» نخست‌وزیر مکلف را قانع به عدم امضای آن کنند.

بر اساس این گزارش، در سال 2008 نیز روسیه تصمیم به تقدیم هدیه نظامی به ارتش لبنان گرفت که شامل جنگنده‌های «میگ 29»، تانک‌های «تی-72» و خمپاره‌انداز «130 ملم» و 50 هزار گلوله برای تانک و خمپاره انداز بود. این هدیه می‌توانست سطح تسلیحاتی ارتش لبنان را بالا ببرد اما دولت لبنان در آن زمان به ریاست «میشل سلیمان» هدیه مذکور را رد کرد. بهانه آن زمان این بود که جنگنده‌های میگ نیازمند فرودگاه‌های مخصوص ویژه هستند و هزینه نگهداری آنها بسیار بالا هستند. پس از رد این هدیه، روس‌ها گفتند می‌توانند به لبنان بالگردهای جنگی بدهند که با زیرساخت‌های لبنان هماهنگ باشد اما مقامات لبنانی آنقدر تعلل کردند که این پیشنهاد نیز کنار رفت. فشار آمریکا در آن زمان مانع این کار شد و بعدها اسناد ویکیلیکس هم رد پای آمریکا در این موضوع را آشکار کرد.
نبض زمان
 
پست ها : 1929
تاريخ عضويت: يکشنبه دسامبر 30, 2018 2:36 pm

Re: معرفت به زمان 18 ربیع الاول 1440

پست جديدتوسط نبض زمان » پنج شنبه ژانويه 03, 2019 4:56 pm

.
احوال حاشيه خليج فارس (از عمان و دويلات خليج تا عربستان ويمن)

.
نبض زمان
 
پست ها : 1929
تاريخ عضويت: يکشنبه دسامبر 30, 2018 2:36 pm

Re: معرفت به زمان 18 ربیع الاول 1440

پست جديدتوسط نبض زمان » پنج شنبه ژانويه 03, 2019 4:58 pm

دادستان سعودی: جنازه خاشقچی قبل از خروج از کنسولگری قطعه قطعه شده
او با تزریق یک ماده به قتل رسید
تیم ۵ نفره قتل، سعی داشتند خاشقچی را زنده به عربستان بازگردانند
معاون سابق رئیس سازمان جاسوسی عربستان دستور تشکیل تیم ترور او را صادر کرده بود
برای آن ۵ نفر حکم اعدام صادر شده
جسد توسط تیم قتل به یک محلی ترک تحویل داده شده؛ اطلاعات همدست ترک پرونده را به ترکیه خواهیم داد
یکی از متهمان، دوربین‌های کنسولگری را از کار انداخته بود


دادستانی عربستان سعودی در اعترافی جدید در پرونده قتل خاشقچی اذعان کرد که او در کنسولگری عربستان تکه‌تکه سپس به بیرون انتقال داده شده است.
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :
Image
دادستانی کل عربستان در کنفرانس مطبوعاتی در ریاض اعلام کرد: معاون سابق رئیس سازمان جاسوسی عربستان دستور تشکیل تیم ترور خاشقچی را صادر کرده است.
به گزارش «انتخاب»، دادستانی کل عربستان در کنفرانس مطبوعاتی پیرامون تحقیقات سعودی ها درباره قتل خاشقچی گفت: جنازه خاشقچی قبل از خروج از کنسولگری قطعه قطعه شده است.
وی افزود: تصویری کلی از چهره فرد محلی [ترک] که جنازه خاشقچی را تحویل گرفته در دست داریم، معاون سابق رئیس سازمان جاسوسی عربستان دستور تشکیل تیم ترور خاشقچی را صادر کرده است.
دادستان عربستان تصریح کردند: 5 نفر در قتل خاشقچی درگیر بودند، برای تمامی افراد حکم اعدام صادر شده است.
وی خاطرنشان کرد: خاشقچی با تزریق یک ماده به قتل رسیده است و پس از قطعه قطعه و از کنسولگری خارج شده است، این 5 نفر سعی داشتند خاشقچی را زنده دستگیر و به عربستان بازگردانند.
دادستان عربستان مدعی شد که تیم 5 نفره قتل خاشقچی، قتل و تکه تکه کردن جسد این روزنامه نگار را بدون اطلاع مقامات عالی سعودی انجام دادند.
وی همچنین اظهار داشت: جسد قاشقچی توسط تیم قتل به یک محلی ترک تحویل داده شده است، اطلاعات همدست ترک پرونده خاشقچی را به ترکیه خواهیم داد.
وی اظهار داشت یکی از متهمین دوربین های کنسولگری را از کار انداخته است.
دادستان عربستان گفت: اعضای تیم قتل خاشقچی شامل تیم مذاکره کننده، ماموران اطلاعات و جابه‌جایی بوده اند، از ترکیه خواستار امضای توافق همکاری در پرونده قتل خاشقچی هستیم، این درخواست سه بار برای مسئولان ترک ارسال شده ولی پاسخی دریافت نشده است.

دادستان عربستان مجددا تاکید کرد: عملیات بازگرداندن خاشقچی به عربستان از طرف معاون سابق سازمان جاسوسی عربستان صادر شده است.
ه گزارش گروه بین الملل خبرگزاری تسنیم،‌دادستان کل سعودی اعتراف کرده است که خاشقجی روزنامه‌نگار منتقد سعودی پس از کشته شدن در کنسولگری این رژیم در استانبول مثله شد.
بر اساس نتایج تحقیقاتی که حکومت سعودی انجام داده، پنج متهم، خاشقجی را کشته و جسدش را مثله کرده‌اند،‌نکته قابل توجه این است که این تحقیقات از سوی طرفی انجام شده که مقاماتش در صدور فرمان قتل و انجام این جنایت مشارکت داشته‌اند و به همین سبب این تحقیقات نمی‌تواند شفاف و بی‌طرفانه و عادلانه باشد.
بر اساس گزارش شبکه العربیه، سخنگوی دادستانی سعودی امروز نتایج تحقیقات خود درباره کشته شدن جمال خاشقجی را اعلام کرد و گفت تیم سعودی که به استانبول اعزام شد، برای متقاعد کردن خاشقجی به منظور بازگشت به عربستان تلاش می‌کرد، اما فرمانده این تیم دستور قتل خاشقجی را صادر کرد و جسدش مثله مثله و تحویل یک شهروند ترکیه‌ای که با تیم همکاری می‌کرد، شد.
این سخنگو در کنفرانس مطبوعاتی خاطر نشان کرد دادستانی سعودی به 11 فرد از بازداشت شدگان در عربستان در ارتباط با این پرونده اتهاماتی را وارد کرد و خواستار اعدام پنج نفر از آنها شده است.
این سخنگو افزود تحقیقات سعودی به این نتیجه رسیده است که معاون رئیس سازمان اطلاعات سعودی(این سخنگو به نام این مقام اشاره نکرده است) دستور تشکیل تیمی را برای بازگرداندن خاشقجی به عربستان چه با رضایت و چه به زور صادر کرده بود.
سخنگوی دادستانی سعودی گفت شیوه ارتکاب جنایت، درگیری و زد و خورد، دست و پا را بستن و تزریق آمپول حاوی مواد مخدر به وی که منجر به مرگ خاشقجی شد، آمر قتل خاشقجی رهبر تیم مذاکره کننده بود.
این سخنگو افزود تیم سعودی پس از قتل خاشقجی، وی را مثله کرد و آنگاه آن را از ساختمان کنسولگری در استانبول که جنایت در آن رخ داد، خارج کرد و به یک فرد محلی به عنوان همکار آنها تحویل داد.
این سخنگو آورده است یکی از اعضای تیم سعودی، دوربین‌های کنترل ساختمان کنسولگری را از کار انداخته بود.
نبض زمان
 
پست ها : 1929
تاريخ عضويت: يکشنبه دسامبر 30, 2018 2:36 pm

Re: معرفت به زمان 18 ربیع الاول 1440

پست جديدتوسط نبض زمان » پنج شنبه ژانويه 03, 2019 4:58 pm

ترامپ: اگر عربستان نبود، اسرائیل در مخمصمه بزرگی می افتاد


شفقناافغانستان- دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا علی رغم جنایت ترور جمال خاشقجی، از مواضع خود درباره روابط با عربستان دفاع کرد و گفت که اگر عربستان نبود اسرائیل در مخمصه بزرگی می افتاد.
به گزارش سرویس ترجمه شفقنا به نقل از الجزیره، ترامپ با بی ارزش جلوه دادن ارزیابی های سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا درباره قتل خاشقجی گفت: این ارزیابی دو وجهی است و او نمی گوید که ولیعهد سعودی کسی است که دستور قتل خاشقجی را صادر کرد.

وی روز پنج شنبه به خبرنگاران گفت: جهان زشت کسی است که مسئول قتل خاششقجی است . ارزیابی سیا درباره این قضیه به اوضاعی اشاره دارد که انسان می تواند از طریق آن به این نتیجه برسد که شاید ولیعهد سعودی این کار را کرده باشد یا خیر.

رئیس جمهور آمریکا ادامه داد: ارزیابی سیا دو وجه می تواند داشته باشد و همانطور که گفتم شاید ولیعهد سعودی این کار را انجام داده باشد و شاید هم نه.
وی افزود: این جنایت و همچنین سرپوش گذاشتن به آن زشت است و ولیعهد سعودی بیشتر از من از آن احساس انزجار می کند.

اگر معیارهای خاصی را دنبال کنیم متحدی برای ما نمی ماند
ترامپ علی رغم جمایت ترور خاشقجی از مواضع خود در خصوص پایبندی به روابط با عربستان دفاع کرد و گفت که اگر عربستان نبود اسرائیل در مخمصه بزرگی می افتاد.
وی تاکید کرد که عربستان متحد آنهاست و اگر معیارهای خاصی را دنبال کنیم متحدی برای ما برای ما باقی نمی ماند.
نبض زمان
 
پست ها : 1929
تاريخ عضويت: يکشنبه دسامبر 30, 2018 2:36 pm

Re: معرفت به زمان 18 ربیع الاول 1440

پست جديدتوسط نبض زمان » پنج شنبه ژانويه 03, 2019 4:59 pm

حریت: سیا نواری در اختیار دارد که در آن محمدبن‌سلمان دستور ساکت کردن خاشقجی را می‌دهد


شفقنا- یک رسانه ترک اعلام کرد سرویس اطلاعات و امنیت آمریکا یک نوار صوتی وحشتناک از نحوه به قتل رسیدن جمال خاشقجی در اختیار دارد.
به گزارش سرویس ترجمه شفقنا به نقل از رویترز، وبسایت روزنامه ترکیه‌ای حریت اعلام کرد: سیا نوار صوتی مربوط به یک مکالمه تلفنی در اختیار دارد که در آن محمدبن‌سلمان ولیعهد سعودی دستور ساکت کردن جمال خاشقجی را صادر کرده است.

ستون‌نویس حریت فاش کرده که جینا هاسپل رییس سیا سیگنال‌هایی داده که این گفتگوی ضبط‌شده را در اختیار دارد. ولیعهد سعودی در این مکالمه تلفنی به عوامل خود می‌گوید هرچه زودتر خاشقجی را ساکت کنند. با این حال یک مقام ترک در تماس با رویترز از وجود چنین نواری اظهار بی‌اطلاعی کرده است.
نبض زمان
 
پست ها : 1929
تاريخ عضويت: يکشنبه دسامبر 30, 2018 2:36 pm

Re: معرفت به زمان 18 ربیع الاول 1440

پست جديدتوسط نبض زمان » پنج شنبه ژانويه 03, 2019 5:00 pm

ترامپ: بن سلمان بیشتر از من از جنایت نفرت دارد
قتل خاشقچی تقصیر دنیا است


رئیس‌جمهور آمریکا می‌گوید محمد بن‌سلمان اساساً از جنایت متنفر است و اگر جمال خاشقچی تکه تکه شده، تقصیر دنیا است که جای بدی شده است.
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :

Image
«دونالد ترامپ» رئیس‌جمهور آمریکا در ادامه دفاع از سعودی‌ها بر سر نقش مقام‌های عالیرتبه عربستان در قتل «جمال خاشقچی، روزنامه‌نگار منتقد سعودی، مدعی شد که متهم ردیف اول این داستان یعنی «محمد بن‌سلمان» ولیعهد سعودی «از این جور کارها تنفر دارد.»

حضور محافظان شخصی بن‌سلمان در تیم ترور خاشقچی و مکالمات تلفنی ضبط‌شده، بسیاری از تحلیل‌گران و حتی سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا را به این نتیجه رسانده که دستور قتل این روزنامه‌نگار منتقد، از سوی ولیعهد جوان سعودی صادر شده است؛ رئیس‌جمهور آمریکا اما یک تنه اصرار دارد که روایت سعودی‌ها از تل خاشقچی، مبتنی بر حقیقت است.
سعودی‌ها می‌گویند تیمی که برای مجاب کردن خاشقچی به بازگشت به کشور به استانبول اعزام شده بود، در میانه عملیات اقناع وی به بازگشت، زیاده‌روی کرده و او را کشته است.
دونالد ترامپ در ادامه حمایت از بن‌سلمان، امرو پنج‌شنبه ۱ آذر ماه در میان خبرنگاران گفت: «من خودم هم از جنایت متنفرم و هم از آنچه در این ماجرا رخ داده و از تلاش برای لاپوشانی آن متنفرم ولی به شما بگویم که ولیعهد بن سلمان، بیش از من از این مسائل نفرت دارد.»

ترامپ دو روز پیش گفته بود شاید بن‌سلمان از ماجرا مطلع بوده و شاید هم مطلع نبوده است. رئیس‌جمهور آمریکا امروز حتی به بودن ردپایی از بن‌سلمان در این جنایت رضایت نداد و با مقصر دانستن همه مردم دنیا در قتل جمال خاشقچی، گفت: «شاید بتوان دنیا به خاطر این جنایت مقصر دانست چون دنیا جای خیلی خیلی بدی شده است.
منبع: فارس
نبض زمان
 
پست ها : 1929
تاريخ عضويت: يکشنبه دسامبر 30, 2018 2:36 pm

Re: معرفت به زمان 18 ربیع الاول 1440

پست جديدتوسط نبض زمان » پنج شنبه ژانويه 03, 2019 5:01 pm

دیپلمات سابق ایتالیایی در یادداشتی در سایت تحلیلی "میدل ایست ای" مطرح کرد؛
ترامپ برای نجات ولیعهد عربستان قیمت‌گذاری کرد: 450 میلیارد دلار| از دید ترامپ همه راه‌ها به تهران ختم می‌شود!
خطر وقوع درگیری میان کاخ سفید و سازمان‌های اطلاعاتی بالاست


ترامپ ایران را حامی تروریسم می‌خواند و سپس می‌گوید که عربستان سعودی موافقت کرده میلیاردها دلار برای مبارزه با تروریسم رادیکال هزینه کند. متاسفانه اما شواهد تاریخی و واقعیت‌ها خلاف ادعای ترامپ را ثابت می‌کنند و نشان می دهند عربستان سعودی اتفاقا حامی تروریسم بوده است.

آفتاب‌‌نیوز :
سرویس بین الملل- "مارکو کارنلوس" دیپلمات سابق ایتالیایی که ماموریت‌های فراوانی در سومالی، استرالیا و سازمان ملل متحد داشته و اخیرا فرستاده ویژه دولت ایتالیا در امور سوریه و خاورمیانه بوده است، در یادداشتی اشاره می‌کند که بیانیه ترامپ در مورد قتل جمال خاشقجی روزنامه نگار سعودی نشان می‌دهد زمانی که ارزش‌های آمریکا مانند حقوق بشر و حاکمیت قانون در تلاقی با منافع امریکا قرار می‌گیرند، او دومی را انتخاب می‌کند.

به گزارش آفتاب‎نیوز؛ این دیپلمات سابق ایتالیایی که در فاصله سال‌های 2011 تا 2015 میلادی به عنوان یکی از کارکنان سیاست خارجی نخست‌وزیران ایتالیا خدمت کرده است با اشاره به اظهارات اخیر ترامپ رییس جمهوری آمریکا در مورد جنایت روی داده علیه جمال خاشقجی می‌نویسد: "این بیانیه نمونه‌ای از صداقت سیاسی است؛ اگرچه تحلیل موجود در آن بر پایه مبنایی کاملا اشتباه است. ترامپ از سخنان توخالی و عمومی که توسط روسای جمهوری سابق آمریکا در مورد عربستان مطرح می‌شد عبور کرد. او کاملا روشن ساخت که آمریکا از این موضوع که محمد بن سلمان ولیعهد عربستان سعودی دستور قتل را صادر کرده چشم‌پوشی کرده است چرا که باید تسلیحات امریکایی را به سعودی‌ها بفروشد و به عربستان برای کنترل قیمت نفت در راستای منافع امریکا نیاز دارد.
در واقع، بیانیه ترامپ گزارش غیرمستقیم "میدل ایست ای" را تایید کرده که در آن ذکر شده بود هدف امریکا خارج ساختن ولیعهد عربستان سعودی از باتلاق ایجاد شده در جریان پرونده خاشقجی است. او در اولین جمله از بیانیه می‌نویسد: جهان جای بسیار خطرناکی است. این احتمالا تفسیری صحیح از وضعیت فعلی بین‌المللی جهان است. البته رییس جمهوری امریکا این حقیقت را رد می‌کند که کشورش در این وضعیت ایجاد شده سهیم بوده است. حمایت امریکا از جنگ عربستان سعودی در یمن، رویکرد آن کشور در مورد مسئله اسرائیل و فلسطین، جنگ بی‌پایان در افغانستان و میراث مسموم امریکا در عراق تنها چند نمونه از این موارد هستند. دلایل ارائه شده برای توضیح این که چرا جهان جای خطرناکی است مبتنی بر این استدلال امریکا است: همه جاده‌ها به تهران ختم می‌شوند. ترامپ ایران را حامی تروریسم می‌خواند و سپس می‌گوید که عربستان سعودی موافقت کرده میلیاردها دلار برای مبارزه با تروریسم رادیکال هزینه کند. متاسفانه اما شواهد تاریخی و واقعیت‌ها خلاف ادعای ترامپ را ثابت می‌کنند و نشان می دهند عربستان سعودی اتفاقا حامی تروریسم بوده است".

این دیپلمات سابق ایتالیایی در ادامه می‌افزاید: "ترامپ با بیانیه خود پیامی پنهانی را به عربستان سعودی و خاندان سلطنتی آن کشور ارسال کرد؛ اینکه امریکا برای نجات ولیعهد عربستان سعودی قیمت‌گذاری کرده است: 450 میلیارد دلار. ترامپ از عربستان سعودی انتظار دارد که این 450 میلیارد دلار را هرچه زودتر در آن کشور سرمایه‌گذاری کند. ترامپ منتظر است ک وعده‌های مالی و سرمایه‌گذاری عربستان سعودی هر چه زودتر تبدیل به قرارداد شوند.

گزارش سیا اما مغایر با نظر ترامپ است و معتقد است که محمد بن سلمان مستقیما در صدور فرمان قتل خاشقجی نقش داشته است. بخش‌های خاصی از سیا هم اکنون ناراحت عدم استفاده از فرصت مناسب پیشین ایجاد شده برای همکاری با محمد بن نایف ولیعهد سابق و در حال پیچیده‌تر ساختن برنامه ترامپ به منظور حفظ محمد بن سلمان هستند. واقعیت آن است که خطر وقوع درگیری میان کاخ سفید و سازمان‌های اطلاعاتی بالاست؛ همانند موضوع روسیه گیت. ترامپ در مورد گزارش سازمان‌های اطلاعاتی امریکا درباره مداخله روسیه در انتخابات 2016 به ضرر حزب دموکرات نیز این موضوع را رد کرده است".
نبض زمان
 
پست ها : 1929
تاريخ عضويت: يکشنبه دسامبر 30, 2018 2:36 pm

Re: معرفت به زمان 18 ربیع الاول 1440

پست جديدتوسط نبض زمان » پنج شنبه ژانويه 03, 2019 5:03 pm

ترامپ با گذشتن از کنار دستور قتل خاشقجی توسط عربستان، جهان را وحشت‌زده کرد
انتقاد شدید از موضع ترامپ در قبال پرونده خاشقجی
نیویورک‌تایمز: ترامپ ارزش‌های آمریکا را قربانی عربستان کرد
حمایت ترامپ از عربستان نمادی از وحشیانه‌بودن دکترین "نخست آمریکا" مدنظر اوست


شبکه خبری "سی ان ان" نیز در گزارش تندی می‌نویسد: "حمایت ترامپ از عربستان سعودی نشانه دیگری از وحشیانه بودن دکترین "نخست امریکا" او بود. او با گذشتن از کنار دستور قتل خاشقجی که توسط عربستان سعودی صادر شده بود جهان را وحشت‌زده کرد. او ارزش‌های سنتی امریکا را نادیده گرفته است.
آفتاب‌‌نیوز :
سرویس بین الملل- انتقاد از رویکرد ترامپ در قبال پرونده قتل خاشقجی عدم طرح خواست پاسخگویی از عربستان سعودی از سوی او در رسانه‌های امریکایی در حال افزایش است.
به گزارش آفتاب‎نیوز؛ روزنامه "نیویورک تایمز" از رسانه‌های اصلی منتقد سیاست‌های ترامپ با انتشار سرمقاله‌ای به بی‌اعتنایی ترامپ نسبت به ارزیابی سازمان "سیا" دستگاه امنیتی امریکا درباره نقش داشتن مستقیم محمد بن سلمان ولیعهد عربستان سعودی در ماجرای قتل جمال خاشقجی روزنامه نگار سعودی در کنسولگری عربستان سعودی در استانبول اشاره کرده و در این باره نوشته است: "ترامپ به ارزش های امریکایی بی اعتنایی کرد و جانب ارزش های عربستان سعودی را گرفت. او روز سه شنبه کاریکاتور ترسیم شده از سوی منتقدان‌اش که می‌گویند ترامپ اهداف‌اش را بر اساس پول و منافع و انگیزه‌های شخصی تعیین می‌کند را با موضع گیری خود در قبال عربستان سعودی تایید کرد. او یافته ها و ارزیابی سیا را نادیده گرفت. او نمی خواهد محمد بن سلمان ولیعهد عربستان سعودی به دلیل نقش داشتن در قتل خاشقجی پاسخگو و مسئولیت‌پذیر باشد. ترامپ سکوت کرد چرا که محمد بن سلمان 33 ساله متحد او و دامادش جارد کوشنر است. ترامپ در حالی سکوت می‌کند که صدای صوتی ضبط شده توسط دستگاه امنیتی ترکیه ماجرا را آشکار ساخته و پیشتر نیز رژیم سعودی دروغ گفته بود و نقش داشتن در این ماجرا را رد کرد. به نظر می‌رسد رییس جمهوری امریکا در حال قربانی کردن ملاحظات اخلاقی و تاریخی آمریکا نسبت به مسئله حقوق بشر است. ترامپ نسبت به نقش عربستان سعودی در ایجاد فاجعه انسانی در یمن بی‌توجه است و ایران را مقصر اصلی می‌داند. او به دنبال فروش میلیاردها دلار تسلیحات به عربستان است. ترامپ ادعای حکومت سعودی را تکرار کرد؛ ادعایی که می گوید خاشقجی یک اسلامگرا و دشمن حکومت عربستان سعودی بوده است".
Image
"نیویورک‌تایمز" در ادامه می‌نویسد: "در غیاب رهبری رییس جمهوری آمریکا این کنگره است که باید اقدام کرده و از منافع امریکا در جهان محافظت کند. کنگره نباید بگذارد عربستان سعودی از پاسخگویی و مسئولیت‌پذیری درباره قتل خاشقجی فرار کرده و طفره رود".

ترامپ بن سلمان را بخشیده است
"لورا روزن" خبرنگار "المانیتور" نیز در گزارشی اشاره می‌کند که به نظر می‌رسد که ترامپ از محمد بن سلمان پاسخگویی‌ در مورد قتل خاشقجی نمی‌خواهد و او را بخشیده است.
این سایت می‌نویسد: "ترامپ در موضعی عجیب با انتشار بیانیه‌ای اعلام کرد که شاید محمد بن سلمان ولیعهد عربستان سعودی دستور قتل خاشقجی را صادر کرده باشد. با این حال، اشاره کرد که حفظ روابط خوب امریکا با عربستان سعودی در اولویت و در راستای منافع ملی امریکاست. در آغاز و پایان این بیانیه آمده نخست امریکا و اشاره شده که عربستان سعودی می‌گوید که خاشقجی دشمن دولت و یکی از اعضای اخوان المسلمین بود. با این حال، او اشاره کرده که فراتر از این‌ها من این جنایت را وحشتناک و غیرقابل قبول می‌دانم. او تاکید کرده که شاید هرگز واقعیت‌های مرتبط با این پرونده را متوجه نشویم. در هر صورت رابطه امریکا با عربستان سعودی پایدار است چرا که عربستان متحد امریکا علیه ایران است.
"بروس ریدل" کارشناس سابق سیا می‌گوید که پیام اصلی ترامپ این بود: برایم مهم نیست که محمد بن سلمان چه کاری انجام داده است. او به "المانیتور" می‌گوید که ترامپ نمی‌خواهد کل ساختمان خاورمیانه به هم بریزد چرا که می‌داند اگر محمد بن سلمان بیش از این تحت فشار قرار گیرد پیامدهای وخیمی برای منطقه خواهد داشت و به ضرر منافع امریکا خواهد بود".
این سایت در ادامه اشاره می‌کند که با این حال، می‌توان برداشت دیگری نیز از این بیانیه داشت؛ آنجا که ترامپ می‌گوید حفظ روابط ما با پادشاهی عربستان سعودی مهم است. در نتیجه، می‌توان این استدلال را نیز مطرح کرد که او هیج وابستگی احساسی به محمد بن سلمان ندارد و حفظ روابط امریکا با کلیت نظام پادشاهی عربستان برایش اولویت دارد.

سیاست وحشیانه ترامپ
شبکه خبری "سی ان ان" نیز در گزارش تندی می‌نویسد: "حمایت ترامپ از عربستان سعودی نشانه دیگری از وحشیانه بودن دکترین "نخست امریکا" او بود. او با گذشتن از کنار دستور قتل خاشقجی که توسط عربستان سعودی صادر شده بود جهان را وحشت‌زده کرد. او ارزش‌های سنتی امریکا را نادیده گرفته است. او تنها به میلیاردها دلار سرمایه‌گذاری عربستان سعودی در امریکا فکر می‌کند و در حال فروش ارزش‌هایی است که سال‌های متمادی امریکایی برای کسب آن تلاش کرده بودند. دیگر این ایده که امریکا ماموریت منحصر بفرد اخلاقی و تاریخی برای حمایت از آزادی و دموکراسی دارد رد خواهد شد. همچنین، ترامپ نشان داد زمانی که ارزیابی‌های دستگاه‌های اطلاعاتی امریکا در مغایرت با اهداف سیاسی اوست، او این ارزیابی‌ها را نادیده می‌گیرد".
این شبکه خبری در پایان می‌نویسد: "دفاع او از عربستان سعودی ضربه‌ای دیگر به حاکمیت قانون بین‌المللی و پاسخگویی جهانی است. فرمول ترامپ ساده است: او اجازه نمی‌دهد روسیه و چین بازار عربستان سعودی را تصاحب کنند. سایر مسائل برایش اهمیتی ندارند. او نشان داده که هیچ‌گونه توجهی به رفتارهای مستبدانه عربستان سعودی ندارد. شاید این نشانه‌ای از رک‌گویی ترامپ باشد. واقع گرایی او در سیاست با ارزش‌های امریکایی در تضاد است. بدترین پیام از موضع‌گیری ترامپ آن است که او مایل است برای پیشبرد اهداف سیاسی خود سازمان‌های اطلاعاتی امریکا و براورد آنان را نادیده گیرد. این رویه‌ای است که او در زمینه پرونده تحقیق درباره ارتباط کارزار انتخاباتی‌اش با پوتین نیز در پیش گرفت و براورد دستگاه‌های امنیتی امریکا را نادیده گرفت

ترامپ با ديكررؤساي امريكا فرقي جنداني ندارد و بدتر از انها نيست فقط آنجه او را بارز كرده است اين است كه "بلند بلند فکر می کند!" و اين به ضرر حكام امريكاست كه در بوشش دموكراسي و حقوق بشر و صلح و تمدن جنايت مي كنند و خدمتي به مظلومين و بشريت است تا كه افكار عمومي در كوما را مكر كه بيدار كند = اينكه عليرغم سايرين حتى حكام انقلابي ايران؛ اما بوتين از ترامب خوشش مي ايد شايد همين نكته است

ترامپ صریح است و دلیلی نمی‌بیند بین سیاست اعلامی و اعمالی خود چندان تفاوتی بگذارد. به قول معروف او "بلند فکر می کند."و به همین خاطر به آبروی ایالات متحده آمریکا، چوب حراج زده است.
عصرایران؛ مازیار آقازاده - اظهارات و بیانیه اخیر ترامپ درباره رابطه کشورش با عربستان سعودی همچون آب سردی بود که روی سر رسانه‌ها و محافل سیاسی ( اعم از جمهوریخواه و دموکرات به ویژه در کنگره آمریکا) ریخته شد.
ترامپ بدون کوچک‌ترین پرده پوشی، "رک و روراست" مواضع دولت خود را در قبال موضوع قتل "جمال خاشقجی" روزنامه‌نگار مقتول سعودی اعلام کرد.
ترامپ گفت:
- برایش اهمیتی ندارد که آیا ولیعهد سعودی آمر قتل بوده و از آن اطلاع داشته یا نه!
- رابطه ایالات متحده آمریکا و عربستان سعودی به رغم این واقعه همچنان استراتزیک باقی خواهد ماند.
- چون عربستان سعودی از آمریکا سلاح می‌خرد و به اقتصاد آمریکا پول تزریق می‌کند، دولت او نمی‌تواند بر سر مسایلی چون قتل خاشقجی از این رابطه بگذرد.
- برای دولت او برخورد با ایران اولویت نخست است و در این راستا عربستان سعودی متحدی مهم است.
به بیان دیگر ترامپ اعلام کرد مادامی که یک کشور و یک حاکمیت خارجی برای اقتصاد آمریکا شغل ایجاد کرده و از این کشور خریدهای کلان (اعم از اسلحه و..) انجام دهد، هر طور که در داخل و یا با مخالفان خود رفتار کند، در منظومه متحدان ایالات متحده آمریکا باقی خواهد ماند.
Image
این تصویری است که ترامپ در 2 سال گذشته از ایالات متحده آمریکا به نمایش گذاشته است؛ آمریکایی عریان از تعارف‌های معمول و "بزک دوزک هایی" که پیشتر از سوی روسای جمهوری قبلی در ایجاد تفکیک بین سیاست اعلامی و اعمالی مورد توجه بود.
اما حالا ترامپ نقاب از روی افکنده و بی‌پرده سخن می‌گوید. او صریح است و دلیلی نمی‌بیند بین سیاست اعلامی و اعمالی خود چندان تفاوتی بگذارد. به قول معروف او "بلند فکر می کند."و به همین خاطر به آبروی ایالات متحده آمریکا، چوب حراج زده است.
ایالات متحده آمریکا در طول تاریخ خود دهها جنگ آفریده و در صدها جنگ و مداخله نظامی ایفای نقش داشته و میلیون‌ها انسان را به کام مرگ فرستاده است، نخستین کشوری است که به فناوری تولید سلاح اتمی دست یافته و تنها کشوری است که ننگ استفاده از این نوع سلاح را علیه غیرنظامیان یک کشور خارجی برای ابد در پیشانی خود دارد.
پس از جنگ دوم جهانی و از دوران جنگ سرد بدین سو، دهها جنگ به راه انداخته و میلیون‌ها انسان نظامی و غیرنظامی را به کشتن داده است.
از منفورترین دیکتاتورهای نظامی و غیرنظامی در کشورهای آمریکای لاتین، آفریقا و آسیا و خاورمیانه حمایت کرده است. سازمان سیا در دهه های گذشته انواع کودتاها و عملیات‌های آدمکشی در اقصی نقاط دنیا داشته است، اشتباه محاسبه‌های مهلک آمریکا منجر به ایجاد بدترین فجایع انسانی شده و نطفه بسیاری از گروه‌های تروریستی که این روزها در منطقه خاورمیانه و جهان فعال هستند در خوش بینانه‌ترین فرض با همین اشتباه محسابه‌های واشنگتن و سیاست‌های اشتباه واشنگتن در دهه‌های گذشته بسته شده است.
خود ترامپ در دوران کارزار انتخاباتی بارها در سخنانش مدعی شد که گروه داعش ساخته و پرداخته دولت دموکرات آمریکاست.
دولت ایالات متحده آمریکا در حالی ادعای صلح و ثبات دارد که با فروش صدها میلیارد دلار سلاح به حکومت‌های موروثی و خاندانی در حاشیه جنوبی خلیج فارس منطقه را تبدیل به انبار باروتی در حال اشتعال کرده است.
آمریکا از معدود کشورهای جهان است که وقتی یک فروند هواپیمای مسافربری غیرنظامی با 290 سرنشین را بر فراز آبهای خلیج فارس با موشک مورد هدف قرار داد، به جای عذرخواهی از این واقعه و تنبیه نظامیان خاطی، به آنها مدال شجاعت و لیاقت داد!
از نظر بسیاری از آمریکایی‌های سفید پوست " استیک خور" آنها محور و مدار دنیا هستند و باید به کل عالم سروری کنند. اگر ورِ دل گفتگوهای نژادپرست‌های آمریکا نشسته و حرف‌های آنها را گوش کنید همین قسم حرف‌هایی که ترامپ می‌گوید را می‌شنوید و برای همین است که ترامپ در بین نژادپرستان آمریکایی چهره‌ای محبوب است.
با وجود همه این فجایعی که آمریکا باعث و بانی آن بوده، اما چهره این کشور طی دهه‌های پس از جنگ دوم جهانی به مدد اقتصاد برتر این کشور و ترویج سبک زندگی آمریکایی و غول‌های رسانه‌ای و تبلیغاتی، بازسازی شده و کعبه آمال بسیاری از مردم جهان بوده است، اما کاری که ترامپ در 2 سال گذشته با آمریکا کرده است این بوده که به اندازه‌ای چهره این کشور را مخدوش ساخته که هیچ یک از سیاهه برشمرده شده در بالا، چنین نکرده‌اند!
او در 1 سال گذشته دو مرتبه با به کار بردن لفظ "تروریست نیشِن" خطاب به ایران، به ملت ایران توهین کرده است و ابایی هم از کاربرد این لفظ توهین آمیز ندارد؛ چون اساسا برایش به غیر از رای دهندگان – عموما سفید پوستی- که به او رای داده‌اند، چیز دیگری اهمیت ندارد.
ترامپ امروز فاصله بین سیاست اعلامی و اعمالی آمریکا را برداشته و آمریکای عریان از هر "بزک دوزک" را در مرئای جهانیان به نمایش گذاشته است. خوب یا بد این چهره بخش عمده‌ای از آمریکاست.
البته آمریکا روی دیگری هم دارد که دغدغه‌های حقوق بشری دارد و کره زمین را گهواره تمدن‌های بشری می‌بیند که در معرض آسیب‌های جدی اقلیمی است. این آمریکا علاقه کمتری به زورگویی و تبختر و فرمانروایی بر جهان دارد. باراک اوباما در 8 سال ریاست جمهوری خود تلاش داشت این چهره آمریکا را تقویت کند. آمریکایی عادلانه‌تر و کمتر عجین شده با روح زمخت "سرمایه سالاری" اما ترامپ در 2 سال گذشته کوشیده است همه رشته‌های آن آمریکا را پنبه کرده و آمریکا را به دوران سیاه پیش از "آبراهام لینکلن" و آمریکای دوران برده داری سوق دهد.
آمریکایی که منافع صاحبان سرمایه و شرکت‌ها حرف اول و آخر را در آن می‌زند و لابی‌ها مثل گرگ‌ها در حال پاره کردن شکم یکدیگرند.
ترامپ بلند بلند فکر می‌کند و چهره آمریکا را از بیش از پیش تخریب می‌کند. او به دنبال تحقق شعار نژادپرستانه "اول آمریکا " است. این شعار خیلی حرف درون خود دارد و به همین جایی ختم می‌شود که او می گوید: اصلا برایش اهمیتی ندارد چه کسی دستور قتل خاشقجی را داده بلکه برای او خریدهای کلان عربستان سعودی از ایالات متحده آمریکا مهم است، چون برای او آمریکایی‌ها و جیب آنها از هر موضوع و سرنوشت انسان غیرآمریکایی دیگر روی کره خاکی مهم‌تر است. در میان آمریکایی‌ها هم، ترامپ آمریکایی‌های سفید پوستی که به او رای داده‌اند را بیشتر مورد توجه دارد و در دیدگاه او تفیکی جدی بین سفیدپوست‌های مسیحی با رنگین پوستان و آمریکایی‌های مهاجر و.. قابل مشاهده است.
این همان چهره‌ای از آمریکاست که مخالفان یکجانبه‌گرایی و جهان تک قطبی بسیار دوست دارند به نمایش گذاشته شود و ترامپ با جان و دل در حال به نمایش گذاشتن این چهره است، چون "بلند بلند فکر می‌کند" و کارهایی که قبلا در قالب سیاست اعمالی به صورت زیرمیزی و محرمانه انجام می‌گرفت، امروز بدون کوچکترین ابایی "فریاد می‌زند" و به مرکز سیاست اعلامی خود آورده است.
نبض زمان
 
پست ها : 1929
تاريخ عضويت: يکشنبه دسامبر 30, 2018 2:36 pm

Re: معرفت به زمان 18 ربیع الاول 1440

پست جديدتوسط نبض زمان » پنج شنبه ژانويه 03, 2019 5:05 pm

در گفت‌وگو با عصر ایران
خاطرات شمس الواعظین از جمال خاشقچی: با من درباره ایران بحث می کرد
منافع ملی در گرو لاپوشانی فساد و جنایت نیست


مصاحبه خواندني داراى نكات مفيد

روزنامه‌نگاران نشان دادند که چنین ماجرایی را می‌توانند جهانی کنند...
عصر ایران؛هومان دوراندیش- قتل جمال خاشقچی، روزنامه‌نگار عربستانی منتقد محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، شاید مهم‌ترین خبر سیاسی دنیا در یک ماه و نیم اخیر بوده باشد. بازتاب بین‌المللی چشمگیر این خبر، فراتر از حد انتظار بود و نشان داد که دود هنوز از کنده بلند می‌شود؛ چراکه دو روزنامۀ معتبر واشنگتن پست و نیویورک تایمز نقشی ممتاز و موثر در مطرح شدن قتل فجیع خاشقچی و پیگیری آن از سوی افکار عمومی جهان و دولت‌های گوناگون در شرق و بخصوص در غرب عالم داشتند.
متن زیر گفت‌وگویی است با ماشاءالله شمس‌الواعظین دربارۀ چند و چون ماجرای خاشقچی، خصوصاً از منظر اهمیت رسانه‌ای این واقعه. شمس‌الواعظین سردبیر مهم‌ترین مجلۀ تئوریک و مهم‌ترین روزنامۀ ایران در دوران پس از انقلاب بوده است (مجلۀ کیان و روزنامۀ جامعه). او نگاهی عاشقانه و عالمانه و آموزنده به ژورنالیسم و رسانه دارد و در این گفت‌وگو نیز با شور و شعور منحصر به فردش دربارۀ ژورنالیسم سیاسی حرف می‌زند.
Image

*برخلاف اینکه عده‌ای در ایران همیشه می‌گویند رسانه‌های معتبر غربی با منافع غرب همسو هستند و از کشورهای متحد غرب در منطقه خاورمیانه جانبداری می‌کنند، مثلاً از جمهوری اسلامی انتقاد و از عربستان حمایت می‌کنند، ولی در ماجرای قتل خاشقچی آنچه باعث شد افکار عمومی در جهان نسبت به فاجعه حساس شوند، افشاگری و پیگیری روزنامه‌های آمریکایی بود. برخی هنوز مدعی‌اند کاسه‌ای زیر نیم‌کاسه بود که این رسانه‌ها عربستان و بن سلمان را بی‌آبرو کردند ولی برخی هم استقلال حرفه‌ای این رسانه‌ها را دلیل توجه آنها به موضوع قتل خاشقچی می‌دانند. شما چه نظری دارید؟

بگذارید از کشور خودمان مثال بزنم. ممکن است عده‌ای در خارج از ایران نشسته باشند و بگویند چون نظام حکومتی ایران دینی است، تمام رسانه‌های ایران تحت کنترل و فیلترینگ شدید حکومت دینی است. اما من و شما که در این محیط داریم زندگی و فعالیت می‌کنیم چنین قضاوتی را برنمی‌تابیم چون خلاف واقع است؛ چون این جزو اصول حرفه‌ای من و شماست که حرف راست بزنیم. مساحتی از آزادی و انتقاد و بحث و گفتگو در کشور ما وجود دارد که ممکن است وقتی ناظر بیرونی به این فضا نگاه می‌کند، بگوید کاسه‌ای زیر نیم‌کاسه است. در حالی که این طور نیست. در همین کشور قتل‌های زنجیره‌ای و مفاسد اقتصادی توسط رسانه‌‌ها افشا شده است. روزنامه‌ها و سایر نشریات در مواجهه با این قضایا، در حد ممکن توانسته‌اند به وظایفشان عمل کنند. شما با همین نگاه به مطبوعات حرفه‌ای بین‌المللی نظر کنید. من در مجموع می‌توانم بگویم واشنگتن ‌پست و نیویورک ‌تایمز، به طور کلی بخش قابل توجهی از وظایفشان حراست از فرهنگ غرب و تلاش برای حفاظت از برتری غرب در همۀ عرصه‌هاست؛ اما در ماجرای خاشقچی، همین معیار، یعنی معیار حراست از برتری و منافع غرب، در تقابل با اخلاق حرفه‌ای قرار گرفت و این مطبوعات حراست از اخلاق حرفه‌ای خودشان را به حراست از منافع سیاسی غرب ترجیح دادند.
*اگر افشاگری و پیگیری قتل خاشقچی مشخصاً خلاف منافع ملی آمریکا بود، به نظرتان باز واشنگتن‌ پست و نیویورک ‌تایمز این قدر مجدانه به این موضوع می‌پرداختند؟
همین الان چنین پلورالیسمی در فضای رسانه‌ای آمریکا وجود دارد. فاکس‌نیوز ابتدا تلاش کرد تصویر عجیب و غریبی از ماجرای جمال خاشقچی ترسیم کند. چرا در پرسش شما نام واشنگتن ‌پست و نیویورک‌ تایمز می‌درخشد؟ البته سی‌ان‌ان هم موثر بود ولی سی‌ان‌ان به دلیل تضاد تاریخی‌اش با راست افراطی آمریکا و مشخصاً دولت ترامپ، مفصلاً به ماجرای قتل خاشقچی پرداخت. به هر حال در همین مدت پس از این واقعۀ فجیع، بسیاری از رسانه‌ها در آمریکا و خارج از آمریکا، تحت تاثیر واشنگتن ‌پست و نیویورک‌ تایمز به این ماجرا پرداختند و آن را یک موضوع واجد اهمیت جهانی قلمداد کردند.

Image
رویکرد متفاوت واشنگتن‌ پست و فاکس‌ نیوز به ماجرای خاشقچی، نشان می‌‌دهد در آمریکا تضادهایی هم در تفسیر مصالح و منافع ملی وجود دارد. مثلاً برخی در آمریکا، اساساً سناریوی روی کار آمدن بن سلمان به عنوان ولیعهد عربستان را ناشی از توصیه‌های موکد راست افراطی آمریکا به ملک سلمان می‌دانند. دموکراتها با بن سلمان مساله داشتند و می‌گفتند او یک جوان ماجراجو است. سازمانهای اطلاعاتی آمریکا قبل از ماجرای جمال خاشقچی هم، مثلاً در جنگ یمن و یا تقابل شدیدی که بن سلمان بین عربستان و ایران ایجاد کرده، نسبت به عملکرد بن سلمان تذکر داده بودند.
خاشقچی آخرین حلقۀ اقدامات نابخردانۀ ولیعهد عربستان بود. بن سلمان همۀ مخالفان داخلی را ساکت کرده بود و بسیاری از فعالان حقوق بشری را به زندان افکند و قطر را محاصرۀ اقتصادی کرد و مشکلات زیادی برای عربستان سعودی ایجاد نمود.
*دموکراتها لیبرالیسم را بیش از جمهوریخواهان پاس می‌دارند. بن سلمان هم نوعی لیبرالیزاسیون را در جامعۀ عربستان در پیش گرفته است. به نظرتان این موضوع برای دموکراتها مهم نبود یا اگر هم مهم بود، وزنش به اندازۀ وزن اقدامات نابخردانۀ بن سلمان نبود و به همین دلیل بن سلمان را خوش نداشتند؟
وقتی جنگ یمن راه افتاد غرب با ماجرا کنار آمد. بعد محاصرۀ قطر راه افتاد، باز هم غرب با این قصه کنار آمد. حتی امیر کویت که تلاش زیادی در مهار بحران در روابط عربستان و قطر کرد، در مصاحبه‌ای گفت که موفقیت من در این ماجرا، جلوگیری از حمله نظامی به دوحه بود. ماجرای سعد حریری، فراخواندن او به ریاض و وادار کردنش به استعفا هم، ماجرای دیگری بود که برای جهان غرب متعارف نبود. در ماجرای حریری، امانوئل مکرون رئیس جمهور فرانسه، به ریاض رفت و به بن سلمان گفت نخست‌وزیر لبنان در حیطۀ نفوذ فرانسه در خاورمیانه است و ما شنبه او را آزاد می‌خواهیم. مکرون به پاریس برگشت و حریری هم شنبه آزاد شد.
حالا حرفم این است که غرب با اقدامات عجیب بن سلمان بسیار زیاد کنار آمد اما چرا در ماجرای خاشقچی، قصه جهانی شد؟ عرب‌ها مثال می‌زنند که عده‌ای باری از کاه بر دوش شتر می‌گذاشتند؛ کلی کاه بار شتر کردند و بعد نهایتاً دیدند هنوز کمی کاه باقی مانده است. آن نیم کیلوی باقی‌مانده را هم بار شتر کردند و همان نیم کیلو کاه، کمر شتر را شکست.
قتل جمال خاشقچی همان نیم کیلو بار اضافه بر دوش رهبری سیاسی بن سلمان و رابطۀ عربستانِ تحت حاکمیت او و جهان غرب بود. خاشقچی دوستدار پادشاه عربستان و حتی ولیعهد بود و از بن سلمان با احترام یاد می‌کرد و دربارۀ او می‌گفت سُمُو الامیر (یعنی عالیجناب امیر یا امیر بلندمرتبه). به هر حال اگر وقایع قبلی در کار نبود، شاید قتل خاشقچی مصداق آن نیم کیلو بار اضافه نمی‌شد.
*اگر خاشقچی از روسیه پناهندگی گرفته بود و ستون‌نویس یک نشریۀ معتبر روسی بود، قتل فجیعش آن نیم کیلو بار اضافه می‌شد یا نه؟
سوال خیلی خوبی است. این جا نقش رسانه‌ها مطرح می‌شود. اگر خاشقچی ستون‌نویس "پراودا" بود، آیا پراودا حاضر بود چنین کاری برای او بکند و این قدر دولت عربستان را تحت فشار بگذارد؟ این مساله دیگر به جهان آزاد برمی‌گردد. من اتفاقاً معتقدم در آموزه‌های ژورنالیسم آزاد، ماجرای خاشقچی در آینده وارد ترم‌های درسی علوم ارتباطات خواهد شد. بعد از واترگیت این مثال همیشه مطرح است که یک روزنامه می‌تواند یک مساله را چنان جهانی کند که هیچ دولتی نتواند نسبت به آن بی‌تفاوت بماند.
در این ماجرا هم حتی پوتین، که ابتدا می‌گفت ما باید صبر کنیم ببینیم تحقیقات عربستان سعودی چه می‌گوید، ناچار شد بگوید اگر عربستان دست به این عمل زده باشد، کارش بسیار وحشیانه و فجیع و چنین و چنان است. مکان و جغرافیایی که قتل خاشقچی در آن رخ داد البته موثر بود ولی رسانه‌ها بیشترین نقش را در برجسته شدن این موضوع داشتند. البته مدیریت افکار عمومی ترکها هم زبانزد بود. ترکیه در این زمینه فوق‌العاده هوشمندانه عمل کرد. قطره‌چکان و درز تدریجی اطلاعات از سوی دادستانی ترکیه به رسانه‌های جهانی، بدون اینکه به روند بازپرسی‌ها و تحقیقات پلیس و قوه قضاییه ترکیه لطمه‌ای بزند، افکار عمومی جهان را مرحله به مرحله حساس و برانگیخته و خشمگین کرد و این خشم از پایین هرم اجتماعی منتقل شد به دولتها.
این انتقال توسط رسانه‌ها انجام شد. یعنی رسانه‌ها توانستند تراکم و انباشتی از خشم علیه عربستان را در دنیا ایجاد کنند و این عین موفقیت رسانه‌ها بود.

*اگر ترکیه به هر دلیلی تدریجاً اطلاع‌رسانی نمی‌کرد، این رسانه‌ها چه کار می‌توانستند بکنند؟ سوالم این است که واشنگتن‌ پست و نیویورک‌ تایمز و سی‌ان‌ان رسانه دقیقاً چه کار کردند که ما بتوانیم بگوییم کار بسیار مهمی انجام دادند؟
وقتی می‌گویید اگر ترکیه اطلاع‌رسانی نمی‌کرد، یعنی این قتل مثل قتل سایر مخالفان عربستان سعودی می‌شد که قبلاً در گوشه و کنار دنیا نابود شده بودند و الان تدریجاً آن قتل‌ها هم در حال فاش شدن است. بن سلمان فکر می‌کرد این قتل در ردیف همان قتل‌ها خواهد بود. یعنی فکر می‌کرد ممکن است سر و صدای مختصری به پا شود و بعد همه چیز تمام شود. به همین دلیل وقتی دربارۀ خاشقچی مصاحبه کرد، گفت خاشقچی ده دقیقه تا یک ساعت در کنسولگری بوده و بعد هم بیرون رفته است.
عوامل زیادی مساعد شدند تا این ماجرا در مقیاس جهانی مطرح شود. مثلاً بن سلمان، به گفتۀ درست مطبوعات ترکیه، مستقیماً در کودتای نافرجام ترکیه دخالت داشت. یعنی عربستان، به دلیل رقابت ترکیه با عربستان در خاورمیانه و جهان اسلام، در پی سرنگونی اردوغان بود. ترکها از این موضوع مطلع بودند و مایل بودند از بن سلمان انتقام بگیرند. خدا هم هدیه‌ای به ترکها داد که همین ماجرای خاشقچی بود. ترکها رسیدگی به این ماجرا را آرام‌آرام مدیریت کردند و نزدیک شدند به نام بن سلمان، و حالا همه می‌گویند قطعۀ خالی این پازل کسی نیست جز محمد بن سلمان. حتی ترامپ هم در موضع‌گیری دیروزش تقریباً پذیرفت که بن سلمان در جریان قتل خاشقچی بوده است. می‌خواهم بگویم که این عوامل مساعد کمک کردند به برجسته شدن قتل خاشقچی. اما بر فرض که چنین عواملی در کار نبودند. مثلاً ترکیه و عربستان روابط شیرین‌عسلی داشتند. در این صورت آیا رسانه‌ها قادر بودند ماجرای خاشقچی را جهانی کنند؟ بله. رسانه‌های گروهی بودند که موجب شدند عربستان ابتدا قتل خاشقچی را تکذیب کند و بعد تدریجاً آن را بپذیرد. البته فشارهای بین‌المللی هم در کار بود. ولی مثلاً الجزیره هر جایی که پازلش خالی بود، مصاحبه‌های جالبی تهیه می‌کرد که نفت تشدید بر آتش این ماجرا می‌ریخت.
به عنوان مثال، الجزیره با رئیس اتحادیۀ آزمایشگاههای بیولوژیک ترکیه گفتگو کرد و این سوال را پرسید که اگر کسی بخواهد یک جسد را ذوب کند چه کار باید بکند؟ رئیس اتحادیه مذکور هم ‌گفت با این یا آن اسید می‌تواند چنین کاری بکند ولی این کار بسیار وحشیانه است! یعنی رسانه‌ها هر جایی که کم می‌آوردند، روی فرضیه‌ها مانور می‌دادند. از حیث اهمیت نقش رسانه‌ها، می‌توان به گزارش اخیر واشنگتن پست از جمع‌بندی سیا دربارۀ قتل خاشقچی اشاره کرد. این واشنگتن پست بود که افشا کرد سیا معتقد است قتل خاشقچی به دستور بن سلمان صورت گرفته است.
*رسانه‌ها با مانور دادن روی فرضیه‌ها، به نوعی فضاسازی هم می‌کردند که به پیگیری بیشتر ماجرای خاشقچی از سوی افکار عمومی منتهی می‌شد.
دقیقاً. بنابراین باید گفت رسانه‌ها در این ماجرا بسیار موفق بودند. به نظر من "نامبر وان" واشنگتن پست بود که رسماً اعلام کرد خاشقچی نویسندۀ روزنامه ماست. واشنگتن‌ پست گفت ما این ماجرا را پیگیری می‌کنیم و در قبال آن سکوت نمی‌کنیم و آن را از یاد نمی‌بریم. بعد از واشنگتن ‌پست، نیویورک‌ تایمز وارد شد. بعد هم سی‌ان‌ان وارد ماجرا شد؛ بویژه بعد از اینکه ترامپ گفت ممکن است این کار را عناصر خودسر انجام داده باشند.
بسیاری، بویژه سی‌ان‌ان، ترامپ را مسخره کردند که عنصر خودسر در عربستان سعودی اصلاً معنا ندارد. به همین دلیل ترامپ این فرضیه را رها کرد؛ اگرچه مایل بود کنار بن سلمان بایستد. من ارزیابی‌ام این است که ماجرای خاشقچی بن سلمان را سایه ‌به ‌سایه تعقیب خواهد کرد؛ حتی اگر او ولیعهد بماند و سپس پادشاه شود. البته من به شدت بعید می‌دانم بن سلمان پس از این فاجعه پادشاه عربستان شود. او الان به عنوان یک قاتل شناخته می‌شود؛ قاتلی که قتلی عادی هم انجام نداده است بلکه دستور داده هموطن خودش را در کشوری دیگر بکشند و او را قطعه‌قطعه کنند و سپس با اسید ذوب و محوش کنند.
عربستان سعودی اعلام کرد که مشاجره‌ای صورت گرفته و خاشقچی کشته شده و جسدش را به یک مزدور محلی داده‌اند. بعد یک هیات هفت‌نفره از عربستان به استانبول اعزام شد برای همکاری با ترکها در زمینۀ تحقیقات مربوط به کمّ و کیف قتل خاشقچی. در این هیات، یک شیمیست و یک کارشناس سم‌شناسی حضور داشتند که ماموریتشان همکاری با پلیس و دادستانی ترکیه نبود. این دو نفر به خانۀ عتیبه، سرکنسول عربستان در استانبول، رفتند و جسد قطعه‌قطعه شدۀ خاشقچی را آنجا با مواد شیمیایی ذوب کردند. ترکها از این موضوع به شدت عصبانی‌اند.
پلیس مایل بود از خانۀ سرکنسول بازدید کند ولی عربستان اجازه نمی‌داد. وقتی هم که اجازه دادند، اجازۀ بازدید از یک اتاق را ندادند؛ با این بهانه که در این اتاق وسایل خانوادگی هست و از این حرفها. اگر جسد تکه‌تکه شدۀ خاشقچی در خانۀ سرکنسول عربستان پیدا می‌شد، این تبدیل به یک مصیبت می‌شد برای عربستان سعودی. بنابراین آن دو نفر به ترکیه رفتند و جسد را با اسید حل کردند و اسید را هم ریختند داخل فاضلاب. ترکها هم از چاه خانۀ سرکنسول عربستان و از فاضلاب منطقه نمونه‌برداری کردند و دیدند که این جاها آلوده به اسید است.
*اگر خاشقچی به این شکل فجیع به قتل نمی‌رسید، مثلاً با یک تکه آهن به سر او ضربه‌ای می‌زدند و او را می‌کشتند، به نظرتان این واقعه باز هم این قدر برد خبری و بین‌المللی پیدا می‌کرد؟
نقش فجیع بودن قتل در این ماجرا موثر بوده. برخی نویسندگان هم نوشته‌اند اگر عربستان به یک مزدور پول می‌داد تا خاشقچی را ترور کند، دچار چنین وضعی نمی‌شد. دست کم می‌توانست ادعا کند این کار دولت عربستان نبوده. اما تئوری عربستان از روز اول این بود که این ماجرا را نهایتاً به گردن دولت ترکیه بیندازد. عربستانی‌ها آدمی را در ادارۀ ثبت اسناد در یکی از شهرهای خود عربستان پیدا کردند که شبیه جمال خاشقچی بود و قرار بود این کارمند ثبت اسناد بیاید رل خاشقچی را باز کند. یعنی بعد از اینکه خاشقچی وارد کنسولگری عربستان شد، این کارمند به جای خاشقچی از کنسولگری خارج شود. این یعنی چی؟ یعنی عربستان می‌‌خواست ادعا کند خاشقچی وارد کنسولگری ما شده، کارش را انجام داده و بیرون رفته و الان هم مفقود شده و حالا دولت ترکیه مسئول گم شدن اوست.
جمال خاشقجی و بدلش
Image
در واقع عربستان سعودی مایل بود بعد از مفقود شدن خاشقچی در ترکیه، این موضوع را جهانی کند و آن را به گردن دولت ترکیه بیندازد. وقتی سرکنسول عربستان نمایندگان رویترز را به کنسولگری عربستان برد و ناشیانه در کمدها را باز می‌کرد تا به آنها نشان دهد خاشقچی آنجا نیست، اطلاعیه صادر کرد که سرنوشت خاشقچی برای ما مهم است و دولت ترکیه باید در قبال گم شدن خاشقچی پاسخگو باشد. اطلاعیۀ اول سرکنسول عربستان چنین محتوایی داشت. اما عربستانی‌ها فکر همه جا را نکرده بودند؛ از جمله حضور منتظرانۀ نامزد خاشقچی در بیرون کنسولگری را. نامزد خاشقچی در سوپرمارکت روبروی کنسولگری نشسته بود و موبایل خاشقچی هم در دست او بود.
داخل آن موبایل کلی اطلاعات بوده و همان الان کلی ارزش دارد برای پلیس ترکیه. خاشقچی به نامزدش گفته بود اگر من – مثلاً – تا ساعت 3 بعد از ظهر از کنسولگری بیرون نیامدم، تو با فلان دوستم تماس بگیر. که او هم تماس گرفت و از آن جا به بعد دیگر ماجرا جدی شد و مطابق نقشۀ عربستانی‌ها پیش نرفت.
*اگر خاشقچی ستون‌نویس واشنگتن‌ پست نبود، به نظرتان واشنگتن ‌پست و نیویورک تایمز این قدر این موضوع را پیگیری می‌کردند؟ ضمناً به نظر می‌رسد عربستان دچار خطای محاسباتی شده و قتل خاشقچی را که به آمریکا پناهنده شده بود و ستون‌نویس یکی از معتبرترین روزنامه‌های جهان هم بود، جدی نگرفته بود.
اگر خاشقچی مخالف دولت عربستان نبود و به آمریکا پناهنده نمی‌شد و در روزنامۀ واشنگتن ‌پست قلم نمی‌زد، ابعاد جهانی این قتل وحشیانه کاملاً متفاوت می‌شد. بله، عربستان سعودی در این ماجرا دچار خطای محاسباتی شد. گاهی قاتل دچار چنین خطایی می‌شود و کم‌کم قتل‌های قبلی‌اش هم افشا می‌شود.
*خاشقچی با واشنگتن‌پست قرارداد همکاری داشت؟
بله، خاشقچی کارمند واشنگتن‌ پست شده بود. ستون‌نویس دیدگاههای بین‌الملل بود و از این روزنامه حقوق می‌گرفت. یعنی او کاملاً ملحق شده بود به واشنگتن ‌پست.
*یعنی هرماه حقوق ثابت می‌گرفت از این روزنامه؟
بله، خاشقچی بابت ستون هفتگی‌اش حقوق می‌گرفت. آنجا حقوق‌ها هفتگی است.
*حضور فیزیکی هم داشت در واشنگتن‌ پست؟
بله، روی میزش در این روزنامه گل گذاشتند و با یکی از همکارانش، که یک خانم سیاه‌پوست و ادیتور بخش بین‌الملل بود، مصاحبه کردند و او از اخلاق خاشقچی چیزهایی تعریف کرد. با دیگران هم گفتگو کردند.
*قتل برادر رهبر کرۀ شمالی و عملیات تروریستی روسیه در بریتانیا علیه آن پدر و دختر و حالا قتل خاشقچی، ظاهراً کم‌کم دارد این مساله را به مساله‌ای جدی‌تر از قبل بدل می‌کند که دولتهای دیگر حق ندارند در حوزۀ حاکمیت یک دولت مرتکب ترور شوند. اینکه کشور الف به یک نفر ویزا بدهد و آن فرد با احساس امنیت وارد آن کشور شود و ماموران کشور ب بیایند او را بکشند، نوعی نقض حاکمیت دولت کشور الف است.
اجازه بدهید من فراتر بروم. تصور من این است که در کنوانسیون‌های مربوط به روابط کنسولی و دیپلماتیک کشورها، بویژه سفارتخانه‌هایشان، محدوۀ معافیت دیپلمات‌‍‌ها در ورود و خروج از فرودگاههای بین‌المللی به زودی تغییراتی بسیار جدی را از خواهد گذراند. فجایعی از این قبیل حاوی این درس است که در پروتکل‌ها و مقررات مربوطه باید تجدید نظر کرد. همین الان هم این بحث مطرح است که مقررات فعلی در این زمینه برای جلوگیری از چنین وقایعی کفایت نمی‌کند.
اگر پلیس ترکیه مطابق مقررات بین‌المللی دیپلماتیک مجاز بود از پرواز آن تیم اولی که ساعت 4 صبح با هواپیمای خصوصی ترکیه را ترک کرد جلوگیری کند، الان ابعاد مساله به کلی روشن شده بود. فقط کافی بود افراد آن پرواز بازداشت می‌شدند. مقررات بین‌المللی در این زمینه‌ دست و پا گیر است. پلیس ترکیه اگر مجاز بود مثلاً بگوید من به این آقای قحطانی شک کرده‌ام و به همین دلیل بازداشتش می‌کنم، خیلی از مسائل حل می‌شد.
*آن موقع پلیس ترکیه از ماجرا باخبر بود؟
نامزد خاشقچی حوالی ساعت 3 بعد از ظهر با دوست خاشقچی تماس می‌گیرد. دوست خاشقچی هم پلیس ترکیه را مطلع می‌کند. تا پلیس ترکیه وارد کنسولگری شود و تحقیق کند و چیزی هم پیدا نکند، ساعت مثلاً می‌شود 6 تا 8 بعد از ظهر. آن تیم ماموران عربستان که 4 صبح با هواپیمای اختصاصی استانبول را ترک کرد، قرار بود سه چهار روز در استانبول اقامت داشته باشد. اما وقتی دیدند هوا پس است، ساعت 4 صبح به قاهره رفتند و سپس از قاهره به ریاض برگشتند.
آن پانزده نفری که از عربستان به ترکیه رفتند، برای بازگشت به دو تیم تقسیم شدند. یک تیم به دبی رفت و تیم دیگر به قاهره. به همین دلیل ترکها معتقدند امارات و مصر هم در این ماجرا تا حدی دخالت داشتند. همچنین ترکها از دفاع همه‌جانبۀ مصر و امارات از عربستان در ماجرای خاشقچی هم چنین برداشتی کردند. اگر آن مقررات دست و پاگیر دیپلماتیک در کار نبود، این دو تیم بازداشت می‌شدند و زوایای تاریک ماجرا کاملاً روشن می‌شد.

*فرض کنیم پرداختن به این ماجرا آشکارا خلاف منافع ملی آمریکا بود ولی وظایف ذاتی رسانه‌ها ایجاب می‌کرد رسانه‌های آمریکایی به این ماجرا بپردازند. در این دوراهیِ "حفظ منافع ملی" و "عمل بر وفق وظایف ذاتی رسانه"، سردبیر رسانه – که طبیعتاً منافع ملی برایش اهمیت دارد - باید کدام راه را انتخاب کند؟
مثال می‌زنم: قتل‌های زنجیره‌ای در ایران، پرونده‌ای بود که پیگیری‌اش ظاهراً به منافع ملی لطمه می‌زد؛ چراکه چهره و موقعیت سازمان امنیت کشور را خدشه‌دار می‌کرد و این امر هم طبیعتاً به امنیت و منافع ملی لطمه می‌زند. در آن ماجرا چه چیزی بالاتر از ملاحظۀ مذکور قرار گرفت؟ اخلاق حرفه‌ای. افشای ماجرای خاشقچی عین مراقبت از منافع ملی آمریکاست. سیستمی که خودش را ترمیم می‌کند، بخش رسانه‌ای‌اش در قبال وقایعی از این دست فعال می‌شود. مثلاً در ماجرای واترگیت، بخش رسانه‌ای سیستم کلی حاکم بر دولت-ملت ایالات متحدۀ آمریکا، رئیس‌جمهور را از قدرت به زیر کشید تا سیستم سالم شود.
*اصلاً این درک که منافع ملی با لاپوشانی و کتمان جنایت تأمین می‌شود، درک ناصوابی از منافع ملی نیست؟
کاملاً. از نظر ترامپ تضعیف عربستان سعودی و شخص بن سلمان به سود ایران است و چون عربستان متحد استراتژیک آمریکاست، پس تضعیف عربستان خلاف منافع ملی آمریکاست. اما دموکراتها و روزنامه‌های واشنگتن‌ پست و نیویورک تایمز معتقدند افشاگری علیه بن سلمان عین منافع ملی آمریکاست؛ چراکه این افشاگری موجب می‌شود عربستان فکری به حال بن سلمان بکند و او را کنار بگذارد. اتفاقاً سناتور کروکر هم، که از اعضای جمهوریخواه کنگرۀ آمریکا و رئیس کمیتۀ روابط خارجی سنای ایالات متحده است، گفت بن سلمان را باید عوض کنید چراکه ماجرای خاشقچی سایه به سایه شما را تعقیب می‌کند.
*پس اگر کسی به یک روزنامه‌نگار بگوید با لاپوشانی فساد و جنایت دنبال حفظ منافع ملی کشورت باش، روزنامه‌نگار نباید به این توصیه وقعی بنهد.
بله، دقیقاً. الان بسیاری از ژورنالیست‌‌‌ها در جهان می‌پرسند ژورنالیست‌های عربستان سعودی در قبال واقعۀ قتل خاشقچی چه کار می‌کنند؟ انفعال روزنامه‌نگاران عربستان در این ماجرا چشمگیر است.

*در عربستان چقدر آزادی وجود دارد که یک روزنامه‌نگار بتواند به این موضوع بپردازد؟
اگر یک روزنامه‌نگار عربستانی دربارۀ ماجرای خاشقچی چیزی بنویسد، آن روزنامه به چاپخانه نمی‌رسد، خود آن روزنامه‌نگار هم به خانه نمی‌رسد!
*پس اینکه اکبر گنجی و عمادالدین باقی و حتی خود شما که در سطوح مختلف به ماجرای قتل‌های زنجیره‌ای پرداختید، خوشبختانه هنوز زنده هستید، نشان می‌دهد که سطح آزادی بیان و امنیت روزنامه‌نگاران منتقد، خیلی بالاتر از عربستان است.

درست است. قیاس ایران و عربستان قیاس مع‌الفارق است. آزادی مطبوعات در عربستان سعودی فضای وحشتناکی دارد. جمال خاشقچی شخصیتی بود که به کشورش کشورش مومن بود و منافع کشورش را پاس می‌داشت و به پادشاه عربستان سعودی علاقه داشت. من او را از نزدیک می‌شناختم. اگر در حضور او به پادشاه عربستان اهانت می‌کردید، به شدت ناراحت می‌شد. خاشقچی خواستار اصلاح امور بود و یک منتقد بسیار نرم بود اما با او چنین معامله‌ای کردند.
*اوایل مصاحبه فرمودید خاشقچی حتی از بن سلمان با لقبی بسیار احترام‌آمیز یاد می‌کرد. پس چرا او را کشتند؟ برخی معتقدند خاشقچی اسرار مهمی از بن سلمان می‌دانست.
بعید می‌‌دانم. ماجرا یک سریال است. با مخالفین بن سلمان برخورد می‌شد و قتل خاشقچی هم در همین راستا بود. مثلاً بازداشت شاهزاده‌های سعودی در فلان هتل مجلل، خیلی عاقلانه بود که شما دنبال عقلانی بودن قتل خاشقچی هستید؟
*آن شاهزاده‌ها افرادی بودند در ساختار قدرت. اهمیت آن افراد و دلیل بازداشت و اسکات آنها قابل فهم است ولی اهمیت خاشقچی از کجا آب می‌خورد که حکومت عربستان برای نابودی او چنین ریسک بزرگی کرد و الان چوبش را هم دارد می‌خورد؟
ما اینجا باید بیشتر روی فرضیه‌ها کار کنیم. شخصیت معتدلی مثل خاشقچی از آمریکا پناهندگی گرفته بود و در روزنامۀ بسیار معتبر واشنگتن‌ پست مقاله می‌نوشت و هر یک از مقالاتش تاثیر بسزایی در مناسبات و معادلات سیاسی در عربستان سعودی بر جای می‌گذاشت. چنین آدمی باید از بین می‌رفت. عربستان سعودی به اصل "یا با من یا بر من" کاملاً پای‌بند است.

*پس به نظر شما چون تحلیل‌های سیاسی‌اش باب طبع بن سلمان نبود چنین کاری با او کردند.
بله.
*خاشقچی در درجه اول و بالذات روزنامه‌نگار بود یا تحلیلگر سیاسی‌‍‌ای بود که یک ستون ثابت در یک روزنامه داشت؟
نه، ذاتاً و در اصل روزنامه‌نگار بود. خاشقچی متولد مدینۀ منوره بود. در داخل و خارج عربستان سعودی تحصیل کرده بود. علوم ارتباطات هم خوانده بود. به تدریج معاون سردبیر روزنامۀ الوطن شد. سپس به دلیل تسلط به زبان انگلیسی، در ریاض سردبیر روزنامۀ های عرب نیوز و الوطن شد. او همچنین به سطوح بالای قدرت نزدیک بود و اطلاعاتش نسبتاً دقیق بود. زمانی که بن سلمان ولیعهدِ ولیعهد شد، خاشقچی با ولیعهد شدن او در آینده مخالفت کرد. یعنی نهایتاً با پادشاهی بن سلمان مخالف بود. بن سلمان ابتدا ولیعهد عمویش شد و عمویش ولیعهد پادشاه عربستان بود. آمریکایی‌ها به پادشاه عربستان گفتند برادرت به درد نمی‌خورد و او را کنار بگذار. با کنار رفتن عموی بن سلمان، خود بن سلمان ولیعهد پادشاه عربستان شد. خاشقچی خیلی مساله داشت نسبت به این انتخاب و معتقد بود انتخاب بن سلمان به ولیعهدی، برای عربستان مشکل ایجاد می‌کند.
*پس چرا آن قدر با احترام از بن سلمان یاد می‌کرد و به او می‌گفت سُمُو الامیر؟
بالاخره آدم متمدنی بود و می‌گفت کشورم نباید آسیب ببیند و با هر ادبیاتی راجع به مقامات کشورش حرف نمی‌زد.
*خاشقچی جزو مدافعان جنگ یمن هم بود؟
نه، ولی مخالف حوثی‌ها بود.
*به عنوان روزنامه‌نگار کیفیت کارش چطور بود؟ روزنامه‌نگار تراز اولی بود یا متوسط بود؟
او بعد از معاونت سردبیری روزنامۀ الوطن، مدت زیادی هم سردبیر الوطن بود و چنانکه گفتم، به دستگاه قدرت در عربستان سعودی نزدیک بود. در بسیاری از مصاحبه‌های مشترکی که من و او در کنار هم می‌نشستیم، او برخورد تندی با ایران می‌کرد. با ایران مساله داشت. مثلاً به من می‌گفت شما روزنامه‌نگار هستی و آزادیخواه، پس باید این طور یا آن طور برخورد کنی. من هم متقابلاً چنین حرفی به او می‌زدم. ما در مصاحبه‌های مشترکمان چنین درگیری‌هایی داشتیم. ولی آدم وزینی بود و تقریباً دوستدار شیعه بود. خیلی مخالف شیعه نبود. همچنین، گفتم که در مدینۀ منوره به دنیا آمده بود و وصیت کرده بود در بقیع دفن شود.
ما در سه کنفرانس با هم دیدار داشتیم که یکی از آنها کنفرانس IPI یا سازمان بین‌المللی روزنامه‌ها بود؛ در سال 2001 در استانبول. یادم نمی‌رود که وقتی وقت نماز ظهر می‌شد، ما می‌نشستیم و ساعت 4 یا 5 پنج بعد از ظهر می‌رفتیم نمازمان را می‌خواندیم ولی خاشقچی همان اول وقت برمی‌خاست می‌رفت پشت بنرهای کنفرانس، همان جا نمازش را می‌خواند. آدم مسلمانی بود. حتی وقتی که جان بولتون با بن سلمان تماس گرفت تا از سرنوشت خاشقچی مطلع شود، بن سلمان به جان بولتون می‌گوید خاشقچی اسلامگرای خطرناکی بود. جان بولتون هم پاسخ می‌دهد که اطلاعات ما چنین چیزی را نشان نمی‌دهد و خاشقچی یک آدم سنت‌گرا و میانه‌رو بود.
من که خاشقچی را از نزدیک دیده بودم، به هیچ وجه در او گرایشی‌ به اخوان المسلمین ندیدم و این ادعای حکومت عربستان قابل قبول نیست. خاشقچی یک مسلمان نسبتاً متعهد بود و نامزدش هم، چنانکه دیدید، محجبه بود.
*خاشقچی چون متشرع بود، برای قانونی و شرعی کردن ازدواجش با نامزدش خدیجه چنگیز وارد کنسولگری عربستان شد؟ چون او می‌توانست در آمریکا آزادانه با این خانم زندگی کند.
بله، او رفت تا از کشورش گواهی مجرد بودن بگیرد تا اسم همسر قبلی‌اش از شناسنامه‌اش پاک شود تا بتواند مجدداً ازدواج کند.
*آن سوالم بی‌جواب ماند: کیفیت کار خاشقچی به عنوان روزنامه‌نگار در چه سطحی بود؟
او به لحاظ خبری یک روزنامه‌نگار درجه اول نبود ولی فراموش نکنید خاشقچی روزنامه‌نگاری بود در کشور عربستان سعودی. او در روزنامه‌نگاری و مطبوعات عربستان، جزو شخصیت‌های بسیار برجسته بود.
*به نظرتان داستان خاشقچی، چه از حیث اهمیت رسانه‌ای چه از حیث اهمیت سیاسی، تا کی ادامه خواهد داشت؟
من فکر می‌کنم ماجرایش حالا حالاها ادامه خواهد داشت. اگرچه حافظۀ بشری محدود و کوتاه‌مدت است، ولی ما هنوز از آلدو مورو، نخست‌‌وزیر ایتالیا که توسط مافیا ربوده شد، بحث می‌کنیم و سوالمان این است که جسدش چه شد؟ ممکن است اتفاقات زیادی از این دست رخ دهند و فراموش شوند. اما خاشقچی اولاً روزنامه‌نگار بود، ثانیاً به شکل فجیعی کشته شد، ثالثاً الان جسد و مزار هم ندارد. پیش‌بینی من این است که بسیاری از نهادهای بین‌المللی روزنامه‌نگاری، روزی را به نام خاشقچی نامگذاری خواهند کرد و سالن‌هایی را در ساختمان‌هایشان به نام او می‌کنند تا اگر جسد و قبر ندارد، لااقل نامش زنده بماند. و به نظرم نامش زنده خواهد ماند.
*و نهایتاً اگر بخواهید به چند نکته اشاره کنید به عنوان مهمترین درس‌هایی که در عرصۀ ژورنالیسم می‌توان از ماجرای خاشقچی آموخت، چه نکاتی را مطرح می‌کنید؟
به چند نکته اشاره می‌کنم. اول اینکه، رسانه‌ها را باید جدی گرفت. دولتها خیلی سر به سر رسانه‌ها نگذارند. رسانه‌ها بازتاب‌دهندۀ تمایلات مردم‌اند. خاشقچی یک نفر بود و قتلش در بین این همه کشتارِ ناشی از جنگ در دنیای امروز، به ظاهر واقعۀ کوچکی بود ولی روزنامه‌نگاران نشان دادند که چنین ماجرایی را می‌توانند جهانی کنند و کل دنیا را برای مدتها درگیر این واقعه کنند. نکتۀ دومم خطاب به خود روزنامه‌نگاران است و آن اینکه، ماجرای معرفت و قدرت در جهان سوم هنوز چالش‌برانگیز است و ما باید بتوانیم این مساله را به نحوی حل کنیم. قدرت و معرفت باید به نحوی با هم کنار بیایند و همزیستی داشته باشند تا راه بر یک زندگی مسالمت‌آمیز باز شود. خاشقچی نمایندۀ معرفت و آگاهی‌بخشی بود و بن سلمان هم مظهر قدرت. و در این ماجرا، قدرت با کمک اسید معرفت را ذوب و حل کرد ولی معرفت جهانی از راه رسید و قدرت را رسوا کرد.

بن سلمان گفته بود من اگر پنجاه سال حکومت کنم، خاورمیانه را تبدیل به اروپا می‌کنم. ولی او اگر دویست سال دیگر هم سلطنت کند، قاتل خواهد بود. یعنی عنوان قاتل همیشه سایه به سایه او را تعقیب خواهد کرد و من معتقدم "هیأت بیعت" در عربستان سعودی ممکن است تصمیماتی اتخاذ کند که این لکۀ ننگ را از پیشانی پادشاهی عربستان پاک کند. فراموش نکنید که حرمین شریفین در عربستان سعودی است: خانۀ خدا و خانۀ رسول خدا. هر سال یکی دو میلیون انسان زائر این دو حرم می‌شوند. پادشاه خادم حرمین شریفین است.
ولیعهد هم قرار است پس‌فردا جانشین پدرش شود و خادم حرمین شریفین باشد. یک قاتل چطور می‌تواند خادم حرمین شریفین بشود؟ اما نکتۀ سومم این است که ماجرای خاشقچی نشان داد که روزنامه‌ها هنوز می‌توانند اهمیت بیشتری نسبت به توئیتر و اینستاگرام و غیره داشته باشند. یعنی ژورنالیسم نشان داد که هنوز مراقب و ناظر است و وجدان بشریت و اخلاق را نمایندگی می‌کند. یک توئیت کار یک گزارش ژورنالیستی مهم را انجام نمی‌دهد. در روزگار کنونی که رسانه‌های متعددی در فضای مجازی وجود دارند، روزنامه‌ها به عنوان نمایندگان رکن چهارم دموکراسی می‌توانند متمرکز شوند بر کارهای موثرتری مثل پرداختن جدی و پیگیری همه‌جانبۀ رویدادهای مهم‌تری که در زندگی بشر امروز بوقوع می‌پیوندند.
نبض زمان
 
پست ها : 1929
تاريخ عضويت: يکشنبه دسامبر 30, 2018 2:36 pm

Re: معرفت به زمان 18 ربیع الاول 1440

پست جديدتوسط نبض زمان » پنج شنبه ژانويه 03, 2019 5:05 pm

اعتراض های گسترده به سفر محمد به سلمان به مصر، تونس و الجزایر


همزمان با شروع سفرهای دوره‌ای «محمد بن سلمان»، ولی‌عهد سعودی به برخی کشورهای منطقه، فشارها و درخواست‌ها برای ممانعت از ورود وی به این کشورها بیشتر می‌شود.
از روز چهارشنبه که رسانه‌های سعودی از سفر بن سلمان به امارات، مصر و بحرین خبر دادند، موجی از اعتراض‌ها در این کشورها به این سفر ایجاد شده است.
کاربران شبکه‌های اجتماعی در مصر، از جمله کاربران توییتر به سفر احتمالی ولی‌عهد سعودی به کشور خود واکنش نشان دادند و هشتگی با نام «سفر ارّه به مصر، مایه ننگ است»، راه انداختند که هر لحظه استقبال از این هشتگ بیشتر می‌شود.
«اره» این روزها در رسانه‌های عربی و جهان و در میان کاربران فضای مجازی به لقبی برای ولی‌عهد سعودی تبدیل شده و از او به «ابو المنشار» (پدرِ ارّه) یا «ولی‌عهد ارّه» یا «شاهزاده اره» یاد می‌شود. این لقب بعد از آن بر سر زبان‌ها افتاد که رسانه‌های مطرح در ترکیه و جهان با استناد به تحقیقات دادستانی ترکیه، از قتل «جمال خاشقچی»، روزنامه‌نگار سعودی در کنسولگری سعودی در شهر استانبول خبر دادند؛ روزنامه‌نگاری که بعد از قتل از سوی تیم ترور ولی‌عهد سعودی، با ارّه استخوان‌بُر تکه تکه شده و در نهایت این تکه‌ها با اسید از بین رفته است.
کاربران مصری دقیقا با راه انداختن هشتگ مذکور، ادعاهای مقام‌های سعودی مبنی بر عدم اطلاع بن‌سلمان از قتل خاشقجی را مردود دانستند و نوشتند، هدف از زیارت «بن‌سلمان اره» به مصر، دعوت به «تملق‌گویی» از او جهت افزایش روحیه ولی‌عهد متهم به قتل خاشقجی است.
کاربری به نام «جمال عید» نوشت: به عنوان یک شهروند مصری مخالف این سفر است، چون محمد بن سلمان قاتل و جنایت‌کار است.
Image

کاربر دیگر مصری به نام «احمد یوسف» نیز نوشت: بن سلمان فرد «نامطلوبی» است که مخالفان خود را بعد از ترور و مُثله کردن، در اسید «ذوب می‌کند»؛ او فردی است «سادیست، تروریست و غیر انسان».
Image
اعتراض‌ها به سفر محمد بن سلمان تنها به مصر محدود نشد، بلکه کاربران فضای مجازی در الجزائر و تونس نیز در اقدامی مشابه به این سفر اعتراض و از لقب اره برای او استفاده کردند.
نبض زمان
 
پست ها : 1929
تاريخ عضويت: يکشنبه دسامبر 30, 2018 2:36 pm

Re: معرفت به زمان 18 ربیع الاول 1440

پست جديدتوسط نبض زمان » پنج شنبه ژانويه 03, 2019 5:06 pm

تحرکات مشکوک در عربستان و گسیل نیروهای ویژه به ریاض


افشاگر معروف سعودی در جدیدترین توئیت خود از تحرکات مشکوک دیشب در ریاض خبر داده و نوشت که تمام نیروهای امنیتی عربستان فرا خوانده شده‌اند.
به گزارش خبرگزاری تسنیم، مجتهد افشاگر سعودی در تازه‌ترین مطلب خود نوشت که تعداد قابل توجهی از عناصر گارد پادشاهی عربستان از شهر جده و الدمام احضار شده و به شهر ریاض انتقال پیدا کرده‌اند.
بر اساس این گزارش 20 جیب نظامی مجهز به توپ 50 میلی متری و دوربین‌های دید در شب و اشعه مادون قرمز در مسیر بین کاخ پادشاهی تا فرودگاه گسترده شدند.
همچنین تعداد قابل توجهی از عناصر امنیتی همراه محمد بن سلمان از فرودگاه بازگردانده شدند و به آنها گفته شد که باید برای حفاظت از پادشاه و دفتر پادشاهی در کشور باقی بمانند. به آنها اعلام شد که برای حمایت از ولیعهد عربستان به صورت 100 درصد از شرکت‌های بین‌المللی مرتبط با دفتر ولیعهد استفاده خواهد شد.
تمام این اتفاقات در نیمه‌های شب رخ داد و تعداد زیادی از عناصر امنیتی نیز از منازل خود به دفتر پادشاهی احضار شدند. علاوه بر این‌ها تحرکات امنیتی و تردد خودروهای زرهی در اطراف کاخ پادشاهی مشاهده می‌شد.
این فعال منتقد سعودی می‌نویسد که از انگیزه این اقدامات اطلاع دقیقی در دست نیست.
نبض زمان
 
پست ها : 1929
تاريخ عضويت: يکشنبه دسامبر 30, 2018 2:36 pm

Re: معرفت به زمان 18 ربیع الاول 1440

پست جديدتوسط نبض زمان » پنج شنبه ژانويه 03, 2019 5:08 pm

.
احوال افغانستان و تاجيكستان و ازبكستان

.
نبض زمان
 
پست ها : 1929
تاريخ عضويت: يکشنبه دسامبر 30, 2018 2:36 pm

Re: معرفت به زمان 18 ربیع الاول 1440

پست جديدتوسط نبض زمان » پنج شنبه ژانويه 03, 2019 5:09 pm

هزاره ها؛ بحران پریشان اندیشی سیاسی و خویشتن پریشی اجتماعی


یادداشت حمزه واعظی
شفقنا افغانستان- در روزها و هفته های اخیر شاهد حملات گسترده گروههای هراس افکن به مناطق عمدتا هزاره نشین افغانستان هستیم.
استاد حمزه واعظی، نویسنده و پژوهشگر کشورمان یادداشتی پیرامون وضعیت امنیتی حاکم تحت عنوان هزاره ها، بحران پریشان اندیشی سیاسی و خویشتن پریشی اجتماعی نوشته است :

داعش، طالب و استراتژی هراس و فشار
به نظر می رسد در سه سال اخیر، نوعی پروتکل میان داعش و طالبان بسته شده که برمبنای آن، تمرکز بر تقابل، تهاجم ودر نتیجه تحمیل ضعف و بی ثباتی در جامعه ی هزاره می باشد. بدین رو، درطول سالهای گذشته، نوک پیکان داعش، ترتیب و اجرای حملات هدفمند و کشتار سیستماتیک هزاره ها در کلانشهرهای افغانستان، بوِیژه کابل، مرکز قدرت مدنی و کانون مانور سیاسی ـ فرهنگی هزاره ها بود.
اکنون نوبت به طالبان رسیده که با هجوم نظامی مستقیم، پیوسته و برنامه ریزی شده ی خود به مناطق حساس و گلوگاههای مرزی و آستراتژیک هزاره ها و کشتار و کوچ اجباری هدفمند این مردم، می کوشد جامعه ی هزاره را دچار شکست سیاسی و گسست ذهنی ـ هویتی سازند.
هجوم گسترده ی طالبان به ارزگان خاص، جاغوری و اوتقل و مالستان طی دوهفته اخیر، یاد آورو تکرار و تداوم همان سیاست و رفتاریست که این گروه در دهه هفتاد شمسی علیه هزاره ها در مزار و یکاولنگ و بامیان انجام می داد.

بررسی استراتژی و شناخت دقیق اهداف داعش و طالب مبنی بر هدف قراردادن هزاره ها، مارا به واقعیت های سیاسی و ماهیت دگردیسی های استراتژیک افغانستان بیشتر اشنا نموده ودرک روشن تری از فضای قومی، منطقه ای و فرا قومی به ما می بخشد.
بنابراین، داعش و طالب از هدف قراردادن جامعه ی هزاره، چند هدف را دنبال می کنند:
الف) ایجاد ناامنی و هراس اجتماعی در میان شهروندان عادی هزاره در مناطق استراتژیک و خالی ساختن اهالی از سرزمین های بومی شان. تصرف سرزمین های بومی هزاره ها یک سیاست تاریخی ـ قومی است که از زمان عبدالرحمان شروع شده و در دهه هفتاد از جانب طالبان تکرار شد و اکنون از سوی همین گروه دنبال می گردد. خالی شدن مناطق بومی اولا از نظر هویتی ـ فرهنگی برای هزاره ها شکست تاریخی مکرر می باشد؛ دوما از نظر سیاسی ـ استراتژیک، ضربه ی حیاتی برای جامعه ی هزاره محسوب می گردد و سوما از نظر نظامی ـ سوق الجیشی با راندن این مردم از مناطق بومی و تجمع شان در کابل، هزاره هارا در معرض حملات برنامه ریزی شده ی اسان تر انتحاری، اسیب های اقتصادی و تراکم جمعیتی بیشتر قرار می دهد.

ب) گسترش بحران ذهنی ـ روانی در میان هزاره ها و تضعیف روحیه ی امید و تغییردراین جامعه، این مردم را از مسیر اصلی جهش های ذهنی و انتخاب های مدنی منحرف و به انفعال اجتماعی و انزوای سیاسی ناگزیر سوق می دهد.

ج) تصرف مناطق امن هزاره نشین، ضمن آن که کلانشهرغزنی و شاهراه غزنی ـ کابل را مورد تهدید های جدی و مدام قرار می دهد، به قدرت نمایی طالبان درآستانه ی مذاکرات صلح، توان چانه زنی و ساحه ی تأثیرگذاری آن هارا بر روند امتیاز گیری، هم از دولت افغانستان و هم از حامیان بین المللی اش بیشتر می سازد.

د) تجربه و درک رابطه ی هزاره ها با حکومت مرکزی در دوره ی حاکمیت اشرف غنی نشان می دهد که هر فشار و آسیبی که بر زیست جمعی و یا سرنوشت سیاسی ـ اجتماعی هزاره ها وارد آید، بی اعتمادی، بدگمانی و نارضایتی بسیاری از هزاره ها، بویژه سیاستگران و جامعه ی جوان را در تعامل با حکومت، بیشتر می سازد. ازهمین رو، شاهد هستیم که تهاجم اخیر طالبان به مناطق ارزگان و جاغوری، به گسستگی سیاسی و نارضایتی و بدگمانی اجتماعی مشهودی میان جامعه ی هزاره و حاکمان ارگ نشین دامن زده است. بطور قطع، طالبان از درک و تأثیر این رابطه غافل نیستند. کوتاهی، تعلل و بی تفاوتی حکومت مرکزی مبنی برارسال کمک و نیروی نظامی به این منطقه و بی تفاوتی عمدی در قبال کشتار و کوچ گروهی مردم ملکی هزاره و بدتر ازآن، بی خردی مقامات ارگ در قومی خواندن جنگ ارزگان، به خشم و بدبینی و نارضایتی عمومی بخش بزرگی از جامعه هزاره نسبت به حکومت مرکزی دامن زد. بدین ر،و طالبان بخوبی می دانند که هرچه فشار و جنگ و آسیب های نظامی و انسانی و اقتصادی بیشتری به هزاره ها وارد کنند، به همان میزان زمینه ها وبسترهای ذهنی و گسست سیاسی قابل محاسبه ای را در تعامل هزاره ها با حکومت کنونی فراهم می سازند.

ه) طالبان از تحولات سیاسی جامعه هزاره آگاهند. آن ها می دانند که این جامعه از نظر رهبری سیاسی و تعامل سیاست درون قومی، دچار چالش های آشکاری هستند. آن ها قطعا برآورد می کنند که اولا این وضعیت، زمینه های شکنندگی سیاسی ـ نظامی هزاره هارا بیشتر کرده است و بدین رو درجنگ رویارو و نظامی دچار نابسامانی استراتژیک و تشتت فرماندهی و تصمیم گیری سیاسی هستند و دوما هر نوع فشار سیاسی ـ نظامی و تحمیل تلفات انسانی و نظامی نسبت به این مردم، به تضعیف و پراکندگی و گیجی سیاسی بیشتر ساختارها و ثبات سیاسی هزاره ها منجر خواهد شد و بدین ترتیب، قدرت مدنی و شبکه ی پیوستگی های اجتماعی هزاره ها را با چالش های جدی تری مواجه خواهند ساخت.
نبض زمان
 
پست ها : 1929
تاريخ عضويت: يکشنبه دسامبر 30, 2018 2:36 pm

Re: معرفت به زمان 18 ربیع الاول 1440

پست جديدتوسط نبض زمان » پنج شنبه ژانويه 03, 2019 5:10 pm

«خروج و مراجعت بدون ابطال مدارک اقامتی»؛
بی‌تدبیری مدیران دولتی ايران و سردرگمی هزاران مهاجر افغانستانی


وعده‌ای که ۴ ماه قبل برای آغاز طرح بازگشت مهاجرین افغانستانی دارای «گذرنامه خانواری» به موطنشان داده شده بود، در دالان‌های تنگ بوروکراسی مدیران مانده و همه آنچه برای بازگشت آن‌ها باید اتفاق بیفتد به دستان سرنوشت سپرده شده است.

به گزارش دفتر منطقه‌ای خبرگزاری تسنیم، با وجود اینکه اداره اتباع و مهاجرین خارجی استان خراسان رضوی طی یک نشست مطبوعاتی در 23 مرداد سال جاری خبر از آغاز طرح بازگشت مهاجرین افغانستانی دارای «گذرنامه خانواری» بدون ابطال مدارک اقامتی آن‌ها داده بود، اما هنوز زمینه خروج و مراجعت افغانستانی‌هایی که خواستار رفتن به کشورشان هستند، مهیا نیست.
• رایزنی برای تسهیل رفت‌وآمد مهاجران با کارت پناهندگی میان ایران و افغانستان
چند هزار مهاجر افغانستانی که گذرنامه‌های خود را برای دریافت روادید خروج و مراجعت به دفاتر کفالت ارائه کرده بودند، با گذشت دست‌کم حدود دو ماه، نه از گذرنامه خبری دارند و نه از روادید. آنها هر دری را که می‌کوبند، بسته است، این در حالی است که براساس اعلام دفاتر کفالت قرار بوده است حداکثر طی مدت 45 روز روادید صادر شود و در اختیار صاحبان گذرنامه‌ها قرار گیرد. این موضوع در رسیدهای دفاتر کفالت نیز ذکر شده است.
برخی از این مهاجران نگرانند که به‌دلیل همراه نداشتن مدرک با بازداشت روبه‌رو شوند، حتی برای کار روزانه نیز مشکل دارند.
Image
یکی از کارگران مهاجر افغانستانی با نگرانی بسیار به خبرنگار تسنیم گفت: هیچ مدرکی ندارم، هر لحظه نگران احتمال بازداشت و رد مرز هستم، کاش اصلاً پاسپورتم را نمی‌دادم.
با این حال، تاکنون نه اداره اتباع و نه پلیس مهاجرت پاسخ روشنی در ارتباط با سرنوشت گذرنامه‌ها و روادیدی که وعده آن داده شده بود نمی‌دهند.
یادآوری می‌شود که بازگشت مهاجرین افغانستانی به کشورشان بدون ابطال کارت آمایش و گذرنامه خانواری موضوعی بود که سال‌ها در مقام یک وعده محقق‌نشده گهگاهی جنجالی رسانه‌ای با خود به‌همراه داشت، اما پس از اعلام خبر اجرایی شدن این طرح، روزنه امیدی برای اتباع افغانستانی شکل گرفت.

چگونگی روند خروج و مراجعت دارندگان «گذرنامه خانواری»
محمد عجمی مدیرکل سابق امور اتباع و مهاجرین خراسان رضوی در این باره گفته بود: مهاجرینی که دارای کارت آمایش و گذرنامه با روادید خانواری هستند تاکنون امکان خروج و مراجعت آنها فراهم نبود اما برابر ابلاغیه «اداره کل اتباع وزارت کشور» افرادی که دارای کارت آمایش و گذرنامه خانواری معتبر هستند می‌توانند از صبح 24 مرداد ماه به دفاتر خدمات اتباع خارجی و اشتغال (دفاتر کفالت) مراجعه و نسبت به انجام مراحل اداری خروج و مراجعت از ایران به افغانستان اقدام کنند.
بنا به گفته‌های وی، افرادی که دارای گذرنامه با روادید خانواری هستند به‌دلیل اینکه دارای گذرنامه هستند می‌توانند به دفاتر کفالت مراجعه کنند و گذرنامه را تحویل دهند، پرونده توسط دفاتر کفالت به پلیس مهاجرت منتقل و اجازه خروج و مراجعت به افغانستان درج می‌شود.
در حال حاضر که بسیاری از مهاجرین افغانستانی با سپردن گذرنامه‌هایشان برای خروج و مراجعت به کشورشان اقدام کرده‌اند، حالا مدیران مربوطه نه اجازه خروج برایشان صادر می‌کنند و نه گذرنامه‌هایشان را به آنها برمی‌گردانند.

مسائل مهم، قربانی بوروکراسی اداری مدیران نالایق
نبود امنیت در کشور همسایه ما (افغانستان) موجب رواداری و میزبانی جمهوری اسلامی ایران از مهاجرین افغانستانی شده است و از آنجا که دارا بودن حق امنیت، حق هر انسان و مخلوق خداوند است، امام خمینی(ره) نیز با نیک‌اندیشی و درک عمیق آن دستور رعایت رأفت اسلامی را در خصوص مهاجرین افغانستانی صادر کردند.
همچنین مقام معظم رهبری حضرت امام خامنه‌ای نیز در این رابطه تأکید داشتند که تهران خانه برادران افغانستانی است.

رهبر انقلاب: تهران، خانه برادران افغانستانی است
اما دیده می‌شود که برخی مسئولین و مدیران سهل‌انگار با بی‌توجهی از کنار چنین رهنمودهایی می‌گذرند و خواست‌های جناحی و بوروکراتیک پیچیده خود را در اولویت هر مسئله مهم در کشور می‌کنند و علی‌رغم وعده اجرایی شدن آن، مشخص نیست که کدام نهاد یا سازمان مربوطه در حال سنگ‌اندازی بر سر راه این طرح است.
مهاجرین افغانستانی که سالیان زیادی را در جمهوری اسلامی ایران سپری کرده‌اند، امید به وعده‌ای سپردند که می‌تواند آنها را به وطن و خاکشان نزدیک‌تر کند تا بار دیگر بتوانند قدم بر خاکی بگذارند که روزی محل بازی دوران کودکی‌شان بوده است، خاکی با اشتراکات فرهنگی و تاریخ تمدنی که این مرزها بین آنها معنا و مفهومی ندارد و می‌تواند برای دو ملت چرخه اقتصادی و ترانزیت را نیز رونق بخشد.

خروج و مراجعت قانونی؛ رهایی از قوانین دست‌وپاگیر و غیرضروری
یکی از مهمترین موارد در موضوع بازگشت بدون ابطال کارت آمایش و گذرنامه خانواری این است که به‌طور حتم زین‌پس مشاهده خواهد شد که ترددهای غیرقانونی زیر سایه ناامنی، ترس و نگرانی به‌طور چشمگیر کاسته می‌شود چراکه مهاجرین مطالبه خودشان در تمامی این سال‌ها ارائه چنین تسهیلاتی برای بازگشت بوده است و این نشان می‌دهد روحیه قانون‌پذیری در افغانستانی‌ها همواره وجود داشته و مشکل گاهی از وجود قوانین‌های سفت و سخت و دست‌وپاگیر بوده است.
Image
امکان بازگشت بدون ابطال کارت فرصتی مناسب است برای رساندن پیام دوستی و برادری جمهوری اسلامی به مردم جهان؛ پیامی که بسیاری درصدد خاموش کردن آن هستند و امید است دو کشور همسایه و برادر درصدد تحکیم روابط هرچه بیشتر از فرصت‌های پیش‌آمده استفاده کرده تا ملت دو کشور بدون مرز جغرافیایی با یکدیگر روابط و تعامل داشته باشند.
نتیجه
با درنظر گرفتن پیامدهای مثبت اجرایی شدن این طرح برای جمهوری اسلامی ایران و همچنین تحکیم تعامل نیک میان دو ملت ایران و افغانستان، عملی نشدن وعده‌ای که چهار ماه قبل مبنی بر اجرایی شدن طرح خروج و مراجعت افراد دارای گذرنامه خانواری اعلام شد، چیزی غیر از بی‌مسئولیتی و بی‌کفایتی مدیران نیست.
این طرح در حالی تصویب و قرار بود عملی شود، که پیش از آن گزارش‌های متعدد از فواید اجرایی شدن آن درخبرگزاری تسنیم منتشر شده بود.
در حالی که بسیاری از مراجع و ارگانها به‌دنبال ایجاد مودت و حسن همجواری میان دو کشور و به‌خصوص دو ملت هستند، بنابراین چه توجیهی می‌تواند برای کوتاهی در مسئله‌ای که بارها لزوم و دغدغه آن مطرح شده و دستور اجرایی شدن آن صادر شده وجود داشته باشد؟
با تمام دلایل و الزامی که نیاز است در این زمینه مدنظر قرار بگیرد و همچنین مراحل قانونی که طی شده است، امیدواریم علاوه بر پاسخ دادن به این‌که اجرایی نشدن این طرح به چه‌دلیل چهار ماه به‌طول انجامیده است، نهادهای مربوطه در راستای عملی کردن این طرح اقدامات فوری را روی دست داشته باشند تا مشکلی که افغانستانی‌های دارای گذرنامه خانواری در این زمینه دارند هرچه زودتر رفع گردد.
نبض زمان
 
پست ها : 1929
تاريخ عضويت: يکشنبه دسامبر 30, 2018 2:36 pm

Re: معرفت به زمان 18 ربیع الاول 1440

پست جديدتوسط نبض زمان » پنج شنبه ژانويه 03, 2019 5:11 pm

.
احوال خاوردور (ژاپن و آسياي جنوب شرقي تا استراليا و نيوزلند)

.
نبض زمان
 
پست ها : 1929
تاريخ عضويت: يکشنبه دسامبر 30, 2018 2:36 pm

Re: معرفت به زمان 18 ربیع الاول 1440

پست جديدتوسط نبض زمان » پنج شنبه ژانويه 03, 2019 5:12 pm

خمرهای سرخ" ده درصد كشور كامبوج بودند كه مائوئيست و مخالف تمدن و ابزارهاى مدرن و شهرها و دين اسلام بودند با مقدماتي كه امريكا فراهم كرد با حمله اتمي (پنهان) خمرها را بقدرت رساندند خمرها و به تقليد از مائو نسل كشي کردند
بیش از دو میلیون نفر؛ یعنی یک سوم جمعیت کامبوج را كشتند


در بهار سال 1970 میلادی جنگ مخفی سازماندهی‌شده‌ای توسط نیکسون، رییس‌جمهوری وقت امریکا و هنری کیسینجر آغاز شد؛ جنگی که نقض قانون اساسی امریکا و مغایر با تصمیم کنگره بود. خلبانان امریکایی قول دادند که این جنگ مخفیانه باقی بماند. به مدت سه سال، مردم امریکا هیچ چیزی درباره آن نمی‌دانستند. تا سال 1973 میلادی که بمب عظیمی تقریبا مشابه هیروشیما بر سر کامبوج بی‌طرف‌مانده ریخته شد. هدف نیکسون این بود که به کمونیست‌های ویتنامی نشان دهد که می‌تواند سرسخت باشد. هدف نظامی این حملات تخریب پایگاه ویت‌کنگ‌های کمونیست در کامبوج بود. در جریان این حمله توازن ظریف موجود میان سلطنت‌طلبان، جمهوریخواهان و کمونیست‌ها به هم خورد و شاهزاده سیهانوک از مقام‌اش کناره‌گیری کرد.

در آن زمان ارتش قدرت را در دست گرفت. با این حال، در جنگل‌ها یک گروه کوچک متعصب به نام خمرهای سرخ با تاثیرپذیری از انقلاب فرهنگی چین خواستار در دست‌گیری قدرت بود. آنان سال 1975 را سال صفر اعلام کردند که از دیدشان آغاز پایان جهان مدرن بود. هدف ایدئولوژیک انقلابیون کامبوجی بازسازی یک جامعه ناب و خالص روستایی و بدون طبقه بود چیزی مشابه امپراتوری خمر در قرن نهم تا دوازدهم میلادی در جنوب شرقی آسیا بود. این گروه تنها ده درصد از جامعه کامبوج را تشکیل می داد. در نتیجه، برای حکومت بر جامعه مجبور بود افراد جامعه را یا به بردگی درآورد و یا آنقدر آنان را بکشد که جمعیت به نصف کاهش یابد. این گروه با انجام اقدامی شبیه کودتا در ساعت 7:30 صبح روز 17 آوریل 1975 میلادی وارد پایتخت شد و ظرف مدت یک ساعت دستور تخلیه شهر را صادر کرد. بیمارستان‌ها تخلیه می‌شدند و پزشکان مجبور بودند وسط عمل جراحی کارشان را متوقف کنند و بیماران در حال مرگ در خیابان‌ها با تخت‌های‌شان رها شد. یکی از معلمان سابق می‌گوید خمرهای سرخ اسلحه را پشت سرش گذاشتند و بچه‌ها گریه می‌کردند. او می‌گوید اکثر بچه‌ها پیاده از شهر خارج می‌شدند و به دلیل آواره‌شدن از خستگی و گرسنگی جان باختند. در عکس‌ها دیده می‌شود که به دلیل بی‌ارزش‌شدن پول کامبوج خانواده آن را می‌سوزاندند تا کودکان را گرم کنند. همچنین کودکی در حال راهنمایی کردن مرد نابینایی است که توسط خمرهای سرخ چشمان‌اش درآورده شدند".

در نهایت پس از چهار سال حکمرانی و جنایت در سال 1979 میلادی با حمله ارتش ویتنام خمرهای سرخ در کامبوج سرنگون شدند
حکومت خمرهای سرخ با ایدئولوژی مائویستی در سال ۱۹۷۵ با رهبری پل پوت مشهور به برادر شماره یک با کودتا علیه پادشاه در کامبوج به قدرت رسید. در مدت چهار سال حکومت این گروه بر کامبوج دو میلیون نفر در "کشتزارهای مرگ" این حکومت کشته شدند.
آفتاب‌‌نیوز :
سرویس بین الملل- پس از گذشت بیش از چهار دهه از پایان حکومت خمرهای سرخ در کامبوج، دو تن از مقامات ارشد این گروه از سوی یک دادگاه مورد حمایت سازمان ملل به اتهام نسل‌کشی مجرم شناخته شدند.
به گزارش آفتاب‎نیوز؛ در روزهای اخیر، دادگاه ویژه کامبوج "خیو سامفان" رییس جمهوری سابق جمهوری دموکراتیک کامبوج و "نون چه آ" مشهور به برادر شماره دو مشاور "پل پوت" ایدئولوگ خمرهای سرخ را به اتهام نسل‌زدایی مسلمانان چام و کشتار در ویتنام و جنایت علیه بشریت به حبس ابد محکوم کرد.
حکومت خمرهای سرخ با ایدئولوژی مائویستی در سال ۱۹۷۵ با رهبری پل پوت مشهور به برادر شماره یک با کودتا علیه پادشاه در کامبوج به قدرت رسید. در مدت چهار سال حکومت این گروه بر کامبوج دو میلیون نفر در "کشتزارهای مرگ" این حکومت کشته شدند.

اینک روزنامه بریتانیایی "میرر" در گزارشی به روایت "جان پیلگر" گزارشگر و خبرنگار معروف پرداخته که چهل سال پیش شاهد آثار نسل‌زدایی صورت گرفته توسط خمرهای سرخ بود که بر اثر آن بیش از دو میلیون انسان جان خود را از دست دادند. گزارش‌های منتشر شده توسط پیلگر و عکاس همکارش اریک پایپر به قدری در سال 1979 میلادی تکان‌دهنده بود که توجه افکار عمومی بین‌المللی را به خود جلب کرد.

"میرر" بخش‌هایی از این گزارش را پس از چهار دهه بازنشر کرده است: "یک فاجعه انسانی باورنکردنی در کامبوج روی داده است؛ کشوری که به ظاهر سال‌ها صلح در آنجا برقرار بوده و در فضایی ملایم در جنوب شرقی آسیا واقع شده است. به احتمال زیاد بیش از دو میلیون نفر؛ یعنی یک سوم جمعیت کامبوج توسط رژیم متعصب کشته شده‌اند. هدف این رژیم از پیش اعلام شده بود: نابود ساختن هر فرد و هر چیزی مرتبط با دنیای مدرن و بازگرداندن یک ملت و یک کشور به "سال صفر". هدف خمرهای سرخ آغاز عصر تازه‌ای است بدون خانواده و احساسات، بدون ماشین آلات، مدرسه، کتاب، دارو و موسیقی. آثار و نشانه‌های یافت شده قتل فراوان هستند. جمجمه‌های بدست آمده از گورهای دسته‌جمعی در نزدیکی "آنگ کور وات" توسط روستائیان آن منطقه که اقوام‌شان را از دست داده‌اند یافت شده است. برای قریب به چهار سال حکومت خمرهای سرخ هیچ گونه ارتباطی از خارج با مردم داخل کامبوج وجود نداشته و مرزهای آن کشور کاملا بسته شده بودند. حتی حیوانات هم وجود نداشتند. شهرها و روستاهای نابودشده خالی از سکنه هستند. خودروهای واژگون شده و دوچرخه‌ها را در سویی می‌بینیم. آنچه در اینجا می‌بینیم بی‌مانند است. حتی شیطانی چون هیتلر نیز کل جمعیت یک کشور را به بردگی نکشاند. از دید خمرهای سرخ همگان باید کشته می‌شدند چرا که در معرض "فساد قرن بیستم و یکمی" قرار گرفته بودند. حتی استالین هم که جوخه‌های ترور را به راه انداخته بود؛ تمام کتاب‌ها، تمام هنرها، تمام آموزش‌ها و تمام موسیقی‌ها را ممنوع نکرد و دست به انهدام بنیان تمام خانواده‌ها نزد. خمرهای سرخ علاوه بر عشق و شادی با ماشین‌ها هم سر دشمنی دارند. همه این جنایات در کامبوج روی داده است".
او در ادامه می‌نویسد: "پس از 17 آوریل 1975 میلادی و به قدرت رسیدن خمرهای سرخ هر کسی که در شهر زندگی کرده بود حکم مرگ در موردش اجرا می‌شد. خمرهای سرخ معتقد به نابودی شهرها و انتقال جمعیت به روستاها بودند. هر فردی که دارای تحصیلات و مهارت‌های مدرن بود اگر هویت واقعی‌اش آشکار می‌شد کشته می‌شد؛ از جمله پزشکان، معلمان، تکنسین‌ها، کارگران ماهر و حتی دانش‌آموزانی که کشته شدند
و الان بعد جهل سال رهبرلان اين جنايتها كه هنوز زنده اند محاكمه مي شوند و فقط به حبس ابد محكوم شدند!!! .

Image
خمرهاى سرخ سرانجام با حمله ارتش ويتنام سقوط كرند و مردم كامبوج نجات يافتند

Image Image Image
Image Image Image
Image Image Image
Image Image
نبض زمان
 
پست ها : 1929
تاريخ عضويت: يکشنبه دسامبر 30, 2018 2:36 pm

Re: معرفت به زمان 18 ربیع الاول 1440

پست جديدتوسط نبض زمان » پنج شنبه ژانويه 03, 2019 5:16 pm

.
احوال چين و کره شمالى و جنوبى

.
نبض زمان
 
پست ها : 1929
تاريخ عضويت: يکشنبه دسامبر 30, 2018 2:36 pm

Re: معرفت به زمان 18 ربیع الاول 1440

پست جديدتوسط نبض زمان » پنج شنبه ژانويه 03, 2019 5:17 pm

پنتاگون : جين خطر براى امريكاست نه روسیه

Image
در پنتاگون معتقدند که خظر نظامی چین بیش از روسیه است.
به گزارش اسپوتنیک، ژنرال جوزف دانفورد رئیس کمیته متحده روسای ستادهای نیروهای مسلح آمریکا اعلام نمود که بعید است روسیه تا سال های 2035-2025 بتواند برای آمریکا به اندازه چین خطرناک باشد. روسیه قادر نخواهد بود قدرت بالقوه نظامی خود را در سطح کنونی حفظ کند.
وی در جریان سخنرانی در دانشگاه آمریکایی که در سایت پنتاگون بطور زنده پخش شد گفت:وقتی ما از آینده یعنی افق زمانی 2035-2025 صحبت می کنیم، زمانی را در نظر می گیریم که توانایی خود برای انجام برنامه های نظامی را مورد ارزیابی قرار می دهیم، یعنی ما قادرخواهیم بود به امکانات بزرگی دست یابیم که از امکانات نظامی چین و احتمالا روسیه بیشتر خواهد بود. روسیه بعید است بتواند قدرت نظامی خود را در سطح کنونی حفظ کند. در سال های آینده روسیه با مشکل جمعیتی و اقتصادی روبرو خواهد شد. به نظر من روسیه نمی تواند مانند چین در سال های 2035-2025 برای آمریکا خطرناک باشد.

چین از امکانات بیشتری برای افزایش قدرت بالقوه خود برخوردار است. آنچه چین طی سال های اخیر برای افزایش قدرت نظامی خود انجام داده در سال های آتی نیز ادامه خواهد یافت. از اینرو در 30-20 سال آینده باید همانا به چین به عنوان یک خطر بزرگ برای آمریکا نگریسته شود».
اغلب اعلامیه هایی در باره «خطر روسی» از سوی سیاستمداران غربی شنیده می شود، بخصوص سیاستمداران کشورهای حاشیه بالتیک و لهستان این گونه بیانیه ها را ایراد می کنند.
مسکو بارها اعلام کرده است که قصد حمله به هیچ یک از کشورهای ناتو را ندارد. سرگی لاوروف وزیر خارجه روسیه نیز تأکید نمود که ناتو بخوبی می داند که روسیه هیچگونه برنامه ای برای حمله به کشورهای ناتو ندارد، اما فقط از بهانه های مختلف برای استقرار نیروهای بیشتر در نزدیکی مرزهای روسیه استفاده می کند.
نبض زمان
 
پست ها : 1929
تاريخ عضويت: يکشنبه دسامبر 30, 2018 2:36 pm

Re: معرفت به زمان 18 ربیع الاول 1440

پست جديدتوسط نبض زمان » پنج شنبه ژانويه 03, 2019 5:18 pm

کره شمالی: یک سلاح راهبردی و پیشرفته جدید را از آزمایش کردیم
کیم جونگ اون شخصا بر این آزمایش نظارت داشت
این سلاح، قدرت نظامی ما را به طرز چشم‌گیری افزایش می‌دهد


خبرگزاری دولتی کره شمالی از آزمایش موفقیت آمیز «سلاحی راهبردی، جدید و پیشرفته» با حضور و نظارت «کیم جونگ اون» رهبر این کشور خبر داد. این برای نخستین بار از سال گذشته میلادی است که رهبر کره شمالی خود در زمان انجام آزمایش‌های نظامی حضور می‌یابد. رسانه‌های آمریکا پیشتر گزارش داده بودند که پیونگ یانگ همزمان با پیشبرد مذاکرات با آمریکا طی ماه‌های گذشته، مشغول ساخت موشک‌های قاره پیمای سوخت مایع جدید در تاسیسات «سانوم دانگ» در حوالی پایتخت بوده است.

پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :
خبرگزاری دولتی کره شمالی بامداد جمعه (به وقت محلی) از آزمایش موفقیت آمیز «سلاحی راهبردی، جدید و پیشرفته» با حضور و نظارت «کیم جونگ اون» رهبر این کشور خبر داد.
به گزارش ایرنا به نقل از یونهاپ، هنوز جزئیات بیشتری در این ارتباط به دست نیامده، اما گفته شده که «مدت زمانی طولانی» برای پژوهش‌های مرتبط و فرآیند ساخت این سلاح صرف شده است.
خبرگزاری کره شمالی در گزارش خود می‌افزاید که این سلاح، قدرت نظامی پیونگ یانگ را «به طرز چشم‌گیری» افزایش می‌دهد.
در این گزارش به نوع سلاح یا زمان انجام آزمایش اشاره نشده است.

این برای نخستین بار از سال گذشته میلادی است که رهبر کره شمالی خود در زمان انجام آزمایش‌های نظامی این کشور حضور می‌یابد.
رسانه‌های آمریکا پیشتر گزارش داده بودند که پیونگ یانگ همزمان با پیشبرد مذاکرات با آمریکا طی ماه‌های گذشته، مشغول ساخت موشک‌های قاره پیمای سوخت مایع جدید در تاسیسات «سانوم دانگ» در حوالی پایتخت بوده است.

این در شرایطی است که سران آمریکا و کره شمالی خرداد ماه سرانجام پس از چند دهه با یکدیگر دیدار و توافقی برای کاهش تنش‌ها امضا کرده بودند.
به گفته رسانه‌ها، آمریکا از آن زمان تاکنون بار‌ها خواستار تعیین یک بازه زمانی ۶ تا ۸ ماهه برای خلع سلاح کره شمالی شده، اما هر بار با مخالفت دولت این کشور مواجه شده است.
کره شمالی سال گذشته میلادی ششمین آزمایش هسته‌ای خود را انجام داد و از آن زمان تاکنون چندین بار اقدام به آزمایش موشک‌های بالستیک قاره پیما کرده است.
نبض زمان
 
پست ها : 1929
تاريخ عضويت: يکشنبه دسامبر 30, 2018 2:36 pm

Re: معرفت به زمان 18 ربیع الاول 1440

پست جديدتوسط نبض زمان » پنج شنبه ژانويه 03, 2019 5:19 pm

.
احوال بلاد ترك (از تركیه و قفقاز تا قرقيزستان و مغولستان)

.
نبض زمان
 
پست ها : 1929
تاريخ عضويت: يکشنبه دسامبر 30, 2018 2:36 pm

Re: معرفت به زمان 18 ربیع الاول 1440

پست جديدتوسط نبض زمان » پنج شنبه ژانويه 03, 2019 5:20 pm

شاخ امریکا لای درختان جنگل «صفحه شطرنج» برژینسگی گیر کرد


راشا تودی – ترجمه رضا نافعی
رؤیای ژئو استراتژیک » زبیگنیو بریژینسکی» که ایالات متحده امریکا باید یگانه قدرت استراتزیک مسلط بر جهان باشد، محکوم به شکست است. این شکست فقط ناشی از درگیری های سوریه نیست. اما چرا؟

بنظر می رسد روزِ مرگِ استراتژی ِ- تسلط ایالالت متحده امریکا بر جهان، آن روزی بود که در ماه مه 2017 روسیه، ایران و ترکیه تفاهم نامه ای را برای ایجاد 4 منطقه آرام در سوریه به امضاء رساندند. این توافقنامه فقط برنامه ای برای حل و فصل اختلافات و استقرار صلح در سوریه نیست بلکه در عین حال پاسخ این سه کشور به سیاست تهاجمی و بی رحمانه امریکا و متحدانش در خاورمیانه و نزدیک نیز هست که بی وقفه ادامه دارد.

اتحادیه اتلانتیک که امریکا رهبر آنست برای رسیدن بر تسلط بلامنازع بر جهان، که بریژینسکی در اواخر دوران جنگ سرد مطرح ساخت، از هیچ تلاشی برای دامن زدن به جنگ سوریه و کش دادن آن روی گردان نیست، گرچه می داند که این تلاش می تواند بقیمت جان میلیونها انسان تمام شود. اما با توافقنامه ای که ذکرش رفت این مرحله نیز به پایان رسید. آخرین امکان برای تداوم آن تهاجم و تخریب توافق سه دولت، استفاده از وضعیت پیچیده ادلب بود که آن نیز در سوچی با توافق در باره ایجاد یک منطقه غیر نظامی در ادلب از میان برداشته شد.
بنظر بسیاری از ناظران سیاسی غرب برداشتن چنین گامی از سوی سه دولت ، نه تنها قابل پیش بینی نبود ، بلکه اصلا نامنتظر بود که ترکیه و روسیه اختلافات خود را به یک سو نهند و بتوانند به یک همکاری پایدار دست یابند. پیش بینی این باصطلاح کارشناسان غربی در گدشته هم نادرست از آب درآمده بود که نه تنها مرگ قرارداد آستانه را اعلام کرده بودند، حتی پیش بینی می کردند که بزودی سه دولت امضاء کننده قرارداد باهم شاخ به شاخ خواهندشد.

این رویدادها که وقوع یافته اند با آن روایت استراتژی اورآسیای امریکا در تناقض است. به این معنی که طبق توصیه بریژینسکی در کتاب صفحه شطرنج خود، ایران، روسیه و ترکیه هرگز نباید با یکدیگر همکاری کنند، در غیر این صورت این خطر وجود دارد که در عرصه نبرد ژئو پلیتیک امریکا شاخ مات شود.
در حال حاضر ترس واشنگتن از این است که ممکن است » بازی بزرگ» پایانی فاجعه بار داشته باشد. خود پسندی تحلیلگران و طراحان راهبردها در واشنگتن که کشورهای جهان را چون مهره های بی اراده شطرنج تصور می کنند، آنها را سخت به وجد می آورد.
قدرتی که ایالات متحده امریکا پس از فرو افتادن اتحاد شوروی بدست آورد سبب شد که طراحان راهبردی در امریکا دچار خوش خیالی شوند و ارتباط با واقعیت را بکلی از دست بدهند.
ایالات متحده امریکا که با این سطح بی سابقۀ همکاری منطقه ای بین مسکو، آنکارا و ایران مواجه شده است بر آن شد تا بار دیگر با نشان دادن شدت عمل جدی، شکافی در فرمات آستانه بوجود آورد.

فقط چند ساعت پس از توافق سوچی میان روسیه و ترکیه ، یک هواپیمای نظامی روسیه با 15 سرنشین ، بگونه ای حیرت انگیز، بر فراز دریای مدیترانه مورد اصابت موشک قرار گفت و ساقط شد. چند روز بعد، یک رژه نظامی در اهواز، مورد حمله گرفت و دهها نفر کشته و مجروح بر جای نهاد. همزمان با این رویدادها چند ماهی است که ترکیه با سقوط ارزش لیره خود در مبارزه است، که ناشی از تحریم امریکا و آغاز یک جنگ بازرگانی است.
برغم تمام این احوال مناسبات سه کشور که خود را با خطر یکسانی روبرو می بینند محکم تر شده است. در عین حال عرصه عمل امریکا در منطقه دائما تنگ تر می شود.
به تحریکاتی که قبلا در ادلب و دیگر بخش های سوریه صورت گرفت اعتنائی نشد. افزون براین ها نفوذ ایالات متحده امریکا در منطقه اوراسیا، از جمله از طریق سازمان همکاری های شانگهای که 17 سال از تاسیس آن می گذرد، پس رانده می شود.
سازمان همکاری های شانگهای نه تنها یک اتحادیه بازرگانی قدرتمند است بلکه این توان بالقوه را نیز دارد که در عرصه همکاری های امنیتی نقشی چون ناتو و اتحادیه اروپا ایفا کند و افزون بر این ها عرصه ایست برای گسترش اعتماد سازی متقابل.
این سازمان برخلاف ناتو، سخت پایبند به تضمین مفید بودن مناسبات دو جانبه برای کشورهائی است که با هم همکاری می کنند ( برُد- برُد) در این سازمان پیشرفت بمعنی پیشرفت همزمان کشورهاست.

افزون بر این ها آنچه در سازمان همکاری های شانگهای مورد تاکید قرار می گیرد احترام متقابل بر تفاوت های مذهبی و فرهنگی است. این ها ارزش هائی هستند که در برابر اندیشه های کهنه » غربی» قرار دارند، مانند نظرات هانتینگتن مبنی برخورد فرهنگ ها و یا شیوه های زمخت جنگ سرد مانند جتگ تجاری و ذهنیت حاصل جمع صفر.
امروز سازمان همکاری های شانگهای نماینده نیمی از جمعیت کره زمین و راههای بازرگانی با اهمیت است که پروژه جاده ابریشم نوین نیز بر آنها افزوده می شود.
امروز می توانیم شاهد انتقال قدرت از اتلانتیک بسوی دنیای قدیم، بسوی «Pivot Area» و «Rimland», باشیم ، یعنی مناطقی که استادان بریژینسکی » اسپایکمان» و » مک کیندر»مطرح کرده اند و گفته اند قدرتی می تواند بر جهان حکم براند که این سرزمین ها را در اختیار داشته باشد.
این رویدادها نیز قابل توجه هستند که ترکیه عضو ناتو و اخیرا هند، برغم تهدیدهای ایالات متحده امریکا، قرار دادی با روسیه منعقد ساختند برای خرید پنج سامانه دفاعی اس 400 .
گرچه کشورهای ترک زبان در آسیای مرکزی و در سواحل دریای خزر از دهها سال پیش با یکدیگر همکاری می کنند ولی در سالهای اخیر بر همکاریهای خود افزوده اند. بعنوان مثال ازبکستان پس از سالها دوری و تنها نشینی اینک خواستار همکاری نزدیک با ترکیه است.

در آخرین اجلاس شورای همکاری کشورهای ترک زبان «اوربان» نخست وزیر مجارستان یاد آور ترک تباری مجارها در گذشته شد.
لازم به ذکر است که حتی برای کشورهای اروپای مرکزی و شرقی نیز نوعی از همکاری ، به این یا آن شکل، با کشورهای اورواسیا، بدیلی است در برابر همکاری با » غرب» .
برای عضویت در اتحادیه اروپا باید از حاکمیت ملی چشم پوشید و آن را به مراجع اروپائی تسلیم کرد، که میتوان آن را نوعی از فدرالیسم دانست، ولی کشورهائی که به اتحادیه شانگهای می پیوندند، کماکان کشورهای مستقل ملی باقی میمانند .
نمونه ای از این همکاری و برخورد کشورهای عضو پیمان شانگهای بایکدیگر اختلاف نظردیرین آنها با یکدیگر بر سر دریای خزر بود که سرانجام طی مذاکراتی دوستانه مشکلات را حل کردند.
همه کشورهای منطقه ، حتی اروپا هم که افزون بر امریکا در جستجوی همکاران تازه ایست می تواند از این اتحادیه بهره ور گردد.
بویژه منابع انرژی تركمنستان را می توان از طريق خطوط انتقال Trans-Caspian و Trans-Atlantic (TANAP) از طریق آذربایجان و تركیه به جنوب شرقی اروپا تحویل داد.
ضربه بعدی به ایالات متحده، پروژه خط لوله ترکیه – روسیه است که به نوبه خود انرژی اروپا را تامین می کند. راه حل های سیاست انرژی جدید منجر به ایجاد مناطق جدید اقتصادی در آینده می شود که دیگر به طور انحصاری تحت کنترل ایالات متحده یا اتحادیه اروپا نیستند.
بسیاری از کشورهای بالکان که شاهد این تحولات هستند آن را فرصتی برای ثبات وضع خود نیز می بینند – فرصتی برای رها ساختن خود از تامین علائق ترانس اتلانتیک.
در این زمینه، باید تأکید کرد که کلیه بحران های بالکان طی دهه های گذشته و تاثیرات منفی آن بر توسعه اقتصادی و وضع دموگرافیک منطقه، نتیجه «ژئوپولتیک غارتگر» انه بازیگران ترانس اتلانتیک است که گریبان این کشورها را گرفته است.

سیاستی که آلمان در مورد » نورد استریم 2″ دنبال می کند نیز سبب نارضایتی همکار اتلانتیکی اش شده است. جنگ بازرگانی با امریکا آلمان را مجبور می سازد که عملگرایانه رفتار کند. از این روست که پیوسته در جستجوی گفتگو و مذاکره دشوار بویژه با ترکیه و روسیه است. پیروی» کور کورانه» از علائق اتلانتیکی برای علائق اقتصادی آلمان در جنوب شرقی اروپا، خاور نزدیک و میانه و آسیای مرکزی عواقب منفی در بر خواهد داشت.
بنظر می رسد رؤیای بریژینسکی: امریکا » یگانه قدرت جهانی» که او در سال 1997 در کتاب خود مطرح ساخت، نیز به گورستان تاریخ می پیوندد.

https://deutsch.rt.com/meinung/77640-da ... ngeklappt/
نبض زمان
 
پست ها : 1929
تاريخ عضويت: يکشنبه دسامبر 30, 2018 2:36 pm

Re: معرفت به زمان 18 ربیع الاول 1440

پست جديدتوسط نبض زمان » پنج شنبه ژانويه 03, 2019 5:21 pm

.
احوال امور و روابط با روسيه

.
نبض زمان
 
پست ها : 1929
تاريخ عضويت: يکشنبه دسامبر 30, 2018 2:36 pm

Re: معرفت به زمان 18 ربیع الاول 1440

پست جديدتوسط نبض زمان » پنج شنبه ژانويه 03, 2019 5:22 pm

روسیه: آماده روبرو شدن با نفت 35 دلاری هستیم


رئیس بانک مرکزی روسیه با بیان اینکه اقتصاد این کشور برای هر شرایط و سناریو بدبینانه ای آماده شده است، افزود: ما آمادگی لازم برای روبرو شدن با نفت بشکه ای 35 دلار را هم داریم.
به گزارش ایرنا، خانم «الویرا نبیولینا» در جلسه دوما که در آن بودجه سه ساله کشور بررسی و نهایی می شد این مطلب را بیان کرد.

رئیس بانک مرکزی گفت: البته سخنان من به این معنی نیست که قیمت نفت به این میزان کاهش خواهد یافت اما ما موظفیم بدترین شرایط را در نظر بگیریم و واکنش مناسب به آن را پیدا کنیم.
وی ادامه داد: بر اساس ارزیابی انجام گرفته، ممکن است در سال 2019 با افت و رکود موقتی روبور شویم، اما از سال 2020 دوباره شاهد رشد اقتصادی خواهیم بود.
گفتنی است، نمایندگان دومای روسیه در سومین و آخرین شور بودجه سه ساله آتی روسیه را تصویب کردند.

به گزارش رسانه ها، در این برهه زمانی (سه سال آینده) درآمد دولت بیشتر از میزان مخارج آن پیش بینی شده است.
همان طور که انتظار می‌رود، نرخ تورم روسیه در سال آینده از چهار درصد فراتر نمی‌رود و بیش از 5،5 تریلیون روبل (معادل 78 میلیارد دلار) برای اجرا و تحقق پروژه های دولتی در نظر گرفته شده است.
نرخ هر دلار محاسبه شده در ردیف بودجه سه سال آتی 64 روبل در نظر گرفته شده و نرخ نفت نیز در همین میزان پیش بینی شده است.
در روسیه معمولا بودجه را سه ساله محاسبه و تصویب می کنند و هر سال اگر تغییر و تحول قابل توجهی که بر درآمدهای دولت تاثیر بگذارد رخ ندهد بودجه با شاخص های درنظر گرفته شده اجرا می شود در غیراینصورت اصلاحاتی در آن صورت می گیرد.
نبض زمان
 
پست ها : 1929
تاريخ عضويت: يکشنبه دسامبر 30, 2018 2:36 pm

Re: معرفت به زمان 18 ربیع الاول 1440

پست جديدتوسط نبض زمان » پنج شنبه ژانويه 03, 2019 5:23 pm

تردید سوخو روسیه برای فروش هواپیما به ایران
کسب تکلیف شرکت روسی از آمریکا


شهریاری عضو کمیسیون عمران مجلس گفت که اخیرا در اخباری تأیید نشده، شنیدم که حتی شرکت سوخو روسیه نیز اعلام کرده که اگر آمریکا مجوز فروش به ایران را بدهد، ما اقدام به فروش هواپیمای سوخو به جمهوری اسلامی می کنیم.در شرایط کنونی گزینه های مختلفی برای خرید هواپیما پیش روی مسئلان وزارت راه و شهرسازی و سازمان هواپیمایی کشوری است، اما قطعا با توجه به شرایط تحریمی، باید بهترین و با کیفیت ترین محصول در ناوگان ما قرار گیرد.
Image

پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :

عضو کمیسیون عمران مجلس گفت: اخیرا در اخباری تأیید نشده، شنیدم که حتی شرکت سوخو روسیه نیز اعلام کرده که اگر آمریکا مجوز فروش به ایران را بدهد، ما اقدام به فروش هواپیمای سوخو به جمهوری اسلامی می کنیم.
سیدکمال الدین شهریاری در گفت‌وگو با خانه ملت، با اشاره به برنامه ریزی سازمان هواپیمایی کشور برای نوسازی ناوگان حمل و نقل هوایی، گفت: در شرایط کنونی گزینه های مختلفی برای خرید هواپیما پیش روی مسئلان وزارت راه و شهرسازی و سازمان هواپیمایی کشوری است، اما قطعا با توجه به شرایط تحریمی، باید بهترین و با کیفیت ترین محصول در ناوگان ما قرار گیرد.
نماینده مردم دشتی و تنگستان در مجلس شورای اسلامی ادامه داد: در شرایط کنونی اگر شرکت‌های برتر در صنعت هوایی مانند بوئینگ و ایرباس، به علت اعمال تحریم های آمریکا، از فروش هواپیما به ایران امتناع می کنند، ما مجبور هستیم که محصولات بازارهایی مانند بازار روسیه و چین را بررسی کنیم.
وی ادامه داد: البته این مسئله نیز دارای اهمیت است که آیا کشورهایی مانند چین و روسیه با وجود تحریم های آمریکا می توانند به ایران، هواپیما بفروشند یا اینکه آن ها نیز به خاطر نگرانی از تحریم ها از معامله با ایران اجتناب کنند.

اخیرا در اخباری تأیید نشده، شنیدم که حتی شرکت سوخو روسیه نیز اعلام کرده که اگر آمریکا مجوز فروش به ایران را بدهد، ما اقدام به فروش هواپیمای سوخو به جمهوری اسلامی می کنیم، از این رو حتی خرید هواپیماهای روسی قطعی و صد در صد نیست
شهریاری افزود: اخیرا در اخباری تأیید نشده، شنیدم که حتی شرکت سوخو روسیه نیز اعلام کرده که اگر آمریکا مجوز فروش به ایران را بدهد، ما اقدام به فروش هواپیمای سوخو به جمهوری اسلامی می کنیم، از این رو حتی خرید هواپیماهای روسی قطعی و صد در صد نیست.

کیفیت هواپیماهای روسی و جینی از بوئینگ و ایرباس به مراتب پایین تر است
این نماینده مردم در مجلس دهم ادامه داد: در بحث اهمیت کیفیت در خرید هواپیما نیز این مسئله واضح و مبرهن است که قطعا خرید هواپیماهایی مانند ایرباس و بوئینگ در اولویت قرار دارد، اما اگر قرار باشد که محصولات دیگر شرکت ها و کشورها خریداری شوند، نیز باید تمام مولفه فنی و کیفی مورد بررسی قرار گیرد، اما در هر صورت هواپیماهایی مانند محصولات چینی و روسی از کیفیت محصولات اروپایی برخوردار نیستند.
عضو کمیسیون عمران مجلس تصریح کرد: قطعا امروز نیاز نخست ناوگان هوایی کشور نوسازی و رفع فرسودگی هواپیماها از طریق خرید محصولات جدید است، البته این مسئله نیازمند سیاست گذاری و استراتژی دقیق است.
نبض زمان
 
پست ها : 1929
تاريخ عضويت: يکشنبه دسامبر 30, 2018 2:36 pm

Re: معرفت به زمان 18 ربیع الاول 1440

پست جديدتوسط نبض زمان » پنج شنبه ژانويه 03, 2019 5:24 pm

شوک حذف دلار در اوراسیا


اعمال تحریم‌های آمریکا علیه کشورهای مختلف موجب افزایش تمایل به حذف دلار در معاملات منطقه‎ای و جهانی، از جمله در اوراسیا شده است.
Image

به گزارش خبرنگار گروه بین‌الملل خبرگزاری تسنیم، در سال‌های اخیر، رهبری ایالات متحده اغلب سیاست خارجی خود را از طریق اعمال تحریم علیه کشورهای مختلف دنبال می‌کند. در نتیجه چنین سیاستی، واکنش این کشورها، بی اعتمادی رو به رشد در همکاری با ایالات متحده و در نتیجه در ارزی ایالات متحده بوده است. تسلط دلار در نظام مالی جهانی، همچنان به طور غیر رسمی حفظ می‌شود. اما تسلط آن تا چه مدت طول خواهد کشید؟

چین قراردادهای نفتی خود را بر مبنای یوان امضا می‌کند و در پی تعمیم آن به دیگر قراردادها نیز می‎باشد.کشورهای شرق و جنوب آفریقا نیز علاقه‌مند به استفاده بیشتر از یوان می‎باشند چرا که همکاری آنها با چین روز به روز بیشتر می‎شود و کاملاً منطقی است در معاملات خود با این کشور از یوان استفاده کنند.
در ترکیه نیز تمایل به کنار گذاشته شدن دلار از معاملات دیده می‌شود. در رابطه با ایران نیز، روسیه و چین از پول‌های ملی خود در معاملات دوجانبه استفاده می‎کنند و همچنین اتحادیه اروپا نیز پس از اعلام خروج آمریکا از برجام به دنبال راه حل‌هایی برای رهایی از سلطه دلار در مبادلات تجاری خود می‎باشد.
اما در رابطه با کشورهای آسیای مرکزی، با توجه به مشکلات اقتصادی پسا شوروی و نیاز شدید این کشورها به سرمایه‌گذاری‎های خارجی برای رفع مشکلات اقتصادی خود، از طرفی کنار گذاشتن دلار با توجه با سرمایه‎گذاری آمریکایی در آنها به نفع منافع ملی کشورها نخواهد بود، اما از سوی دیگر این مساله نیز مطرح می‌شود که کشورهایی چون چین و به ویژه روسیه از بزرگترین شرکا و سرمایه‎گذاران اقتصادی در این کشورها و همچنین اتحادیه اقتصادی اوراسیا می‎باشند.

نقش سازمان‏های منطقه‎ای در کنار گذاشته شدن دلار
کارشناسان به تدریج اعتراف می‌کنند که سلطه دلار در بازارها علت اصلی بحران‌های مالی و اقتصادی جهان است.هم اکنون، هر بحران ناخوشایند در نظام مالی جهانی می‌تواند منجر به خروج دلار به عنوان یک ارز ذخیره‌ای جهانی و ابزار معامله و سرمایه‌گذاری شود.
آنها عقیده دارند که پیمان های دو و چندجانبه بین کشورهای مختلف می‌توانند به کاهش وابستگی به دلار در مبادلات جهانی کمک شایانی کنند. به گفته راما واسودوان، دانشیار دانشکده اقتصاد دانشگاه کلورادو: این مساله بستگی به اقدامات اتحادیه اروپا، انگلیس، روسیه و چین دارد.
سناریوی محتمل این است که به تدریج متنوع سازی صورت گیرد و بین شرکای تجاری و سازمان‌های منطقه‌ایاقداماتی مشترک برای کاهش وابستگی به دلار انجام شود.
به تازگی، راه‌حل‌های سازمانی (درون دریایی، مسیرهای جدید لجستیکی بین‌المللی) و تکنولوژیکی جدید (ارز رمزی، معاملات غیر بانکی مالی) در سیستم مالی جهانی نیز ظاهر شده است که با افزایش این روند، بعید است که دلار بتواند موقعیت و اعتبار خود را مانند قبل حفظ کند.
به این ترتیب، پیش بینی جایگزینی "ارز آمریکایی" امکان پذیر است. جامعه جهانی باید از نظر روانشناختی برای چنین تغییراتی آماده باشد. اما این کار خیلی ساده‌ای نیست، در پس این روند مشکلات بزرگ و شرایط خاصی وجود دارد.

روند کنار گذاشتن دلار
هرگونه امتناع از استفاده دلار، در سطح جهانی یا منطقه‌ای، به شدت ‌می‌تواند منجر به ایجاد هرگونه بحرانی شود. در نتیجه، هیچ کشوری به تنهایی، به عنوان یک واحد اقتصادی، از ترس عواقب آن، چنین برنامه‌ریزی یا انگیزشی انجام نخواهد داد. اما ایالات متحده، با اعمال تحریم‌های جدید و بیشتر علیه کشورهای مختلف، "دایره متجاوزی" را تشکیل داده که می‌توانند چنین عکس‌العملی را تحقق بخشند. قابل توجه است که اولین طرح خروج دلار از اقتصاد اروپا تحت فشار ایالات متحده - در زمینه روابط با ایران بوجود آمد.
دلیل احتمالی که بر تسریع منع استفاده از دلار در تعاملات اقتصادی جهانی تأثیر می گذارد، استفاده آمریکا از تقلب‌های مختلف در حوزه مالی است که برای اعمال فشارهای سیاسی علیه شرکای خارجی (چین، روسیه، قزاقستان، ترکیه، ایران، آذربایجان) بکار می‌برد. بنابراین، رهبری این کشورها عملا مجبور به اتخاذ اقداماتی برای دفاع از خود در مقابل دلار، و انجام معاملات مالی و بستن قراردادها با به کار گرفتن ارزهای ملی خود می‌شوند.

کنار گذاشتن دلار از نظام مالی جهانی یک روند طولانی بوده، و پروژه‌ای نیست که بتوان برای آن نتایج پیش بینی شده کیفی و کمی در نظر گرفت. احتمالا سناریو کنار گذاشتن دلار در بخش‌های مختلف اقتصاد به صورت جداگانه، نیازمند ایجاد ابزار محاسبه‌ای مناسب مختص انواع کالاها و خدمات، و ظهور بخش‌های منطقه‌ای با یک فضای کاملا "بدون دلار" است.
بازیگران اصلی کشورهای اوراسیا نیز می توانند از این وضعیت شدید نارضایتی و منع استفاده از دلار بهره مند شوند. یکی از این بازیگران اصلی به احتمال زیاد چین است که سیستم مالی جدیدی را بر اساس سناریوی خود، بدون توجه به منافع کشورهای دیگر، شکل خواهد داد.

سناریوی کنار گذاشتن دلار در کشورهای اوراسیا
طی تحلیلی، شیرزاد عبدالحسنوف، تحلیلگر مسائل اوراسیا، در بررسی تمایل روز افزون کنار گذاشتن دلار در معاملات منطقه‎ای در اوراسیا را بیشتر مختص مناطقی دانسته که سیستم های اقتصادی پیچیده و نسبتا خودکفایی را تشکیل می‌دهند. چندین مثال از چنین سیستم‌هایی را می توان در حال حاضر ذکر کرد، بدون شک به نظر می‌رسد با کنار رفتن دلار از عرصه معاملات جهانی، راه حل‌های جدیدی به وجود خواهد آمد. منطقه کاسپین، که در چارچوب ایجاد کوریدور صنعتی-لجستیکی شمال-جنوب (با مشارکت: روسیه، ایران، هند، آذربایجان، ارمنستان، بلاروس، قزاقستان، عمان، سوریه) قرار دارد، منطقه‎ای را به وجود می‌آورد که در معاملات متقابل خود، دلار در آن هیچ نقشی نخواهد داشت.در این زمینه ما نباید که پروژه بزرگ چینی "جاده ابریشم جدید" (پل ارتباطی زمینی اوراسیایی که در آینده می‌تواند تبدیل به یک سیستم حمل و نقل بین قاره‌ای شود) را فراموش کنیم. علاوه بر این، کشورهای عضو اتحادیه اقتصادی اوراسیا را نمی‌توان کنار گذاشت، آنها نیز می‌بایست برنامه خود را با توجه به منع استفاده جهانی از دلار مشخص کنند.
در مورد اتحادیه اقتصادی اوراسیا، فاکتور خطرناک، سیاست چند جهتی کشورهای عضو اتحادیه، قابلیت سیستم‌های مالی برای وابسته شدن به یکدیگر و یا ایجاد یک بازار واحد و سپس یکپارچه است.

به نظر می‌رسد که منطقه اقتصادی اتحادیه اقتصادی اوراسیا یک محیط مطلوب برای پروژه‌های مختلف منطقه‎ای یا شاخه‎ای به منظور کنار گذاشتن دلار است. با این حال، در این زمینه یک سری از مسائل وجود دارد:
- پیچیدگی سیاسی. برای بسیاری از سران کشورهای عضو اتحادیه اقتصادی اوراسیا، هر گونه اظهار نظر در مورد برنامه‌ریزی برای کنار گذاشتن دلار می تواند بحران روابط با ایالات متحده را آغاز کند، که مهمتر از همه، چشم پوشی از درآمدهای حاصل از دارایی و سپرده‎های دلاری سرمایه‌گذاری شده در این کشورها در سیاست اقتصادی می‎باشد.
- بازسازی زیرساخت‌های تجاری، که به دنبال آن نیاز به سازماندهی کامل سیستم‎های موجود و کارکردی می‎باشد.
- نیاز به اقدامات مشابه در سیستم گردش نقدی و سیستمهای پرداختی نیز وجود خواهد داشت.
بدیهی است که روند کنار گذاشته شدن دلار آمریکا برای کشورهای اوراسیا آسان نخواهد بود، بنابراین مساله حاضر، به حداقل رساندن احتمال بی‌ثباتی اقتصادی ناشی از بحران در نظام دلاری در روابط با شرکای اصلی اتحادیه اقتصادی اوراسیا می‌باشد. مهم است که از قبل برای به حداقل رساندن آسیب احتمالی، چارچوب سازمانی و قانونی برای فعالیت‎های نسبتا امن در رابطه با این فرآیندها توسط اتحادیه آماده شود.
با این حال کارشناسان معتقدند خلاص شدن از سلطه دلار چندان آسان نخواهد بود. چرا که در قرن بیستم جایگزینی دلار با پوند انگلیس به عنوان ارز مرجع جهانی، نزدیک به یک صد سال طول کشید.
نبض زمان
 
پست ها : 1929
تاريخ عضويت: يکشنبه دسامبر 30, 2018 2:36 pm

Re: معرفت به زمان 18 ربیع الاول 1440

پست جديدتوسط نبض زمان » پنج شنبه ژانويه 03, 2019 5:25 pm

.
احوال روابط خارجي ايران

.
نبض زمان
 
پست ها : 1929
تاريخ عضويت: يکشنبه دسامبر 30, 2018 2:36 pm

Re: معرفت به زمان 18 ربیع الاول 1440

پست جديدتوسط نبض زمان » پنج شنبه ژانويه 03, 2019 5:26 pm

سلاخی خاشقجی؛ دسته ای تازه برای تبر ایران


اسپوتنیک: قتل خاشقجی موضع عربستان سعودی را تضعیف کرده و به تهران فرصت بیشتری برای مانور داد.
دولت دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، آمادگی پذیرش این موضوع را ندارد، اما استراتژی واشنگتن در خاورمیانه با موانعی مواجه شده است که توسط قتل جمال خاشقجی روزنامه نگار مخالف در کنسولگری عربستانسعودی در استانبول تشدید شده است.
ولی رضا نصر، خاورشناس مطرح و کارمند ارشد علمی موسسه بروکینز در مقاله ای برای نسخه آمریکایی نیویورک تایمز نوشت: این واقعیت که دولت ترامپ شروع به فشار بر ریاض کرد تا برای یک آتش بس در یمن اقدامی انجام دهد، نشانه واضح است که حیثیت عربستان سعودی، که در مرکز این استراتژی قرار دارد، تا چه اندازه خدشه دار شده است.
Image
هدف این استراتژی این بود که همراه با با عربستان سعودی با نفوذ ایران در خاورمیانه مقابله شود. در عوض، اکنون می توان انتظار داشت که تهران می تواند با سادگی بیشتری حتی در زمینه تحریم های شدید اقتصادی که هفته گذشته واشنگتن اعمال کرد در خاور میانه نفوذ کند و تهران از این آزادی به احتمال زیاد برای انجام مانور ها و بستن توافق ها، و نه برای انجام هر گونه تجاوز، استفاده خواهد کرد.
در ایران منتظر آن نیستند که سیاست ایالات متحده پس از قتل خاشقجی تغییر کند. برعکس، کاهش اعتماد به عربستان سعودی در منطقه احتمالا رهبری ایران را در اعتقاد به اینکه استراتژی فعلی آن درست است، تقویت می کند. این سیاست بر پایه مقاومت در برابر فشار واشنگتن، بسیج منابع داخلی، با تکیه بر اتحادیه اروپا، چین و روسیه استوار است تا کانال های باز با ایران را تقویت شود و همچنین اتحادیه ها و مواضعی که تهران دارد، تقویت شود.
در طول سال گذشته، تهران توانست از تشدید تنش ها با کاخ سفید اجتناب ورزد، که بعلت اعتماد به پایبندی روسیه نسبت به خط انتخاب شده در سوریه. هیچ نشانه ای وجود ندارد که ایران از جمهوری عربی دست بکشد؛ علی رغم این واقعیت که تهران با آرامش شگفت انگیزی از حملات هوایی اسرائیل به پایگاه های ایران مستفر در سوریه رفتار می کند.
علاوه بر این، ترس از رویارویی احتمالی در عراق پس از آنکه کنسولگری ایران در بصره سوزانده شد، بی اساس بود. در عوض، تهران به آرامی به بغداد کمک کرد که یک اتحاد سیاسی ایجاد کند، که از آن یک دولت جدید تشکیل شد، با تکیه بر نیروهای مسلح حمایت شده از ایران، که آمریکا انحلال آنها را طلب می کند.
اکنون رهبری سیاسی ایران می تواند انتظار داشته باشد که عربستان سعودی ضعیف شده، مجبور به پایان دادن به عملیات نظامی خود در یمن و محاصره قطر شود و در عین حال، تهران به دنبال مذاکره با پادشاهی است که ممکن است برای آنها آماده باشد، به خصوص اگر ریاض از توصیه واشنگتن پیروی کند و جنگ را در یمن متوقف نماید. مقامات پادشاهی ممکن است لازم بدانند روابط خود را با جمهوری اسلامی اصلاح کنند تا روابط آن با ترکیه، که طرف قطر را گرفته و قتل یک شهروند عربستان سعودی در خاک خود را بسیار منفی ارزیابی کرده است، هموار شود.
بنابراین حفظ آرامش به رهبری ایران اجازه می دهد اعتماد بیشتری نسبت به مواضع مذاکراتی خود، شاید حتی با خود ایالات متحده، در مورد برنامه های هسته ای و موشکی خود داشته باشد. اکنون حاکمان محافظه کار در تهران اعتقاد دارند که اقتصاد جمهوری اسلامی با اکثر فشارهای اقتصادی ایالات متحده سازگار است. علاوه بر این، تهران می تواند نفت کافی را به فروش برساند و روابط تجاری خود را با اتحادیه اروپا، چین، روسیه و هند حفظ کند، و اقتصاد آن سقوط نخواهد کرد. هر دو، هم محافظه کاران و هم حامیان سیاستمداران معتدل توانستند یک جبهه متحد را تشکیل دهند که در آن مردم قادر باشند متحد شوند و به این ترتیب خطر خشم مردم کاهش یافت که ایالات متحده با ایجاد مشکلات اقتصادی به آن امید بسته بود.

دولت ترامپ معاهده هسته ای با ایران را رد کرد و اشاره نمود که این پیمان قادر نیست کاری کند تا از نفوذ ایران در منطقه کاسته شود. در عوض، آنها می خواهند توافق جدیدی را تصویب کنند تا این اهداف را تضمین کنند. اکنون ترامپ به زحمت می تواند وعده خود را برآورده کند که می خواست ایران را با با شرایط خاص خود، پشت میز مذاکره بنشاند. حتی اگر تهران به مذاکرات تن در دهد، موضع آن ضعیف تهران فقط به یک چیز احتیاج خواهد داشت و آن رعایت شرایط قرارداد هسته ای امضا شده با باراک اوباما، رئیس جمهور پیشین آمریکا، و ادامه دادن به سیاست "فشارحداکثر" ترامپ است. سپس تهران ممکن است آماده صحبت باشد.

از همان ابتدا، دولت ترامپ معتقد بود که می تواند نفوذ منطقه ای ایران را از طریق ایجاد روابط نزدیک با محمد بن سلمان شاهزاده جوان عربستان سعودی متوقف کند. با این وجود، به دلیل تعدادی اشتباه های ریاض، که نتیجه آن قتل خاشقجی بود، این کشور با مشکلات فراوانی مواجه شد، به همین دلیل تهران فضای بیشتری برای مانور استراتژیک پیدا کرد.
تلاش های ایالات متحده برای تکیه بر عربستان سعودی در قانع کردن ایران به محدود کردن فعالیت خود در منطقه همیشه مشکوک بود. پادشاهی هرگز واقعا قادر به مقابله با حضور جمهوری اسلامی ایران در منطقه نبود و در سال های اخیر این حضور تنها تشدید شده است. به عنوان مثال، عربستان سعودی، در حقیقت، دستان خود را در سوریه فرو کرده است و این کار را به ایالات متحده سپرد تا با ایران دست اندر کار شود پیامدهای این درگیری را رفع کند.

جدی ترین ارزیابی های غلط عربستان سعودی در سال 2015 آغاز شد: جنگ اندیشیده نشده در یمن، و پس از آن محاصره ناموفق قطر. پس از آن، ریاض سعی کرد سعد حریری نخست وزیر لبنان، که به گروگان گرفته شد، نشان دهد که نباید به حزب الله شیعه تکیه کند. هدف همه این اقدامات ناشیانه ریاض این بود که نشان داده شود که دینای عرب و متحدینش نباید با ایران کاری داشته باشند. با این حال، نتیجه همه این اقدامات اساسا مخالف بود و اکنون بازیگران اصلی منطقه — از جمله دوستان کاخ سفید — عربستان سعودی را تهدیدی بزرگ تر از ایران می دانند.
قضیه خاشقجی انگیزه برای این جریان شد که ضعف اصلی جنبه کلیدی استراتژی ترامپ را نشان داد، و نیز موضع ولیعهد را تضیف کرد. حالا توانایی عربستان سعودی در کمکرسانی به اسرائیل در مقابل ایران بعید به نظر می رسد. موضع تل آویو تضعیف شد، در حالی که موضع ترکیه که به دنبال تأثیر قابل توجهی در منطقه است و مانند ایران، نگرانی در مورد اتحاد میان اسرائیل و عربستان سعودی است، تنها تقویت شده است.

اکنون عیان و هویدا است که عربستان سعودی قادر نیست ائتلاف منطقه ای را برای بیرون راندن ایران از سوریه، لبنان، عراق و سپس یمن تشکیل دهد. اگر ترامپ با چنین هدفی برای فرستادن تعداد زیادی از نیروی مسلح که باید مدت زمان قابل ملاحظه ای برای جلوگیری از نفوذ ایران دست به اقدام بزند، تا به ایران اجازه ندهد نفوذ خود را در منطقه احیا کند در این صورت ترامپ می تواند تنها با تمرکز بر پایان دادن به جنگ های خاورمیانه، به ثبات در منطقه دست یابد. سپس او باید این امید خود را ول کند که به دلیل "فشار حداکثر" او می تواند مشکل ایران را در منطقه حل کند. اگر این واقعیت ها را بپذیریم، نفوذ ایران هرگز ناپدید نخواهد شد، به سادگی در چارچوب خاصی قرار می گیرد. در این مورد، دنیای عرب فرصت بهبودی خواهد داشت، که در نهایت بهترین راه برای بازدارندگی تهران است.

آنچه به تهران مربوط است باید گفت که لازم نیست که ایران عضلات خود را فشرده سازد. تهران فقط باید منتظر بماند تا دولت ترامپ کاملا جابجایی نیروهای خاورمیانه را درک کند. همانطور که خیال واهی ترامپ در مورد نظم عرب در منطقه تکامل می یابد، واقعیت ناخوشایند را آشکار خواهد کرد: جهان عرب قادر نیست به طور موثر نفوذ منطقه ای تهران را دفع کند، زیرا هیچ راهی برای انجام این کار با تهدیدات آمریکا وجود ندارد.
نبض زمان
 
پست ها : 1929
تاريخ عضويت: يکشنبه دسامبر 30, 2018 2:36 pm

Re: معرفت به زمان 18 ربیع الاول 1440

پست جديدتوسط نبض زمان » پنج شنبه ژانويه 03, 2019 5:28 pm

.
احوال نابساماني در حكومت

.
نبض زمان
 
پست ها : 1929
تاريخ عضويت: يکشنبه دسامبر 30, 2018 2:36 pm

Re: معرفت به زمان 18 ربیع الاول 1440

پست جديدتوسط نبض زمان » پنج شنبه ژانويه 03, 2019 5:29 pm

چرا نمازجمعه دیگر در دانشگاه تهران برگزار نمی‌شود؟


با آغاز فصل سرما، نماز جمعه تهران ازاین هفته (دوم آذر) تا پایان اسفند در مصلای امام خمینی برگزار می‌شود. بر اساس تفاهم ستاد نماز جمعه تهران و مصلای امام خمینی (ره)، شبستان اصلی مصلی، در فصل‌های گرم و سرد سال (بیش از ۶ ماه از سال) میزبان نمازگزاران نماز جمعه تهران است و طبق توافق صورت گرفته، نماز جمعه از امروز اولین جمعه آذر ماه در مصلی برگزار می‌شود. هفته گذشته امامی کاشانی خطیب نماز جمعه تهران در اخطار به مسئولان مصلا گفته بود: صاحبان مصلا، نمازگزاران هستند و گروه‌های دیگر، مستأجر. مدیران مصلا، باید طوری برنامه‌ریزی کنند که صاحبان مصلا در چنین روزی که هوا سرد است، اذیت نشوند و بتوانند نماز را در مصلا برگزار کنند. /فارس

بزركترين اشكال اين است كه بايد ببرسند جرا اصلا در غير مصلا بركزار مي شود و جرا براى بركزاري ان در مصلا با متصديان مصلا بايد قرارداد ببندند و مصلايي كه براى نماز تاسيس شده و استثنايي به نمايشكاهها اجازه داده شده كه محل رفت و امد جنب و حايض و نجس و ناباك بشود حالا اصل شده كه مصلا جاي رفت و امد بي طهارت باشد و براى بركزاريش عذر سرما و قرار داد و تفاهم و متصديان و شكايت امام جمعه لازم داشته باشد، همين رويكرد كافي است كه معلوم شود جقدر امور از مسير اصليش منحرف شده است علنا و رسما و متصدي هم وجود ندارد رسيدكي كند
نبض زمان
 
پست ها : 1929
تاريخ عضويت: يکشنبه دسامبر 30, 2018 2:36 pm

Re: معرفت به زمان 18 ربیع الاول 1440

پست جديدتوسط نبض زمان » يکشنبه ژانويه 06, 2019 9:34 pm

درباره حمله اخیر ۲۰:۳۰ به عملکرد دولت درباره شبکه ملی اطلاعات
واقعیاتی که صداوسیما درباره فضای مجازی نمی‌گوید
پاسخ کنایه آمیز وزیر ارتباطات و کارآفرین زیرکی که از فرصتِ آنتن ‏تلویزیون، برای بیان واقعیت رفتار صدا و سیما استفاده کرد
چرا رسانه ملی به جای رقابت در محتوا، خواستار نابودی همه ‏رقبا حتی سایت‌ها و شبکه‌های اجتماعی است؟
نتایج اسفبار نظرسنجی ها: صداوسیما حتی در مقابل امثال «دیرین دیرین» هم ‏حرفی برای گفتن ندارد


صداوسیما اخیرا در گزارشی که در بخش خبری ٢٠:٣٠ پخش شد، به بررسی موضوع شبکه ملی اطلاعات پرداخته و مدیریت ‏دولت و وزارت ارتباطات در فضای مجازی را به باد انتقاد گرفته است. ‏
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :
Image
صداوسیما اخیرا در گزارشی که در بخش خبری ٢٠:٣٠ پخش شد، به بررسی موضوع شبکه ملی اطلاعات پرداخته و مدیریت ‏دولت و وزارت ارتباطات در فضای مجازی را به باد انتقاد گرفته است. ‏
به گزارش «انتخاب»، حمله مذکور البته با واکنش وزیر ارتباطات روبرو شد. محمدجواد آذری جهرمی ویدیویی از یک کارآفرین ‏جوان بازنشر کرد که در آن، فرد مذکور با تشریح روند کاری خود از ورود ناگهانی صداوسیما و سهمی که از او خواسته بود ‏سخن می‌گوید. وزیر ارتباطات نیز در کنایه‌ای آشکار، از این می‌پرسد که آیا ممنع التصویر نیز شده است؟! ‏
کنایه ممنوع التصویری مربوط به خبری است که چندی پیش در مورد ممنوع التصویر شدن آذری جهرمی از سوی صداوسیما ‏منتشر شده بود. ‏
آذری جهرمی در پاسخ طعنه آمیز از فرد مذکور با عنوان «جوانِ زیرکِ کارآفرینی که صدا و سیما را دست انداخت و از فرصتِ ‏آنتن تلویزیون، برای بیان واقعیت رفتار صدا و سیما با تولیدکنندگان بومی استفاده کرد» یاد کرده است.
Image
اما اصل گزارش ٢٠:٣٠ چه می‌گوید؟ آنچه از محتوای گزارش برمی آید آن است که صداوسیما قصد دارد با استناد به بیانات ‏رهبر معظم انقلاب درباره فضای مجازی، دولت روحانی و وزارت ارتباطات آن را متهم کند که در مسیر دیگری رفته و هیچ ‏توجهی به شبکه ملی اطلاعات و دیگر موارد مهم در حوزه فضای مجازی ندارد. ‏
مرور بیانات رهبر معظم انقلاب و عملکرد صداوسیما در حوزه فضای مجازی نشان می‌دهد که نه تنها این ادعا صحت ندارد بلکه ‏به عکس، این صداوسیماست که در رویه‌ای عجیب وارد حوزه‌های نامربوط به خود شده و اموری که در آن وظیفه مشخصی ‏برای این سازمان تعریف شده را به طور کلی رها کرده است. ‏
در نامه مقام معظم رهبری در سال ۹۴، شبکه ملی اطلاعات در سه لایه تعریف شده؛ یکی لایه شبکه و زیرساخت، دیگری لایه ‏خدمات و سرویس و دست آخر لایه محتوا. بر اساس آنچه در نامه مذکور معین شده، امور مربوط به شبکه و زیرساخت وظیفه ‏وزارت ارتباطات، لایه مربوط به خدمات وظیفه همه بخش‌ها و ارگان‌های مرتبط با مرکزیت مرکز ملی مجازی، و در نهایت لایه ‏محتوا، وظیفه صداوسیما و دستگاه‌های فرهنگی تعیین شده است. ‏

در سال‌های گذشته، در بخش زیرساخت، گام‌هایی از سوی دولت و وزارت ارتباطات برداشته شده، اما در بخش محتوا، که ‏وظیفه آن بیش از هر ارگانی بر عهده صداوسیماست، تقریبا هیچ اتفاق مهمی رخ نداده. در عوض، صداوسیما در تصمیمی عجیب ‏به حوزه‌ای ورود کرده که اساسا ارتباطی به آن ندارد. به بیان دیگر، صداوسیما به جای محتوا، لایه مربوط به خدمات و پلتفرم ‏را در اولویت خود قرار داده است. نمونه‌های این موضوع فراوانند. به طور مثال راه اندازی پیام رسان سروش و روبیکا در ‏همین راستا انجام شده است. جالب اینجاست که صداوسیما در همین حوزه هم تلاش دارد تا تمام رقبای خود را یک به یک از بین ‏ببرد؛ در این بین فرقی هم میان رقبای داخلی و خارجی وجود ندارد. حتی سایت‌ها و نرم افزار‌های پخش فیلم مانند آپارات، ‏فیلیمو، آنتن و ... همگی با اعمال فشار صداوسیما مجبور به نوعی کنار آمدن با این سازمان شده اند و از سوی دیگر، پیام رسان ‏های خارجی از جمله تلگرام و اینستاگرام هم هر روز به طرق مختلف از سوی این سازمان تحت فشار قرار گرفته و تخریب می ‏شوند. ‏.

اما علت این رفتار صداوسیما چیست؟ پاسخ احتمالا ساده است؛ صداوسیما از نظر محتوایی عملکرد مطلوبی چه در تلویزیون و ‏رادیو و چه در بخش‌های دیگر از جمله فضای مجازی نداشته و این موضوع از نظر هیچ ناظر منصفی پنهان نیست. دلایلی مانند ‏کم بودن بودجه و نیز محدودیت‌های فرهنگی که به طور متناوب از سوی مسئولان ارشد صداوسیما عنوان می‌شوند نیز هرگز ‏نمی توانند این موضوع را توجیه کنند. این توجیهات یا اساسا از نظر داده‌ها و اطلاعات و مقایسه‌ها صحت ندارند مانند مقایسه ‏بودجه صداوسیما با بودجه شبکه‌های خارجی؛ و یا در اندازه‌ای نیستند که بتوان آن را توجیه کننده عملکرد ضعیف صداوسیما ‏دانست. به بیان دقیق تر، صداوسیما از نظر محتوایی به اندازه‌ای از رقبای خود عقب افتاده که مشکل تنها به محدودیت‌های ‏فرهنگی مربوط نمی‌شود. اتفاقا محدودیت‌های رسانه‌های داخلی به جز صداوسیما بسیار بیشتر از خود رسانه ملی است. ‏

با این وجود، صداوسیما برای جبران این ضعف خود در محتوا، به یک راه حل دیگر روی آورده و آن به دست گرفتن حوزه پلتفرم ‏است تا با اعمال زور و فشار محتوای خود را به صدر بیاورد و ارتقاء بخشد. ‏
نتایج برخی نظرسنجی‌ها که اخیرا انجام شده، از یک واقعیت عجیب رونمایی می‌کند و آن اینکه سازمان عریض و طویل ‏صداوسیما حتی در مقایسه با تولیدکنندگان مستقل داخلی که درصد کوچکی از امکانات و بودجه و ابزار‌ها و حمایت‌های رسانه ‏ملی را در اختیار ندارند، مانند مجموعه دیرین دیرین و نمونه‌های مشابه آن هم از نظر محتوا ضعیف‌تر عمل کرده. ‏
جالب اینجاست که صداوسیما حتی حاضر نیست خود هزینه این زیاده خواهی را بدهد. به همین دلیل است که به تناوب اخبار ‏مختلفی منتشر می‌شود که هدف آن‌ها اعمال فشار به نهاد‌های دیگر برای محدود کردن رقباست؛ این رقیب می‌تواند یک سایت ‏باشد، یا یک پیام رسان، یک نرم افزار یا شبکه‌های اجتماعی. نقطه مطلوب صداوسیما هم فیلتر آنهاست؛ اما می‌خواهد هزینه ‏این کار هم از جیب یک نهاد دیگر داده شود. قابل تامل اینکه انتقاد‌های صداوسیما از دستگاه‌های مسئول هم به همین ‏موضوعات بازمی گردد. مثلا از وزارت ارتباطات طلب می‌کند که چرا شبکه‌های اجتماعی رقیب سروش فیلتر نمی‌شوند؟ یا از ‏دیگر دستگاه‌های مسئول می‌خواهد که احکام محدودکننده یا مسدودکننده برای تک تک رقبا صادر شود. ‏
واقعیتِ نحوه ورود صداوسیما به فضای مجازی همین است و از این نظر، عجیب نیست که همه توان تبلیغاتی آن‌ها صرف همین ‏فشار‌ها و نیز عادی جلوه دادن درخواست‌های شان شود؛ آن هم در شرایطی که اساس حوزه مذکور یعنی حوزه زیرساخت و ‏پلتفرم که به آن ورود کرده اند، ارتباطی به صداوسیما ندارد و در حوزه محتوا که وظیفه خود صداوسیماست، کارنامه مردودی ‏دارند. ‏
نبض زمان
 
پست ها : 1929
تاريخ عضويت: يکشنبه دسامبر 30, 2018 2:36 pm

Re: معرفت به زمان 18 ربیع الاول 1440

پست جديدتوسط نبض زمان » يکشنبه ژانويه 06, 2019 9:35 pm

سرنوشت بی سرانجام فارس و تسنیم در تلگرام


چکیده : درحالیکه مشخص بود این خبرگزاری های وابسته به سپاه به دلیل عدم اقبال مردم به پیام رسان های داخلی مجددا به تلگرام بازگشتند حال مشخص نیست با این تناقص جدید چه خواهند کرد و چطور میخواهند حضور مجدد خود را توجیه کنند؟

کلمه – گروه خبر: دبیر شورای عالی فضای مجازی گفته که تلگرام و هات‌گرام فقط تا پایان آذر مهلت دارند و اخبار منتشر شده درباره مهلت فعالیت آنها تا پایان سال شایعه است.
حال مشخص نیست تکلیف این سایت های امنیتی که به بهانه‌ی عدم فیلتر تلگرام طلایی و هات گرام به تلگرام بازگشتند چه می شود؟
درحالیکه مشخص بود این خبرگزاری های وابسته به سپاه به دلیل عدم اقبال مردم به پیام رسان های داخلی مجددا به تلگرام بازگشتند حال مشخص نیست با این تناقص جدید چه خواهند کرد و چطور میخواهند حضور مجدد خود را توجیه کنند؟
نبض زمان
 
پست ها : 1929
تاريخ عضويت: يکشنبه دسامبر 30, 2018 2:36 pm

Re: معرفت به زمان 18 ربیع الاول 1440

پست جديدتوسط نبض زمان » يکشنبه ژانويه 06, 2019 9:36 pm

مطهری: قرار نیست شورای نگهبان جدید تاسیس کنیم


چکیده : قانون اساسی به ما اجازه نمی‌دهد که مبنای جدیدی برای انطباق مصوبات مجلس با آن غیر از شرع و قانون اساسی درست کنیم همچنان که اجازه نمیدهد شورای نگهبان دیگری تأسیس کنیم

نایب رئیس مجلس با بیان اینکه نظارت بر اجرای سیاست‌های کلی خارج از وظایف مجمع تشخیص مصلحت نظام است، گفت: قانون اساسی به ما اجازه نمی‌دهد که مبنای جدیدی برای انطباق مصوبات مجلس با آن غیر از شرع و قانون اساسی درست کنیم همچنان که اجازه نمیدهد شورای نگهبان دیگری تأسیس کنیم.
علی مطهری در پاسخ به اظهارات مصباحی مقدم در خصوص وظایف مجمع تشخیص مصلحت نظام و خصوصا هیات عالی نظارت که توسط رهبری تکشی شده است نوشت:

بسمه تعالی
جناب حجت الاسلام آقای مصباحی مقدم (دامت برکاته)
با سلام، پاسخ‌های جناب عالی به سؤالات اینجانب را خواندم و البته قانع نشدم. تأکید حضرتعالی بر اجرای سیاست‌های کلی نظام و ضرورت اهتمام مجلس بر آن را قبول دارم، ولی لازمه آن ایجاد مبنای سومی برای انطباق مصوبات مجلس با آن و تأسیس یک شورای نگهبان جدید نیست. در واقع اختلاف ما اختلاف مبنایی است، جنابعالی اموری ورای قانون اساسی را از تفویض مقام رهبری نتیجه می‌گیرید و بنده این نتیجه‌گیری را درست نمی‌دانم.
خلاصه استدلال اینجانب برای آنکه برای توده مردم نیز قابل فهم باشد به شرح زیر است و بعید می‌دانم که مورد قبول جنابعالی قرار گیرد. البته علاقه اینجانب به شما پابرجاست و دفاع‌های حضرتعالی از خودم را در مقابل هجمه‌های بی‌امان مخالفان در مجلس هشتم فراموش نکرده‌ام. اما خلاصه استدلال اینجانب بر غلط بودن رویه جاری نظارت بر اجرای سیاست‌های کلی به این شرح است:
۱- به طور کلی نظارت بر اجرای سیاست‌های کلی در قوه مقننه به معنی ارزیابی قوانین موجود از نظر انطباق بر سیاست‌های کلی است که در صورت نیاز پیشنهاد‌های لازم از طرف مقام ناظر- که فعلاً هیأت نظارت مجمع است – به قوای سه گانه برای اصلاح قانون داده می‌شود.
۲- این هیأت می‌تواند نظرات خود را درباره انطباق لوایح و طرح‌های در حال بررسی در کمیسیون‌های مجلس نیز به کمیسیون‌ها اعلام کند.
۳- وظیفه هیأت نظارت مذکور در همین جا تمام می‌شود، زیرا بیش از این، ورود در قانون گذاری و کار مجلس است که خلاف قانون اساسی است؛ یعنی بررسی «مصوبات» مجلس از نظر انطباق با سیاست‌های کلی و اعلام نظر به مجلس برای اصلاح آن‌ها کاری است ورای قانون اساسی. مجلس در حین تصویب یک لایحه یا طرح، سیاست‌ها را مد نظر قرار می‌دهد، اما پس از تصویب فقط شورای نگهبان است که می‌تواند مصوبات را بررسی کند، آنهم صرفاً از نظر انطباق با شرع و قانون اساسی.
۴- استناد شورای نگهبان به بند ۲ اصل ۱۱۰ برای مغایر بودن مصوبات مجلس با قانون اساسی خطاست، زیرا مغایر بودن یک مصوبه با یک سیاست کلی به معنی مغایر بودن آن با قانون اساسی نیست. چون سیاست‌های کلی بخشی از قانون اساسی نیست. قانون اساسی ضمیمه‌ای به نام سیاست‌های کلی ندارد.
۵- وظایف مجمع تشخیص در قانون اساسی مشخص و محصور است. نظارت بر اجرای سیاست‌های کلی خارج از این وظایف است، ولی در حد بند‌های ۱ و ۲ می‌تواند قابل توجیه باشد.
۶- قانون اساسی به ما اجازه نمی‌دهد که مبنای جدیدی برای انطباق مصوبات مجلس با آن غیر از شرع و قانون اساسی درست کنیم همچنان که اجازه نمی‌دهد شورای نگهبان دیگری تأسیس کنیم. این امر نیاز به تشکیل مجلس خبرگان قانون اساسی برای تغییر قانون اساسی دارد.
با تقدیم احترام
علی مطهری
نبض زمان
 
پست ها : 1929
تاريخ عضويت: يکشنبه دسامبر 30, 2018 2:36 pm

Re: معرفت به زمان 18 ربیع الاول 1440

پست جديدتوسط نبض زمان » يکشنبه ژانويه 06, 2019 9:36 pm

مطهری: امیدوارم وزیر کشور و اطلاعات تسلیم فشارهای غیر قانونی درباره شهردار نشوند


چکیده : با آقای علوی وزیر اطلاعات صحبت کردم، ایشان گفت « ما به چیزی که موجب رد صلاحیت ایشان (حناچی) باشد، نرسیده‌ایم.» بنابراین امیدوارم آقای حناچی به زودی به عنوان شهردار تهران مشغول کار شوند. امیداورم وزیر کشور و وزیر اطلاعات تسلیم فشارهای غیر قانونی نشوند

نایب رئیس مجلس گفت که وزیر اطلاعات گفته «به چیزی که موجب رد صلاحیت ایشان (حناچی) باشد، نرسیده‌ایم.»
علی مطهری در گفت‌وگو با ایسنا، درباره برخی مباحث مطرح شده راجع به صدور حکم حناچی شهردار تهران از سوی وزیر کشور اظهار کرد: بله در جریان هستم. برخی که می‌خواهند شهردار تهران تحت فرمان آن‌ها باشد و آقای حناچی را چنین آدمی نمی‌بینند، تلاش می‌کنند که وزارت اطلاعات پاسخ منفی به استعلام بدهد.
وی افزود: با آقای علوی وزیر اطلاعات صحبت کردم، ایشان گفت « ما به چیزی که موجب رد صلاحیت ایشان (حناچی) باشد، نرسیده‌ایم.» بنابراین امیدوارم آقای حناچی به زودی به عنوان شهردار تهران مشغول کار شوند. امیداورم وزیر کشور و وزیر اطلاعات تسلیم فشارهای غیر قانونی نشوند.

نایب رئیس مجلس درباره شهردار جدید تهران نیز گفت: آقای حناچی یک انقلابی خوش فکر است. سابقه طولانی در جبهه‌های جنگ دارد و در فن خودش تخصص کافی دارد و بر اصول شهرسازی هم پایدار است و قطعا اجازه تخلفات بزرگ گذشته را نمی‌دهد.
نبض زمان
 
پست ها : 1929
تاريخ عضويت: يکشنبه دسامبر 30, 2018 2:36 pm

Re: معرفت به زمان 18 ربیع الاول 1440

پست جديدتوسط نبض زمان » يکشنبه ژانويه 06, 2019 9:38 pm

مطهری خبر داد: احتمال استیضاح وزیر کشور در صورت عدم صدور حکم حناچی


چکیده : اگر وزیر کشور تسلیم فشار نهادهای غیر مسئول برای صدور حکم شهرداری آقای حناچی شود، با توجه به اینکه طرح استیضاح ایشان اکنون در مجلس مطرح است احتمال انجام این استیضاح تقویت می‌شود

نایب رییس مجلس از احتمال استیضاح وزیر کشور در صورت عدم صدور حکم حناچی به عنوان شهردار تهران خبر داد.
علی مطهری در گفت‌وگو با ایسنا اظهارکرد: اگر وزیر کشور تسلیم فشار نهادهای غیر مسئول برای صدور حکم شهرداری آقای حناچی شود، با توجه به اینکه طرح استیضاح ایشان اکنون در مجلس مطرح است احتمال انجام این استیضاح تقویت می‌شود.
نبض زمان
 
پست ها : 1929
تاريخ عضويت: يکشنبه دسامبر 30, 2018 2:36 pm

Re: معرفت به زمان 18 ربیع الاول 1440

پست جديدتوسط نبض زمان » يکشنبه ژانويه 06, 2019 9:40 pm

قاشقجيها و بن سلمانهاى ايران
ناگفته‌های بلوری از افشای قتل‌های زنجیره‌ای


آقای اسلامی که دلش به حال سنجری سوخت به حاج آقا تلفن زده گفته خدا را خوش نمی‌آید، ما را به عروسی‌اش دعوت کرده اما ظاهراً حاج آقا حاضر به گذشت نشده...
محمد بلوری روزنامه‌نگار پیشکسوت و دبیر وقت گروه حوادث روزنامه ایران، پس از ۲۰ سال از وقوع قتل‌های زنجیره‌ای به بیان ناگفته‌هایی از نحوه افشای این جنایات پرداخته است.
در آن روزهای پرالتهابی که زنجیروار چهره‌هایی شاخص از میان نویسندگان و ... ربوده و سپس کشته می‌شدند نگرانی‌هایی به جامعه حاکم شده بود که شاخص‌ترین قربانیان از میان نویسندگان - پوینده، مختاری و زال‌زاده - بودند.

به گزارش عصرایران، بلوری در شماره پنجشنبه روزنامه «ایران» نوشته است: در آن ماه‌های پراضطراب که مرتباً اجساد قربانیان در حواشی شهر تهران پیدا می‌شد، من دبیر سرویس حوادث بودم و بالطبع می‌بایست‌ درباره این قربانیان گزارش‌هایی تهیه می‌کردم اما وقتی خبرنگاران گروه حوادث (مسعود ابراهیمی، داریوش آرمان و ...) را برای تهیه عکس و گزارش درباره قربانیان از چهره‌های شاخص در عرصه ادبیات مأمور می‌کردم، آنها هم به پلیس مراجعه می‌کردند و با سکوت عجیب و سؤال‌برانگیز‌ پلیس جنایی روبه‌رو می‌شدند و این مقامات پلیسی و قضایی (بازپرسان جنایی) سکوت می‌کردند و بویژه بازپرسان ویژه جنایی اظهار بی‌اطلاعی درباره این قتل‌های مشکوک و اسرارآمیز می‌کردند و می‌گفتند چنین پرونده‌هایی به دادسرای جنایی ارجاع نشده.
با این بی‌اطلاعی عجیب و سکوت مسئولان قضایی، این پرسش پیش می‌آمد که پرونده‌های این نوع قربانیان که پس از ربوده‌شدن به قتل می‌رسند و سحرگاه روز بعد اجساد هر یک از قربانیان در حاشیه شهر تهران پیدا می‌شود چه ارتباطی با یکدیگر دارد؟ جالب اینکه متوجه شدم اجساد قربانیان در کنار یک جاده مثلاً جاده منتهی به شهریار پیدا می‌شود و به یقین برایم این موضوع پیش آمد که عاملان جنایات مخصوصاً پس از کشتن قربانیان طوری جنازه‌های آنها را کنار جاده‌ها و پل‌ها قرار می‌دهند که حتماً هنگام صبح زود، افراد وقتی با اتومبیل یا پیاده به سر کارشان می‌روند متوجه اجساد قربانیان شوند و به پلیس خبر بدهند و به‌طور کلی کشف اجساد این چهره‌های شاخص ادبی در جامعه پخش شود. (حتی یکی از عاملان آدم‌ربایی) در دادگاه به این نکته اعتراف کرده و گفته پس از قتل قربانیان اجسادشان را طوری در حاشیه پررفت و آمد شهر قرار می‌دادیم تا در همان ساعات اولیه صبح، رهگذران مشاهده کنند.
خبرنگاران گروه حوادث هرچند موفق به دریافت خبری درباره‌ این آدم‌ربایی‌های مرگبار از مقامات نمی‌شدند اما در جریان پی‌جویی‌هایی موفق به درک شباهت‌های یکسان در ربودن و کشتن افراد می‌شدند و اطلاعاتی از خانواده‌ها به‌دست می‌آوردند؛ مثلاً با مراجعه به خانواده‌های قربانیان، آنها به نکات مشابه و مشترکی در تمامی قربانیان ربوده‌شده اشاره می‌کردند. در تحقیقات خبرنگاران به چند نکته مشترک پی بردیم:

اولاً، هر قربانی هنگام عصر از خانه بیرون رفته و دیگر به منزل برنگشته. ثانیاً، صبح روز بعد (یعنی در حدود ۱۸ ساعت پس از ربوده یا ناپدید شدن) اجساد خفه‌شدگان در حاشیه شهر پیدا می‌شد.
و این نکته، عجیب و سؤال‌برانگیز بود که در این مدت (از ربودن تا انداختن جسد قربانی در معرض دید رهگذران) چه روی می‌دهد؟ مسلماً جز کشاندن او به محلی برای بازجویی و تحقیق در یک محل امن، فرصتی نبوده و چنین نتیجه گرفتم که از زمان ربوده‌شدن (باتوجه به زمان اندک) مسلماً همگی برای کشته‌شدن ربوده می‌شوند.
برایمان روشن می‌شد که قربانیان نه در منزلشان بلکه در نقاط مختلف شهر ربوده و بدون پرسش و پاسخ به مسلخ کشانده می‌شوند. آنها معمولاً در روشنی روز یعنی بعدازظهر و تقریباً در محل‌های شلوغ و پررفت و آمد شهر ربوده می‌شوند؛ معمولاً قربانیان انتخاب‌شده را از اتومبیلشان پیاده می‌کنند و سپس آنها را سوار خودروی خودشان می‌کنند و سپس به مسلخ می‌کشانند.
در جریان نخستین، مشاهده کرده‌ایم که خودروهای ربوده‌شده روز بعد در همان محل ربوده‌شدن پیدا شده که کنار خیابان پارک شده بود. پرسش مهم دیگر اینکه اگر به زور آنها را می‌ربودند حتماً با واکنش تند این قربانیان روبه‌رو شده‌اند یا به زور ربوده شدند اما در جریان درگیری برای مخالفت با سوار شدن به خودروی عاملان قتل، آیا مردم رهگذر شاهد این درگیری بوده‌اند؟
تحقیقات ما در محل‌های ربوده‌شدن قربانیان نشان داده که افراد شاهد هیچگونه درگیری ناشی از مخالفت ربوده‌شدگان نبوده‌اند و من در گزارش تحقیقی نیم‌صفحه‌ای‌ام در صفحه حوادث با اشاره به این نکته نتیجه‌گیری کردم که اول اعضای باند از قبل محل رفت و آمد قربانیان را مورد شناسایی قرار می‌دهند. به‌عنوان مثال، دوست قدیمی‌ام زال‌زاده با سابقه خبرنگاری و انتشاراتی هنگام اول شب در برگشت به خانه در مسیرش در پمپ بنزین ربوده شده و صبح آن شب اتومبیلش را در همان پمپ بنزین پیدا کرده‌اند و سحرگاه آن شب جسد زال‌زاده در حاشیه جنوبی شهر پیدا شده است. این قرائن نشان می‌داد که زال‌زاده را هم که در مسیر خانه و محل کارش شناسایی کرده بودند، سوار خودرویی کرده‌اند و با خود برده‌اند.

از این بردن‌های قربانیان و سوارکردنشان به خودروی ربایندگان بدون درگیری و سر و صدا نتیجه جالبی گرفتم که در مقاله‌ای‌ یادآوری کردم و نوشتم ابتدا و از چند روز قبل مسیر رفت و آمد یک قربانی را شناسایی می‌کنند و در روز معین او را سوار اتومبیل خودشان می‌کنند که همان شب مرتکب قتل او (با خفگی) می‌شوند (نشانه‌اش طناب دور گردن) در این مورد نتیجه‌گیری کردم که اعضای باند احتمالاً با دو اتومبیل به سراغ قربانی می‌روند که به روی یکی از آنها آرم و نشان مرکز امنیتی نقش بسته که فرد قربانی با دیدن این آرم و نشان باور می‌کند که برای انجام تحقیقات او را به یکی از مراکز امنیتی خواهند برد و احتمالاً کارت شناسایی‌شان را هم نشان فرد موردنظر می‌دهند که به یقین برسد مأموران امنیتی هستند. به همین خاطر قربانیان براحتی سوار خودرو آرم‌دار می‌شوند و درگیری و مقاومتی هم پیش نمی‌آید که باعث جمع‌شدن مردم و توجه کاسب‌های محل شود که پس از افشای جنایات باند امامی روشن شد که همه نشانی‌های من در شرح آدم‌ربایی‌ها درست بوده است.

ضمناً از همان ابتدای آدم‌ربایی‌ها من واژه قتل‌های زنجیره‌ای را درباره این جنایات سعید امامی به‌کار بردم که همچنان از قتل‌های او با عنوان قتل‌های زنجیره‌ای یاد می‌شود.
در هر کشوری که باشد، با آغاز یک انقلاب، پیش از آنکه قانونمندی بر روابط شهروندان حاکم شود، ممکن است خلافکاران و شیادانی با فرصت‌طلبی و سوء‌استفاده از بهم ریختگی اوضاع، برای کسب قدرت و ثروت به سازمان‌ها و نهادهای مختلف اجتماعی، سیاسی یا نظامی نفوذ کنند و به ارتکاب انواع تبهکاری و فساد و حتی جنایت بپردازند. در کشور ما هم پس از پیروزی انقلاب اسلامی با شروع فعالیت کمیته‌های انقلاب، بسیاری از جوانان بویژه دانشجویان با هدف تلاش برای برقراری نظم و آرامش در جامعه داوطلب خدمت در این نهاد انقلابی شدند که در این میان برخی از بدهکاران و سوء‌استفاده‌چی‌ها هم با نفوذ در این ارگان انقلابی، به انواع جرایم پرداختند تا اینکه بتدریج با قوام گرفتن نظم و قانونی، این چهره‌های پنهان در پس نقاب‌های تزویر و ریا آشکار شدند. مثلاً برخی از افراد سابقه‌داری که خود را در کمیته‌ها جا زده بودند، شبانه به بهانه بازرسی وارد خانه‌های ثروتمندان می‌شدند و با تهدید به بازداشت و زندان، پول‌ها و طلا و جواهراتشان را به سرقت می‌بردند یا با شناسایی عمارات و قصرهای متعلق به خانواده‌هایی که به خارج از کشور فرار کرده بودند، وارد این خانه‌های اعیانی در شمیرانات و شمال شهر می‌شدند و دست به سرقت اشیای عتیقه و آثار گرانبهایی می‌زدند که ساکنان این خانه‌ها هنگام فرار فرصت یا امکان بردنشان را نداشته‌اند.

یکی از خبرنگاران ما گزارش داده بود در عمارت باشکوه القانیان، ثروتمند معروف (بناکننده ساختمان پلاسکو) گنجینه‌ای از آثار بی‌نظیر باستانی و مجموعه‌ای از مجسمه‌ها و شمشیرها، کتبیه‌ها و هدایایی که امپراطوران اروپایی به شاهان صفوی و قاجار اهدا کرده بودند، نگهداری می‌شد که حتی برخی از آنها قابل ارزشگذاری نبودند. بسیاری از این آثار پس از سرقت به مجموعه‌داران خارجی فروخته شد که از ایران خارج کردند. یکی از این افراد، اسماعیل افتخاری بود که با ورود به کمیته‌های انقلاب اسلامی، به فرماندهی کمیته منطقه ۱۲ انقلاب رسید و سرانجام با چندین اتهام تحت تعقیب قرار گرفت و محاکمه‌اش در دادگاه کیفری تهران چنان سر و صدایی در میان مردم برانگیخت که برای همه شوک‌آور بود.

آن‌گونه که مطبوعات براساس ادعانامه دادستانی نوشته بودند، این مرد معروف به «اسماعیل تیغ‌زن» در دوران پیش از انقلاب دارای پیشینه باج‌گیری و تیغ‌زنی و شرارت در محله بدنام تهران معروف به شهرنو بود که چندبار با همین اتهامات توسط مأموران شهربانی دستگیر و زندانی شده بود. اسماعیل افتخاری آن گونه که در پرونده اتهامی‌اش آمده، پس از انقلاب ابتدا با راه‌اندازی گروهی به‌نام «گروه ضربت» جنوب تهران با عنوان مبارزه با افراد ضد انقلاب و ساواکی‌ها همراه با این گروه به خانه‌ها، فروشگاه‌ها و شرکت‌های مختلف حمله می‌کردند و ضمن دستگیری افراد، اقدام به چپاول اموال دیگران می‌کردند تا اینکه با تشکیل کمیته‌های انقلاب اسلامی وارد این نهاد انقلابی شد و پس از مدتی به‌عنوان نخستین فرمانده کمیته انقلاب منطقه ۱۲ تهران منصوب شد که فعالیتش در کمیته‌ها تا سال ۶۴ ادامه داشت و سرانجام در دهه ۷۰ ضمن اخراج از کمیته با یک پرونده قطور اتهامی برای محاکمه در برابر قضات دادگاه کیفری تهران قرار گرفت که براساس کیفرخواست دادسرای تهران، عمده اتهاماتش، سوء‌استفاده از موقعیت شغلی، اقدام به اخاذی، تصرف اموال دیگران و زمین‌های مردم در شمال و حوالی کرج، آدم‌ربایی، آزار و اذیت زنان و دختران و قتل و تعرض به عنف و ... بود.
همزمان با نخستین محاکمه این فرد که در آبان‌ماه سال ۷۸ برگزار شده بود، دبیر گروه حوادث روزنامه ایران بودم و هر روز جریان این محاکمه را در صفحه حوادث منتشر می‌کردم که خوانندگان بسیاری داشت. روزی که قرار بود چند نفر از شاکیان علیه متهم شهادت بدهند، همراه با خبرنگار حوادث در این دادگاه به‌عنوان تماشاگر حضور داشتم. از شاکیان حاضر در دادگاه، مادر میانسالی بود که در برابر دادرسان ایستاد و با شرح ماجرای ربوده‌شدن دختر ۱۶ ساله‌اش، حاضران در جلسه دادگاه را بشدت متأثر کرد. این مادر خطاب به قضات دادگاه گفت: یک روز ظهر هر چه منتظر ماندم که دخترم از مدرسه به خانه برگردد، خبری از او نشد. با مدرسه‌اش تماس گرفتم، گفتند که دخترم یلدا با دیگر بچه‌ها مدرسه را ترک کرده. سابقه نداشت دخترم بی‌خبر از من با دوستانش جایی برود. دلم به شور افتاده بود. به خانه آشنایان و هر دوستی که می‌شناختم، سر زدم اما هیچ کس خبری از یلدای من نداشت. بعد با کلانتری‌ها و بیمارستان‌ها تماس گرفتیم، حتی به پزشکی قانونی سر زدیم ولی بی‌فایده بود. آن شب از دلشوره و اضطرابی که داشتم، تا صبح خوابم نبرد. خلاصه کنم ۶ شبانه‌روز خواب و خوراک نداشتم. کارم گریه بود و چشمم به در که تنها جگرگوشه‌ام کی پیدا می‌شود. شش شبانه‌روز روزم با اشک و آه و انتظار گذشت تا اینکه دخترکم با حال پریشانی به خانه برگشت. تعریف کرد موقع ظهر که از مدرسه به خانه برمی‌گشتم، در میدان (هفت تیر) ماشین کمیته جلوی پایم ترمز کرد. فرمانده کمیته پیاده شد و به بهانه اینکه با ضد انقلاب رابطه دارم، من را سوار ماشین کرد و گفت که باید از من بازجویی شود اما به این بهانه من را به خانه‌ای برد. در آنجا با دو تای دیگر بساط عیش و عشرت راه انداختند و آزار و اذیتم کردند. بعد از این مدت هم همین فرمانده من را آورد و در همان میدان پیاده‌ام کرد که به خانه‌مان برگردم. این مرد (یعنی همین اسماعیل افتخاری) تهدیدم کرد که اگر در این‌باره به کسی حرفی بزنم، سر به نیستم می‌کند. این مادر آنگاه چشمان پر از اشکش را پاک کرد و ادامه داد: وقتی شنیدم که این مرد را دستگیر کرده‌اند، برای شکایت پیش بازپرس رفتم و قضیه را برایش تعریف کردم. بازپرس دستور داد در اداره آگاهی دخترم را با افتخاری روبه‌رو کنند. روزی که در اداره آگاهی دخترم وارد اتاق افسر بازجو شد، وقتی چشمش به این مرد افتاد، رنگ از صورتش پرید، بدنش به تشنج افتاد و با حالت تهوع گریه‌اش گرفت که از اتاق بیرونش بردند و بعد از آن هم دیگر حاضر نشد با او روبه‌رو شود چون هر وقت به یاد این مرد می‌افتاد، بدنش به رعشه درمی‌آمد و حالت تهوع پیدا می‌کرد. در این دادگاه طبق کیفرخواست دادستان، این فرد متهم به انواع سوء‌استفاده تحت عناوینی چون معاون وزارت اطلاعات، ربودن زنان، تعرض به عنف، همکاری با افراد برای باجگیری ضمن تهدید اشخاص، تنظیم پرونده‌های جعلی قضایی برای افراد بی‌گناه با هدف دریافت پول و انتقال سند زمین محاکمه می‌شد.

در سال ۸۰ که دومین دادگاه کیفری تهران برای رسیدگی به قسمت دیگری از اتهاماتش تشکیل شده بود، در این دادگاه از یلدا و مادر کمرخمیده‌اش خبری نبود. مدتی بعد این مادر رنج‌کشیده برایم تعریف کرد که با تهدید افراد ناشناسی به مرگ و سوءقصد به جان دخترش بیمناک شده و تصمیم گرفته از شکایتش صرف‌نظر کند. در پرونده اتهامی اسماعیل افتخاری آمده که وی با کمک همدستانش برای تصاحب خانه و ویلا و زمین افراد در شمال، آنها را شکنجه کرده تا اسناد ملکی‌شان را به‌نام خود کند. زنی از شاکیان پرونده در دادگاه گفت: این فرد برای به چنگ آوردن ملک متعلق به شوهرم او را به زیرزمین خانه‌ای کشانده و پس از شکنجه، شوهرم را با پاهای لخت به ستونی بسته، یک رشته سیم برق را از کنتور به کف زمین وصل کرده بعد هم شیر آب را باز کرده و به شوهرم گفته تا جریان آب به زیر پاهایت برسد و با برق‌گرفتگی کشته شوی، مهلت‌داری نسبت به انتقال سند مالکیت زمین مورد نظر موافقت کنی.
یکی دیگر از شاکیان، زن جوانی بود که در دادگاه گفت: اسماعیل می‌خواست به زور قطعه زمینی را در شمال که متعلق به شوهرم بود، تصاحب کند اما وقتی با مخالفت شوهرم روبه‌رو شد، تصمیم به انتقام از ما گرفت. در مهرماه سال ۷۰ یک شب من و شوهرم از میهمانی به خانه برگشته بودیم که دیدم برق قطع شده. شوهرم به زیرزمین رفت تا کنتور برق را ببیند اما به محض زدن کلید برق، ناگهان با انفجار گاز، خانه‌مان آتش گرفت که من و شوهرم دچار سوختگی شدیدی شدیم. من با ۶۵ درصد سوختگی جنینی را که در شکم داشتم، سقط کردم و شوهرم جانش را از دست داد. کارشناسان گاز پس از بازبینی محل، تشخیص دادند که به طور عمدی گاز در خانه متراکم شده و انفجار رخ داده است. پس از مدتی، یکی از همدستان سابق اسماعیل افتخاری با من تماس گرفت و گفت اسماعیل افتخاری یکی از عواملش را فرستاده بود تا شیر گاز را در زیرزمین دستکاری کنند.

رسیدگی به پرونده اتهامات اسماعیل افتخاری که بیش از ۳۰۰۰ صفحه بود، مدت چند روز ادامه یافت تا اینکه قضات دادگاه با اثبات برخی از اتهامات وی و با توجه به گذشت چند نفر از شاکیان از شکایتشان، اسماعیل افتخاری را به بیش از ۱۰ سال زندان محکوم کردند که پس از مدتی، با سپردن وثیقه آزاد شد و در مجموع ۸ سال در زندان بسر برد. اسماعیل افتخاری چند سالی به فعالیت تجاری روی آورد و از طریق مزایده عمومی توانست یک کشتی باری را تصاحب کند و با ثبت یک شرکت حمل و نقل دریایی، چهار کشتی را به شرکت خود ملحق کند و بالاخره گفته می‌شد با گروه اطلاعاتی سعید امامی همکاری می‌کرد. هرچند گفته می‌شد که اسماعیل افتخاری در ماجرای قتل فاطمه قائم مقامی، سرمهماندار هواپیمایی با عوامل سعید امامی مشارکت داشت ولی چنین اتهامی به طور جدی مورد تحقیق قرار نگرفته و به اثبات نرسیده است.

شامگاه چهارم دی‌ماه ۱۳۷۶ دقایقی پس از ترور فاطمه قائم مقامی، پیش از آنکه کارآگاهان جنایی در محل کشته‌شدن این مهماندار هواپیما حاضر شوند، من نخستین نفری بودم که به‌عنوان یک خبرنگار خودم را به صحنه جنایت رساندم. آن روز غروب در گروه حوادث روزنامه ایران سرگرم تنظیم خبرها بودم که ناشناسی با روزنامه تماس گرفت و با لحن مضطربی خبر داد زنی را در حوالی بازارچه گلستان در خیابان پاسداران در اتومبیلش کشته‌اند و فرار کرده‌اند. بسرعت همراه یکی از عکاسان روزنامه راه افتادیم و به محل حادثه که رسیدیم، در تیرگی شامگاه یک اتومبیل پراید در مقابل مجتمع تجاری گلستان توجهمان را جلب کرد. زنی نه چندان جوان اما آراسته با یک روسری روشن پشت‌ فرمان به چشم می‌خورد که سرش اندکی به پایین خمیده بود و رگه‌ای از خون که از روی شقیقه‌اش، محل اصابت گلوله به پایین لغزیده بود، روی گونه راستش به رنگ تیره‌ای دیده می‌شد. روشن بود که قاتل ناشناس پس از نشستن در سمت راست این زن، گلوله‌ای به شقیقه‌اش شلیک کرده و سپس محل جنایت را ترک کرده است. اتومبیل فاطمه قائم مقامی را در نقطه خلوتی از حاشیه خیابان و در تاریکی شاخ و برگ درختان پارک کرده بود که مسلماً قاتل ناشناس این نقطه خلوت و نیمه‌روشن را برای ملاقات با این سرمهماندار انتخاب کرده بود که ترور او چندان توجه رهگذران را جلب نکند. ضمناً همه کسانی که در مقابل مجتمع تجاری یا در نزدیک‌ترین فاصله با محل ترور فعالیت داشتند، در پاسخ به پرسش من گفتند هرگز صدای شلیک گلوله‌ای را نشنیده‌اند و در نتیجه برایم روشن شد که قاتل در شلیک به فاطمه قائم مقامی از صداخفه‌کن‌ استفاده کرده بود. یکی از کارکنان بازارچه هم گفت ساعتی پیش مردی را با لباس تیره دیده بود که از اتومبیل او پیاده شده و بی‌آنکه شتابی داشته باشد، دور شده است. شاهدی هم این مهماندار را که در هوای نیمه‌روشن غروب توی اتومبیلش نشسته بود و به‌نظر می‌رسید با کسی قرار ملاقات دارد و منتظر اوست‌، دیده بود. این شاهد به من گفت این زن سر و وضع نسبتاً شیکی داشت و آرایش کرده به نظر می‌آمد. هرچند خواهر این مهماندار هواپیمایی در بازجویی گفته بود «خواهرم فاطمه پیش از آنکه به محل قرار با یک مرد برود، کمی مضطرب به نظر می‌آمد. وقتی از او پرسیدم با کی قرار داری؟ گفت نمی‌شناسمش. فقط دو سه بار تلفن زده گفته می‌خواهد درباره مسائل خانوادگی‌ام با من صحبت کند ...» اما با توجه به آراستگی او که حتی ساعتی قبل برای آرایش خود نزد آرایشگرش رفته بود، مسلماً با مرد ناشناس آشنا بوده و با هم ارتباط داشته‌اند. به همین خاطر در آن نقطه خلوت و دنج قرار گذاشته‌اند تا جلب توجه دیگران را نکنند بنابراین برخلاف گفته‌اش به خواهر خود که به دیدار فرد ناشناسی می‌رود، با هم آشنایی نزدیکی داشته‌اند. معمولاً در چنین قرارهایی غیررسمی که مأموران امنیتی در پیش از انقلاب با سوژه‌های خود می‌گذاشتند، سعی می‌کردند محل ملاقات نه تنها دور از مکان‌های عمومی مانند رستوران‌ها و کافی‌شاپ‌ها باشد بلکه در محل‌هایی دور از انظار عمومی باشد.

آن روز غروب، کارآگاهان جنایی پلیس در بازرسی از داخل آن خودروی اطلسی‌رنگ، هویت زن را از روی مدارک موجود، فاطمه قائم مقامی ۴۳ ساله، سرمهماندار هواپیما شناسایی کردند و ضمن جست‌وجو یک پوکه فشنگ از یک سلاح کمری از نوع ماکاروف که کف خودرو افتاده بود، پیدا کردند که نشان می‌داد قاتل ناشناس فقط با یک گلوله از نزدیک، شقیقه این زن را هدف قرار داده بود چون از کشته‌شدن او با یک گلوله مطمئن بود.
بررسی سوابق این زن نشان داد که ابتدا مهماندار هواپیمایی هما بود که سال ۷۱ با تهیه یک پرونده اخلاقی اخراجش کردند و بلافاصله با حمایت یکی از خلبانان سابق هما، به‌عنوان سرمهماندار در شرکت هواپیمایی آسمان (وابسته به سباه) مشغول کار شد.

تصمیم گرفتم با شوهرش تماس بگیرم و درباره زندگی‌شان بپرسم. همسر فاطمه قائم مقامی یک پزشک بود که در مسجدسلیمان به طبابت می‌پرداخت و هر هفته برای دیدن اعضای خانواده‌اش به تهران می‌آمد. سه فرزند داشتند که خواهر فاطمه در مراقبت از آنها کمک می‌کرد. این پزشک با شنیدن خبر قتل همسرش به تهران آمده بود که با حضور در اداره آگاهی بازجویی از او انجام شد. شوهرش مردی لاغراندام و بلندقامت بود که چهره‌ای آرام و بی‌هیجان داشت. در بازجویی گفت هیچ اختلافی با هم نداشتند و از اینکه محل کارشان دور از هم بود، گله‌ای نداشتند: «گاهی هفته‌ها از هم دور بودیم و همسرم به سفرهای خارج از کشور می‌رفت.» اما قاتل این سرمهماندار چه کسی بود؟
فاطمه قائم مقامی روز چهارم دی‌ماه ۷۶ چند ساعت پیش از آنکه به دیدار قاتل ناشناس برود، هیجان‌زده به نظر می‌رسید اما اضطرابی نداشت. قرارشان ساعت هشت و سی دقیقه غروب بود. چه زنی می‌توانست در آن ساعت تاریک اول شب زمستانی آن هم در نقطه‌ای خلوت به دیدن مردی برود که او را نمی‌شناسد؟ در محلی که چندان فاصله‌ای با یکی از مراکز وزارت اطلاعات و کوی مدیران آن وزارتخانه ندارد. آیا محلی آشنا برای دیدارهای همیشگی آنها بود؟ هرچند فاطمه به خواهرش گفته بود نمی‌داند به ملاقات مردی می‌رود که او را نمی‌شناسد اما پیش از این دیدار به آرایشگاه رفته و خودش را آراسته بود. عجیب اینکه به خواهرش گفته بود به دیدار مردی می‌رود تا در مورد مسائل زندگی زناشویی‌اش با هم گفت‌وگو کنند. آن هم با یک مرد غریبه! ابهام‌آمیزتر اینکه فاطمه قائم‌ مقامی پیش از رفتن به سر قرار، از خواهرش خواسته بود که آن شب را با بچه‌هایش بگذراند. این سفارش خواهرانه نشان می‌داد که تصمیم دارد یا آن شب به خانه برنگردد یا دیروقت (تا زمانی که بچه‌ها خوابیده‌اند) به منزل برسد.

هنگام نوشتن گزارش این جنایت برای روزنامه این پرسش مهم مطرح شده بود که چگونه ممکن است این زن می‌خواست شب را با مردی بگذراند که او را نمی‌شناخت؟ از نکات مبهم قتل فاطمه قائم مقامی، این بود که می‌دیدیم کارآگاهان جنایی پلیس و بازپرس دادسرای تهران ظاهراً پیگیری این جنایت را برخلاف قتل‌های دیگر متوقف کرده‌اند و از آن پس سکوت کامل درباره ماجرای کشته‌شدن سرمهماندار هواپیمایی برقرار شد و ظاهراً فعالیتی برای کشف جرم و تعقیب قاتل انجام نگرفت؛ در صورتی که سرنخ‌های مؤثری برای شناسایی قاتل وجود داشت و اگر تعقیب ماجرا برعهده کارآگاهان باتجربه اداره پلیس آگاهی گذاشته می‌شد، آنها می‌توانستند در مدت‌زمان کوتاهی قاتل را شناسایی کنند. آسان‌ترین کار برای کشف جرم این بود که نوار مکالمات تلفنی قاتل با فاطمه قائم مقامی را از طریق شرکت مخابرات به دست بیاورند و از این راه موفق به شناسایی عامل جنایت شوند اما گویا مصلحت این بود که تحقیقات و پیگیری‌ها از طریق پلیس آگاهی و بازپرس جنایی انجام نشود تا اینکه ردپای باند سعید امامی در این توطئه روشن و سرانجام گفته شد برخی از اعضای باند وابسته به سعید امامی در وزارت اطلاعات در جریان اعترافاتشان درباره قتل‌های زنجیره‌ای پیرامون اجرای قتل فاطمه قائم مقامی هم توضیحاتی داده‌اند. به این ترتیب روشن شد این سرمهماندار در همکاری با باند سعید امامی در رفت و آمد به اروپا برای او مأموریت‌هایی انجام می‌داد تا اینکه برای جلوگیری از افشای اسرار جنایت‌آمیز این باند به دستور سعید امامی توطئه‌ای برای کشتن این زن ترتیب داده و چند ماه بعد هم توطئه شکار نویسندگان و چهره‌های سیاسی و کشتن آنها توسط قصابان سعید امامی معروف به قتل‌های زنجیره‌ای افکار عمومی را شوکه کرد.
یکی دیگر از کسانی که قربانی جنایت رازآلودی شد، جوان ۲۸ ساله‌ای به‌نام سیامک سنجری بود که قربانی ساده‌دلی‌های خود شد و عوامل باند سعید امامی او را کاردآجین کردند و در صفحه حوادث روزنامه ایران در چند سطر نوشتیم: «جسد مرد جوانی صبح دیروز (آبان‌ماه ۷۵) درون دره‌ای در زیر پل کاوه پیدا شد که با ضربات چاقو به قتل رسیده بود. به تشخیص پلیس، این جوان را در نقطه‌ای دیگر کشته‌اند و سپس جسدش را به زیر پل انداخته‌اند ...»

این تنها خبری بود که از سیامک سنجری انتشار یافت و از آن پس درباره این جنایت، همچون قتل فاطمه قائم مقامی خبری انتشار نیافت تا اینکه در جریان محاکمه عوامل قتل‌های زنجیره‌ای یکی از متهمان اسرار قتل او را فاش کرد. خسرو براتی متهم ردیف ۳ قتل‌های زنجیره‌ای گفت: «سیامک سنجری صاحب یک فروشگاه اتومبیل‌های گران‌قیمت بود که سعید امامی توصیه کرده بود به‌عنوان «منبع» استفاده کنیم اما سیامک سنجری که جوان پاک و ورزشکاری بود، زیر بار خبرچینی برای ما نمی‌رفت ...»
سیامک سنجری در خرید و فروش اتومبیل‌های گرانقیمت درآمد خوبی داشت و به همین خاطر با افراد سرشناسی آشنا شده بود و گاهی از فرزندان و همسران آنها سفارشاتی برای خرید اتومبیل می‌گرفت و پاکدلی‌هایش سبب شده بود از این راه با اعضای خانواده‌های این اشخاص آشنا شود. سنجری با پسر «حاج آقا ...» در جریان معامله اتومبیل آشنا شده بود و از این طریق به محافل خصوصی حاج آقا راه یافته بود. متهم ردیف ۳ قتل‌های زنجیره‌ای درباره‌اش می‌گوید: «دو سه گزارش داشتیم که نشان می‌داد در جاهایی حرف‌هایی زده است. حتی ماجرای رفتن حاج آقا به سونای زعفرانیه می‌گفتند از طریق سنجری به بیرون درز پیدا کرده است ...»
گفته شده سنجری جوان ساده‌دلی بود که هرگاه در میان جمع دوستان شرکت می‌کرد، معمولاً زنجیر سوئیچ طلای اتومبیلش را در میان انگشتانش می‌چرخاند و شرح میهمانی‌های آنچنانی حاج آقا و دیگر محرمان را با افتخار تعریف می‌کرد ولی نمی‌دانست این افشای راز محافل خصوصی چه عاقبت شومی برای او خواهد داشت. به قراری که گفته شده یکی از افراد سعید امامی یعنی خسرو براتی از طریق پسر حاج آقا با سنجری آشنا شده و او را با سعید امامی آشنا کرده بود. خسرو براتی می‌گوید: «یک بار برای نشان دادن یک بنز سفید ۲۳۰ او را پیش حاج آقا بردم تا اینکه گزارش دادند سنجری حرف‌هایی از میهمانی‌ها حتی از ماجرای رفت و آمد حاج آقا به جاهایی زده و حتی می‌گفتند قضیه رفت و آمد حاج آقا به سونای زعفرانیه به بیرون درز کرده و قرار شد از او تحقیق شود.»

اما به گفته متهم ردیف ۳ پرونده قتل‌های زنجیره‌ای، علت قتل سنجری این بوده که همسر حاج آقا سؤال‌هایی از سنجری کرده و حاج آقا مطمئن بوده که این حرف‌ها از طریق سنجری به گوش حاج خانم رسیده. به این ترتیب که همسر حاج آقا پی برده بود سنجری از برخی میهمانی‌های خصوصی اطلاعاتی دارد، بنابراین او را به حرف کشیده و سنجری هم ساده‌دلانه قضیه برخی از میهمانی‌ها را به گوش حاج خانم رسانده بوده. حاج آقا هم وقتی مطمئن شده این حرف ها از طریق سنجری به گوش همسر حاج آقا رسیده، اسلامی (سعید امامی) را مأمور کشتن سنجری کرده.متهم ردیف ۳ در ادامه شرح داده: «آقای اسلامی که دلش به حال سنجری سوخت به حاج آقا تلفن زده گفته خدا را خوش نمی‌آید، ما را به عروسی‌اش دعوت کرده اما ظاهراً حاج آقا حاضر به گذشت نشده در حالی که یک روز به جشن عروسی سنجری باقی مانده بود، توسط افراد باند سعید امامی کشته شد در حالی که کارت دعوت به عروسی در جیب قاتلش بود.»
خسرو براتی درباره قتل سیامک سنجری، در اعترافاتش آورده: «در حمام سونا حاج علی شیر سنگی را بر سرش کوبید و برادران هم کارش را با ضربات دشنه تمام کردند و بعد جسدش را به زیر پل کاوه انداختند و ماشینش را بردند به دره بیندازند و به آتش بکشند تا اثری نماند.»در حالی که سنجری از مدتی قبل خطر را احساس کرده بود و می‌خواسته بدون آنکه جانش به خطر بیفتد خودش را از این جمع کنار بکشد.
نبض زمان
 
پست ها : 1929
تاريخ عضويت: يکشنبه دسامبر 30, 2018 2:36 pm

Re: معرفت به زمان 18 ربیع الاول 1440

پست جديدتوسط نبض زمان » يکشنبه ژانويه 06, 2019 9:41 pm

آزادی مشروط عبدالفتاح سلطانی وکیل خانواده قربانیان قتل های زنجیره ای


عبدالفتاح سلطانی، وکیل خانواده قربانیان قتل های زنجیره ای و از بنیانگذاران کانون مدافعان حقوق بشر در ایران، پس از 8 سال از زندان آزاد شد. به او محکومیت 10 ساله داده بودند و آزادی وی مشروط اعلام شده اما اعلام نشده با کدام شروط!

که البته نیازی به اعلام قوه قضائیه نیست و همه میدانند که در صدر این شروط سخن نگفتن از قتل های زنجیره ای و مشاهداتش در زندان و دوران بازجوئی اش هست که این ممنوعیت شامل مصاحبه نکردن با رسانه های داخلی و خارجی هم می شود. دو سال از محکومیت او باقی مانده و باحتمال زیاد تهدید شده که اگر خلاف شروط تعیین شده رفتار کند بار دیگر به زندان باز گردانده خواهد شد. باید دید او این شروط را تا چه مرزی رعایت خواهد کرد.
نبض زمان
 
پست ها : 1929
تاريخ عضويت: يکشنبه دسامبر 30, 2018 2:36 pm

Re: معرفت به زمان 18 ربیع الاول 1440

پست جديدتوسط نبض زمان » يکشنبه ژانويه 06, 2019 9:41 pm

خاطره صادق زیباکلام از «قتل‌های زنجیره‌ای»

Image
اگر بگویم نمی‌ترسیدم، دروغ گفته‌ام. برای این که واقعا سعی می‌کردم جایی تنها نروم. عادت دارم تا دانشگاه «جاگینگ» کنم اما آن موقع دیگر نمی‌رفتم؛ چرا که می‌ترسیدم کنار پارک‌وی بریزند سرم. این ترس‌ها بود.

به گزارش ایسنا، روزنامه شرق نوشت: «بیستمین سالگرد حوادث تلخی که به «قتل‌های زنجیره‌ای» معروف شد، از راه رسید. آذر سال ۱۳۷۷ اوج دشواری بود. هنوز زخم‌های آن سال‌ها تازه است و گاه و بی‌گاه کسی نکته‌ یا خاطره‌ای درباره آن حوادث می‌گوید؛ از حسام‌الدین آشنا که چندی پیش برآشفته شد و در حساب توییتری خود مواضع صریحی درباره این موضوع گرفت تا مصطفی تاجزاده که به مناسب بیستمین سالگرد قتل فروهرها دست به قلم می‌شود. نکته درخور ‌توجه امسال اما مصاحبه محمد بلوری، روزنامه‌نگار پیشکسوت و دبیر وقت گروه حوادث روزنامه ایران است. او این قتل‌ها را از نظرگاه خبرنگار حوادث مشاهده کرده و بر خلاف امروز که برخی از وجوه ماجرا شفاف شده است، موضوع را با تمام ابهاماتش در آن زمان تعریف می‌کند. به این اعتبار در ادامه سعی کردیم پرتویی دیگر بر فضای مطبوعات در سال‌ ۷۷ و سال‌های منتهی به آن بیندازیم. برای این‌ کار به سراغ سردبیر وقت همشهری، محمد عطریانفر و یکی از فعالان روزنامه‌های دوم خردادی، صادق زیباکلام رفتیم. جالب آن‌که عطریانفر و زیباکلام هر دو بر نقش کلیدی دولت اصلاحات و در رأس آن خاتمی و همچنین روزنامه‌ها تأکید داشتند. گویا برخورد با این پدیده نفرت‌انگیز، مصداقی بود از «فشار اجتماعی و پیگیری منتخبان»؛ جایی که جامعه و دولت منتخب در یک پاس‌کاری توانستند موضوع این اتفاقات وحشتناک را حل کنند.
نبض زمان
 
پست ها : 1929
تاريخ عضويت: يکشنبه دسامبر 30, 2018 2:36 pm

Re: معرفت به زمان 18 ربیع الاول 1440

پست جديدتوسط نبض زمان » يکشنبه ژانويه 06, 2019 9:43 pm

عطریانفر: مقاومت دولت دست رسانه‌ها را بازگذاشت


پیش از سال ۷۷ هم قتل‌هایی از سوی «گروه خودسری» که عاملیت قتل‌های زنجیره‌ای را بر عهده داشت، صورت گرفته بود. آیا آن زمان این قتل‌ها توجه شما را جلب نکرده بود؟
قتل‌هایی که قبل از سال ۷۷ به‌ وقوع پیوست، تصویر مشخصی بین مطبوعات آن زمان نداشت. به‌ صورت پراکنده، کم‌ و بیش اظهاراتی می‌شد که مثلا فلان قتل انجام‌شده یا فلان فرد شرور در نقطه‌ای از تهران ترور شده است یا فلان عنصر فاسد دچار مشکل شده اما هیچ‌گاه روزنامه‌ها موضوع را تعقیب نمی‌کردند. اگر تعقیب هم می‌کردند شاید پاسخ روشن و دقیقی دریافت نمی‌کردند. اما وقتی وارد سال ۷۷ شدیم و شاهد قتل‌های سیاسی بودیم، هم وجدان جامعه نسبت به قضیه حساس شده بود و هم روزنامه‌ها مطلع شده بودند و پیگیر بودند اما به اعتقاد بنده مهم‌تر از همه این نکات، اقدام دولت آقای خاتمی و شخص او بود. او به‌ عنوان مسئول کشور، مسئله را تعقیب می‌کرد و سرنخ‌هایی را پیدا کرده بود که عناصری از درون وزارت اطلاعات دست به اقدامات خلاف قانون زده‌اند. مقاومت و مخالفتی که دولت در برابر این اقدام از خود نشان داد، دست رسانه‌ها را باز کرد تا پیگیر مسئله باشند. اوج این مسئله هم به زمانی برمی‌گردد که از سوی دولت بیانیه‌ای با امضای وزارت اطلاعات صادر شد؛ وزارت اطلاعات این حرکت را محکوم و اشاره کرد که این اقدام از کدام ناحیه صورت گرفته است.

برخی گفته‌اند این نوع قتل‌ها برای اشرار و خلافکاران گاهی رخ می‌داده، اما در سال‌های آخر کار به حوزه سیاست هم رسیده بود، در چه نقطه‌ای این موضوع – این قتل‌ها – توجه شما را جلب کرد؟
مسئولان ارشد رسانه‌ها، چه بسا اطلاعات محرمانه‌تری نسبت به قشر عمومی روزنامه‌نگاران می‌داشتند و شاید برخی از گمانه‌زنی‌ها هم صورت می‌گرفت اما چون جنبه عمومی پیدا نکرده بود، نمی‌توانست خیلی منبع قضاوت باشد. فکر می‌کنم در بحث رسانه‌ها، یعنی روزنامه‌های رسمی نقطه اوج قتل‌های زنجیره‌ای، سال ۷۷ بود. نقطه اوج این خشونت و خشم بی‌منطق به قتل مرحوم فروهر و همسرشان برمی‌گشت. این نقطه فی‌الواقع همه توجهات را به این کانون جلب کرد؛ توجه جامعه،‌ رسانه‌ها -که زبان گویای جامعه هستند - و حتی توجه دولت و نهاد مرتبط – وزارت اطلاعات – به این نقطه متوجه شد و آن را در نقطه اوج خود کنترل کردند. شاید نتوانیم بگوییم نقطه اوج، اگر خدای نخواسته نسبت به این موضوع بی‌توجهی می‌شد، چه بسا آن حوادثی که تا سال ۷۷ کنترل شد، کف ماجرا محسوب می‌شد. بعدها اشاره شد که فهرست بلندبالایی از دگراندیشان وجود داشت که البته به نیروهای غیر مسلمان و عناصری که چندان دلبستگی‌ای به نظام نداشتند هم خلاصه نمی‌شد. چه‌بسا نیروهای متعلق به‌ نظام و علاقه‌مند به آن را که شاید قرائتی متفاوتی داشتند نیز دربرمی‌گرفت. اشاره شده که برخی چهره‌های محترم که امروز هم در واقع از علاقه‌مندان به حوزه‌های اصلاح‌طلبی و آقای خاتمی و هاشمی هستند، در لیست‌های بعدی مطرح بودند؛ نیروهای ملی-مذهبی و غیره. اقدام به‌ موقع دولت و شخص رئیس‌جمهور و مهم‌تر از رئیس‌جمهور تصورم این است که مجموعه ارکان نظام از رهبری و نهادهای اطلاعاتی و قضائی همه از یک دریچه به این موضوع نگاه کردند و اتحاد نظر داشتند و این مسئله را جمع کردند.

آقای عطریانفر خاطره‌ای از بگومگوها تحریریه بعد از قتل‌ها دارید؟ چه اتفاقی در روزنامه رخ می‌داد؟
با توجه به اهمیت روزنامه‌ها مخصوصا روزنامه همشهری با تیراژ نیم‌میلیونی (۴۶۰ هزار نسخه در روز) دوستان ما در تحریریه همشهری تلاش خود را بر این نکته متمرکز کرده بودند که اگر اطلاع‌رسانی می‌کنند، ضمن این که کلیت نظام را هدف‌گیری نکنند و این قتل‌ها را به نظام نسبت ندهند، اما تمامیت حقیقت را با همه ابعادش تا جایی که قلوب جامعه جریحه‌دار نمی‌شد، اطلاع‌رسانی کنند. فضای خبررسانی، خیلی جذاب، اگر چه غم‌انگیز و اندوه‌بار بود.

خاطره‌ای‌ از آن برهه در فضای اصلاح‌طلبی و در فضای مطبوعاتی دارید. درباره نگرانی‌ها درباره تحلیل‌ها و این که چطور باید با این موضوع روبه‌رو شد؟
نگرانی نسبت به چه چیزی؟

این که این رویه تا کجا ادامه پیدا خواهد کرد؟ مطبوعات چقدر به این موضوع ورود کنند؟ آیا این‌ طور نشد که بر سر تحلیل این‌ موضوعات اختلاف‌ نظر داشته باشید؟
تا قبل از اعلام موضوع رسمی دولت و وزارت اطلاعات چرا... دغدغه و نگرانی بود و برخی از اطلاعات نیز دلالت بر این داشت که شاید دامنه قتل‌ها به برخی از روزنامه‌ها هم برسد ولی خوشبختانه آن نقطه خیلی تعیین‌کننده‌ بود که همه آن حرکات خشن بی‌منطق عناصر خودسر را متوقف کرد و همچنین به‌ لحاظ امنیت روانی، به دغدغه‌های روزنامه‌نگاران و سیاسیون آرامش داد. آنها امنیت خاطر یافتند که این داستان به ‌طور کامل متوقف شده و خوشبختانه از آن به بعد دیگر با حادثه‌ای از این دست روبه‌رو نشدیم.

زیباکلام: جریان مخالف حالت تدافعی به خود گرفته بود
در آن زمان چطور قتل‌ها را تحلیل کردید؟
فکر می‌کنم نقطه عطف، قتل مرحوم داریوش فروهر و همسر ایشان بود. وقتی این دو به آن طرز فجیع به‌ قتل رسیدند، دیگر مشخص بود که باید یک جریان سازمان‌یافته در کار باشد. قتل دو نفر از اعضای کانون نویسندگان - مرحوم مختاری و پوینده – هم به این موضوع اضافه شد. پیداشدن جسد آن دو و نحوه قتل مرحوم فروهر و همسرشان دیگر هیچ تردیدی باقی نگذاشت که باید جریان سازمان‌یافته‌ای در کار باشد.

مهم‌ترین و اصلی‌ترین موضوعی که این حوادث را پیچیده‌تر کرده بود، این بود که در آن مقطع اگر افراد دیگری کشته ‌شده بودند؛ مثلا در مهر، آبان و آذر سال ۷۷ اگر افراد دیگری کشته شده بودند، می‌شد فهمید که یک جریان تندرو است که مرتکب این قتل‌ها می‌شود. اما چیزی که این قضیه را پیچیده‌ کرده بود این بود که هم مرحوم محمد مختاری و هم مرحوم پوینده ناشناخته بودند. شاید تنها افرادی که خیلی اهل مطالعه بودند این دو نفر را می‌شناختند. مثلا آن زمان گلشیری و محمود دولت‌آبادی چهره‌های شناخته‌شده‌ای بودند. اگر اینها کشته شده بودند می‌شد فهمید اما محمدجعفر پوینده و محمد مختاری واقعا چهره‌های ناشناخته‌ای بودند. خیلی‌ها می‌پرسیدند که اینها چه کاره بودند. از آن مبهم‌تر و پیچیده‌تر قتل داریوش فروهر بود؛ مرحوم داریوش فروهر چهره‌ای نبود که علیه نظام انتقاد و موضع‌گیری کند که باعث رنجش خاطر مسئولان شده باشد. ایشان بعد از این که کار دولت موقت تمام شد،‌ در سال ۱۳۵۸ و مدتی هم در هیات حسن نیت کردستان – هیات چهارنفره‌ای که امام منصوب کرده بودند – و مدتی نیز به عنوان نامزد اولین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری مطرح شده بودند، واقعا از سال ۵۹ و ۶۰ به این طرف، می‌توانم بگویم که فعالیتی نکرده‌ بودند که ما بگوییم علیه نظام بوده است. برخی از اعضای جبهه ملی یا نهضت آزادی اعلامیه می‌دادند، اعتراض می‌کردند و در انتخابات‌ها اعلام موضع می‌کردند اما به هر دلیلی مرحوم فروهر سال‌ها بود که فعالیتی انجام نمی‌داد. از آن مبهم‌تر قتل همسر ایشان، مرحوم خانم پروانه اسکندری بود. حتی اگر بگوییم مرحوم فروهر اسباب بغض و کینه افرادی شده بودند، خانم پروانه اسکندری اساسا هیچ فعالیتی نداشتند. اگر ایشان باید به قتل می‌رسیدند، اعظم طالقانی باید چندین بار ترور می‌شدند، چون خیلی بیشتر از مرحوم خانم اسکندری فعالیت و اعتراض کرده ‌بودند. اساسا نفس این قتل‌ها خیلی سؤال‌برانگیز بود. البته مرحوم مجید شریف مدتی قبل از اینها به قتل رسیده بود که او هم چهره ناشناخته‌ای بودند. ما از یک سو با این مشکل روبه‌رو بودیم که چرا این افراد را به قتل رساندند؟ مگر این‌ افراد چه کرده بودند؟ چه‌کار کرده بودند که این‌ قدر مورد بغض و کینه قرار گرفتند. واقعا شک داشتیم که آیا این قتل‌ها واقعا سیاسی هستند؟ اما در عین حال دیگر نمی‌توانستیم بگوییم تصادفی‌اند. بعد از قتل مرحوم فروهر مشخص بود که این جریان سازمان‌یافته است. قول آقای خاتمی از اعتبار زیادی برخوردار بود. تا جایی که یادم می‌آید، شاید اصطلاح «خودسر» را اولین بار آقای خاتمی به‌ کار برد. آقای خاتمی که این نکته را مطرح کردند که این قتل‌ها را یک جریان خودسر درون وزارت اطلاعات و آن هم بدون اذن و آگاهی مافوق‌های خود انجام ‌داده‌اند، من فکر می‌کنم که چیزی حدود ۷۰، ۸۰ درصد مردم این حرف را پذیرفتند که این قتل‌ها از سوی یک‌سری افراد تندرو و خودسر صورت گرفته است.

توضیحاتی که داده شد مقداری ابهام‌زدایی کرد. ما یقین داشتیم هیچ یک از این افراد، چهره‌های شاخصی نبودند که نظام را منظما به چالش بکشند و جنگ و ولایت فقیه و قوه قضائیه و سپاه را زیر سؤال ببرند. هیچ کدام از اینها واقعا این‌طور نبودند. اگر آسیبی به خیلی از اصلاح‌طلبانی که آرام‌آرام داشتند در روزنامه‌های به‌ قول آقای شریعتمداری «زنجیره‌ای» می‌نوشتند، می‌رساندند، خیلی قابل فهم‌تر بود. ماشاءالله شمس‌الواعظین خیلی بیشتر کانون تعارض بود. آقای عمادالدین باقی، حمیدرضا جلایی‌پور و خود بنده که در آن مقطع در این روزنامه‌ها منظما یادداشت می‌نوشتم خیلی بیشتر مورد بغض و کینه اصولگرایان بودیم؛ حتی افرادی مثل مسعود بهنود و مرتضی مردیها. اینها خیلی شناخته‌شده‌تر بودند. آن موقع نمی‌گفتند «اصولگرایان»، می‌گفتند محافظه‌کاران. بنابراین این که پذیرفتیم آقای خاتمی حقیقت را می‌گوید، جدای از آن که اعتماد وحشتناکی به ایشان وجود داشت، آن چه آقای خاتمی می‌گفت، منطقی هم به‌ نظر می‌رسید؛ این که یک گروه خودسر درون تشکیلات اطلاعات واقعا خودسرانه این قتل‌ها را انجام داده است. اگر بنا بود افراد مطرح و کسانی که زعامت این جریان را به چالش کشیده‌اند، آسیب ببینند، باید زیباکلام و ماشاءالله شمس‌الواعظین را به قتل می‌رسانند؛ باید حمیدرضا جلایی‌پور را به قتل می‌رسانند.

این سؤال پیش می‌آید که این قتل‌های در جایی رخ ندادند که در عین حالی که جامعه را خیلی متوجه خود نکنند، افراد تأثیرگذار را بترسانند؟ آیا شما نترسیده بودید؟ آیا برخی از کشور نرفتند؟
اینها به ‌نظر من دیگر نظریه است؛ این که داریوش فروهر را که واقعا سال‌ها بود کاری نمی‌کرد، زدند تا صادق زیباکلام، ماشاءالله شمس‌الواعظین، حمیدرضا جلایی‌پور، سعید حجاریان، مصطفی تاجزاده، مرتضی مردیها و... حساب دستشان بیاید. این می‌تواند یک نظریه باشد اما درباره همین هم آن‌ موقع بحث می‌کردیم. در روزنامه جامعه و طوس شب‌های زیادی درباره اینها بحث می‌کردیم که چه کسی می‌توانست پشت این جریانات باشد. نمی‌دانم آقای بهنود بود یا مرتضی مردیها که در جلسه هیات تحریریه روزنامه جامعه بود که مطرح کردند «اینها که رودربایستی ندارند، چرا پیغام بدهند، یکی از ما را می‌زدند.» به‌ نظر من این حرف منطقی است؛ یکی از ما را می‌زدند تا پیام صریح‌تر و آشکارتر بود. نکته بعدی این بود که اگر واقعا حساب کار دست ما نمی‌آمد، همچنان که واقعا هم نیامد و نه‌تنها نترسیدیم و روش خودمان را تغییر ندادیم بلکه می‌توانم خیلی قرص و محکم بگویم که گستاخ‌تر هم شده بودیم. قتل‌های زنجیره‌ای ما را گستاخ‌تر، ‌عصبی‌تر و باشهامت‌تر کرده بود. اگر چنین نظریه‌ای هم بود، «از قضا سرکنگبین صفرا فزود». اتفاقا سرمقاله‌ها خیلی تندتر شدند. قشنگ یادم می‌آید تلافی آن حالت عصبانیت را که چرا این قتل‌ها اتفاق افتاده است، در سرمقاله‌های خود درمی‌آوردیم. اگر امروز یک مطالعه صورت بگیرد مشخص می‌شود قتل‌های زنجیره‌ای فضای جامعه را خیلی تندتر، رادیکال‌تر و بازتر کرده بود و هجمه دوم‌خردادی‌ها را خیلی بیشتر کرده بود. عملا آن جریان اقتدارگرا حالت تدافعی به خود گرفته بود و ما در حالت طلبکاری و هجمه قرار داشتیم. تمام تلاش آن جریان این بود که بگوید من بی‌تقصیر هستم و گناهی نداشتم.

یعنی آن قتل‌ها کسی را نترسانده بود؟
اگر بگویم نمی‌ترسیدم، دروغ گفته‌ام. برای این که واقعا سعی می‌کردم جایی تنها نروم. عادت دارم تا دانشگاه «جاگینگ» کنم اما آن موقع دیگر نمی‌رفتم؛ چرا که می‌ترسیدم کنار پارک‌وی بریزند سرم. این ترس‌ها بود. در اوج آن جریانات، من را به مناسبت ۱۶ آذر آن سال دعوت کرده بودند دانشگاه ایلام. با هواپیما به کرمانشاه رفتم. از دانشگاه ایلام آمده بودند فرودگاه. سوار یک پاترول شدم و دو، سه نفری هم عقب بودند. غروب بود که از کرمانشاه به سمت ایلام خارج شدیم. من آن‌ قدر ترسیدم، آن‌ قدر ترسیدم... . آن زمان‌ها که موبایل نبود. تلفنی به من گفته بودند از انجمن‌ اسلامی ایلام هستند و فلان روز سخنرانی است. با خودم فکر می‌کردم آن کسی که با من تماس گرفت، واقعا چه کسی بود. اینها که در فرودگاه دنبال من آمدند که هستند که این‌ قدر ساکت‌اند. هوا هم رو به ‌تاریکی بود و من واقعا از ترس مردم و زنده شدم. ساعت هفت‌ونیم شب که شد و رادیو بی‌بی‌سی را گرفتند، من فهمیدم اینها خودی هستند (خنده). ترس وجود داشت؛ حالا شاید مرتضی مردیها و عمادالدین باقی نمی‌ترسیدند ولی من ترس داشتم، اما آن ترس باعث نشد در نوشتن سرمقاله‌ها ملاحظه یا چیزی را رعایت کنم.

این معما برای شما حل شد که چرا دست به این قتل‌ها زدند؟
تردید دارم، اما ۸۰ درصد معتقد هستم یک گروه و جریانی در کار بود که فکر می‌کرد آقای محمدجعفر پوینده یا آقای محمد مختاری، فرهنگ سکولار و ادبیات غیردینی را رواج می‌دهند.

تأثیر روزنامه‌ها چقدر بود؟
اگر فضای مجازی مسئله خاشقجی را این‌ طور باعث گرفتاری مسئولان عربستان کرد، آن زمان فضای مجازی نبود. آن زمان مطبوعات دوم‌ خردادی بودند و آنها باعث شدند این آتش شعله‌ور شود و هیچ‌طوری نشود خاموشش کرد.
نبض زمان
 
پست ها : 1929
تاريخ عضويت: يکشنبه دسامبر 30, 2018 2:36 pm

Re: معرفت به زمان 18 ربیع الاول 1440

پست جديدتوسط نبض زمان » يکشنبه ژانويه 06, 2019 9:45 pm

حسینیان در دانشگاه تهران: در قتل‌های زنجیره‌ای دست نداشتم


روح‌الله حسینیان در جمع دانشجویان دانشگاه تهران گفت: «دستی در قتل‌های زنجیره‌ای نداشته‌ام و می‌توانم قسم بخورم؛ چراکه من کاره‌ای نبودم. کسانی می‌توانند در این رابطه دخیل باشند که کاره‌ای بوده‌اند.»
وی که در همایشی با عنوان «آن سوی دوم خرداد» سخن می گفت، اضافه کرد: «موضوعی که باعث شد انگشت اتهام در مورد قتل‌های زنجیره‌ای به سوی من اشاره رود، این بود که در برنامه چراغ، دوم خرداد را مسئول این جریان دانستم و این موضوع در حالی بود که در جریان انتخابات ریاست جمهوری از خاتمی حمایت کرده بودم و مجموع موضع‌گیری‌های من در چند میز‌گرد به طور کامل پخش شد و حتی پس از پیروزی خاتمی تعدادی از دوم خردادی‌ها به من پیام تبریک دادند.»
به گزارش ایسنا، وی در پاسخ به سؤالی درباره سعید امامی و قتل‌های زنجیره‌ای خاطرنشان کرد: «باید بگویم سعید امامی هیچ نقشی در این رابطه نداشت او فقط مشاور وزیر بود و کاره‌ای محسوب نمی‌شد.»

وی سخنان عبدالله شهبازی درباره سعید امامی را غیرمستند دانست و گفت: کتاب‌های شهبازی بر مبنای توهم توطئه است. باید بگویم امروز دوره‌ای نیست که خانواده روچیلدها در انگلیس عالم را با انگشتان خود بچرخاند.»

وی ادامه داد: «باید بگویم که سعید امامی هم‌ اهل آباده است و مسجدی در آن شهر توسط پدربزرگ او که یک روحانی است، ساخته شده است.»
رییس مرکز اسناد انقلاب اسلامی با اشاره به این‌که «پدر سعید امامی زنده است و خاطرات او به زودی چاپ خواهد شد»، ادامه داد: «گفته می‌شود دایی او در گذشته رایزنی نظامی ایران و آمریکا را بر عهده داشته است. اگر بخواهیم از این چیزها استفاده و کسی را متهم کنیم باید بگویم که کار آسانی است.» وی درباره صحت فیلم بازجویی امامی و همسر او نیز گفت: «آن فیلم صحت داشت. متأسفانه علت این بود که کار بازجویی از دست نیروهای اطلاعاتی گرفته شد و به گروه مستقلی به راهنمایی بعضی از اعضای سابق شورای امنیت سپرده و به انحراف کشیده شد. خدا را شکر که برای خاتمی نیز روشن گردید و پس از آن این پرونده به دست نیروهای چپ و متدینی سپرده شد که آن را در مسیر درست هدایت کردند و بازوهای اولیه‌ این پرونده به حکم قصاص و زندان محکوم شدند.»

وی درباره کاظمی و نقش او در قتل‌های زنجیره‌ای و وضعیت فعلی او نیز گفت: «کاظمی محکوم به زندان ابد شد و در حال حاضر در زندان به سر می‌برد.»

حمایت از خاتمی
از رئیس مرکز اسناد انقلاب اسلامی پرسیده شد آیا زمانی که از خاتمی حمایت می‌کردید او را نمی‌شناختید؟ وی پاسخ داد: «واقعاً نه. من خاتمی را یک روحانی روشنفکر می‌دانستم که البته با او اختلاف نظراتی نیز داشتم. در شرایطی که جناح حاکم فضای بسته‌ای را به وجود آورده بود و انحصارطلبی احساس می‌شد، احساس کردم تنها گزینه‌ای که می‌تواند این انحصار را بشکند و جامعه را باز کند، خاتمی است. می‌دانم که این باز شدن به سیری تبدیل شد که شکستی ایجاد کرد و وقتی این را فهمیدم اشتباه خود را معترف شده و عذرخواهی کردم.» وی در پاسخ به سؤالی مبنی بر این‌که شما منتقد اصلاح‌طلبی بودید، چرا الان سکوت کرده‌اید؟ گفت: «این‌طور نیست. من هیچ‌گاه سکوت نکردم و در طول حاکمیت دوم خرداد نیز صحبت کرده‌ام و مورد اعتراض و نفرت نیروهای اصلاح‌طلب نیز بوده‌ام؛ بنابراین صحبت شما را بی‌انصافی می‌دانم.»

حسینیان همچنین در پاسخ به پرسش دیگری مبنی بر نقش خاتمی در واقعه ۱۸ تیر و واقعه‌ی کوی دانشگاه گفت: «تا جایی که من می‌دانم و بعضی از اسناد جریان ۱۸ تیر نشان می‌دهند، خاتمی در این مورد نقشی نداشته است و باید بگویم من با تفکر خاتمی مخالفم اما می‌دانم که او اهل توطئه نبوده است. در معاونت وزارت کشور ستادی بود که سعی داشت دامنه مسایل کوی دانشگاه را گسترده کند که این موضوع هیچ ربطی به آقای خاتمی نداشت.» حسینیان همچنین در بخش دیگری از سخنانش گفت: «با سعید امامی در مورد خاتمی بحث‌های مفصلی داشتم. او معتقد بود که مطمئن باشید آقای خاتمی خودش آدم خوبی است، اما باندی که از او حمایت می‌کند، خطرناک است. اگر قدرت را در دست بگیرد، امنیت کشور به خطر خواهد افتاد.»
نبض زمان
 
پست ها : 1929
تاريخ عضويت: يکشنبه دسامبر 30, 2018 2:36 pm

Re: معرفت به زمان 18 ربیع الاول 1440

پست جديدتوسط نبض زمان » يکشنبه ژانويه 06, 2019 10:03 pm

آگاهی و شفاف سازی؛ مبارزه بدون خشونت ؛ دموکراسی و حقوق بشر


فهیمه دری نوگورانی که بود؟
فهیمه دری نوگورانی همسر سعید امامی است که در جریان قتل‌های زنجیره‌ای توسط تیم بازجویی سازمان قضایی نیروهای مسلح تحت بازجویی و شکنجه قرار گرفت.وی باید با حاضر شدن در برابر دوربین اعتراف می‌کرد که در دورانی که در حال تحصیل در آمریکا (سالهای قبل از انقلاب) بوده‌است از سوی نهادهای جاسوسی آمریکا به همراه سعید امامی استخدام شده‌اند و در تمام سالهای پس از انقلاب برای آمریکایی‌ها فعالیت کرده و قتل‌های زنجیره‌ای نیز به درخواست آمریکا و برای لکه دار کردن نظام ایران انجام شده‌است.
علی خامنه‌ای در خطبه‌های نماز جمله پس از رویداد قتل‌های زنجیره‌ای مدعی شده بود که فروهرها (داریوش فروهر و پروانه فروهر) مخالف نجیب و بی ضرر بوده‌اند و قتل انان (بدلیل بی خطر بودن) با دستور یا تحریک آمریکا انجام شده‌است.

با توجه بدانکه از جریان بازجویی و شکنجه وی فیلم برداری شده بود، نسخه‌ای از این فیلم توسط یکی از کارکنان دفتر ریاست جمهوری تکثیر و منتشر شد. این تنها فیلم مستندی است که از جریان شکنجه در دستگاههای امنیتی ایران منتشر می‌شود. در جریان این فیلم تکاندهنده بازجوها با شلاق زدن و آزارهای پیاپی وی را وادار می‌کنند که به داشتم روابط نامشروع جنسی با همکاران سعید امامی (شوهرش) اعتراف کند. وی برای این اعتراف تحت شکنجه قرار گرفته و نهایتا آنچه را آنان می‌گویند بیان می‌کند اعتراف به توهین کردن و ادرار کردن بر روی قرآن (که برای تحریک احساسات مردم ایران مفید به نظر بازجویان رسیده بود) بخش دیگری از مطالبی است که وی برای اقرار بدان تحت فشار قرار می‌گیرد. در بخش‌های انتهایی از این فیلم چگونگی بازجویی و آزار چند بهایی (که در جریان پرونده دیگری در این اطاق بازجویی تحت فشار قرار گرفته بودند) هم دیده می‌شود.
پس از انتشار این فیلم اصلاح طلبان (با وجود انتقاد نسبت به عملکرد سعید امامی و نقض حقوق بشر در دوران فعالیت وی بر صداوسیما) نسبت به شکنجه همسر وی اعتراض کردند و با فشار افکار عمومی پرونده از تیم بازجویی قبلی گرفته و به تیم جدید منتقل شد. این تیم ضمن آزاد کردن همسر سعید امامی عده‌ای از مقامات وزارت اطلاعات را دستگیر کرد. گرچه خانواده مقتولان قتل‌های زنجیره‌ای بدلیل عدم امکان بررسی پرونده توسط وکلایشان، عدم پیگرد آمران و صادر کنندگان فتوای قتل‌ها و سایر نواقص در دادگاه حاضر نشدند و اعلام کردند که به مراجع بین‌المللی شکایت خواهند کرد.
فهیمه دری نوگورانی در سالهای بعد اعلام کرد که تصمیم به انتشار کتاب خاطرات خود از دوران بازجویی گرفته‌است. اما ظاهرا برای عدم مطرح شدن مجدد پرونده قتل‌های زنجیره‌ای که یکی از چالش‌های دوران نظام جمهوری اسلامی بود و همچنان خانواده مقتولان و افکار عمومی نسبت به چگونگی رسیدگی بدان اعتراض داشتند، فهیمه دری را از انتشار این کتاب منصرف کردند.
فهیمه دری در مصاحبه‌ای به سفر سعید امامی به همراه برخی اعضای خانواده خامنه‌ای به لندندر سال ۱۳۶۷ و تحت تاثیر قرار گرفته خانواده خامنه‌ای از امامی اشاره کرد.
برچسب‌ها: فهیمه دری نوگورانی, سعید امامی, قتل‌های زنجیره‌ای, بازجویی
+ نوشته شده در جمعه پانزدهم شهریور ۱۳۸۷ ساعت 10:15 توسط محمدحسین
ناگفته هاي سعيد امامی به روايت همسر( فهمیه دری نوگورانی)
" آقا سعید" در سال 1336 در شیراز به دنیا آمدند. تحصیلات ابتداییشان هم در شیراز گذراندند. مدتی هم در سنندج کردستان بودند. پدرشان به عنوان رئیس آموزش و پرورش و بعد هم رئیس دبیرستان فعالیت داشتندمدتها.

خانواده سعید یک خانواده خيلي مذهبی نیست و نبودند، البته ‍‍‍اجدادشان از خانواده هاي مذهبي منطقه خودشان بودند ... علیرغم اینکه ظاهرا مذهبی نبودند ولی یکسری خصوصیات داشتند که معمولا همیشه ازشون به خوبی یاد می شود و همه خاطره خوب از ایشون دارند بخصوص مادرشان که در سال 1369 در اثر سرطان فوت کردند ( خانم هما رخ اعتماد ) ... علیرغم اینکه می گویم اعتقادات مذهبی نداشتند ولی خوب خیلی دست به خیر و خیِّر بودند .

همشون هم می گفتند که اصلا سعید اخلاق و رفتارش جدای بقیه بود... شاید وضع خانواده اش دختر عموها پسرعموها و دیگران را الان بعنوان یک نقطه ضعف سعید الان دارند مطرح می کنند ولی من خودم به شدت پاش وایسادم که کسی که خودش راهش را انتخاب کند و خودش دین را بفهمد خیلی چیزها را می فهمد .

که کسی که طوطی وا ر دین را از اول به او گفته باشند و یک نماز و روزه ای فقط می گیرد و هیچ احساسی ندارد و هیچ وقت فرق خوبی و بدی را آنطور که باید نمی تواند درک بکند، بلکه همیشه یک چیز سنتی بار آمده به نطر من ارزشی که برای آن یکی می دهم خیلی بیشتر است تا این سنتی و عادتی بزرگ شده. " سعید " به قول معروف از همان 15 سالگی که حد شرعی اعما ل یک پسر است به هیچ عنوان نماز و روزه و واجباتش را غافل نبوده وخانواده هم می گفتند که در مراسم ها و جشنهاي فامیل شرکت نمی کرد و مقیّد بود. بعد از اینکه سعید دیپلم می گیرد ، برای تحصیلات به آمریکا می فرستندش و اصلا هم کاری به دایی ایشان که در سفارت ایران کار می کرد نداشت، چون اصلا وقتی "سعید" رفته دایی سعيد ایران بودند و کاری به سعید نداشتند.

از نظر درسى همیشه شاگرد اوّل بوده، ولى وضعیّت خانوادگى ایشان مرفّه بودند. هیچ وقت یادم نمى رود که برایم تعریف مى کرد مى گفت خوب باباش مسئولیّتى در آموزش و پرورش داشتند. راننده مى رفته دنبال بچّه که مثلا" از خانه به مدرسه ببردش. مى گفت زمستان بود و سرما شدید بود. پاها همه توى برف مى رفت بعد یک بخارى تو کلاس مابود؛ بچّه ها مى آمدند که کف (کفششان) سوراخ بود و یخ مى زد این برفها. مى لرزیدند ومى ایستادند پشت این بخارى که خودشان را گرم کنند و به اصطلاح وضعیّت خیلى خوبى نداشتند بچّه ها در مدرسه. مى گفت من نمى توانستم بپذیرم که در آن شرایط ماشین بیاید ومن را به مدرسه ببرد. هر وقت ماشین مى آمد به راننده مى گفته من خودم مى روم و خودش پیاده این مسیر را مى رفته. مى گفت به راننده آقاى "ولیدى" اسمش بود، گفته هیچ وقت به بابایم نگو من پیاده مى روم و مى آیم چون عصبانى میشود و دعوا مى کند...

"سعید" تا قبل از آمریکا آمدن در یک خانواده ى مرفّه بود به قول معروف ورزش مى کرده، تنیس بازى مى کرده نمى دانم لباس یا بلوز رکابى مى پوشیده خوب هیچ کدام اینها حرام و جرم که نیست آنهایى که الان این مطالب را بیان مى کنند اگر قرار بر سرزنش افراد باشد به خاطرگذشته ها فکر نمى کنم کسى غیرقابل سرزنش باشد.


همه ى حتّى بزرگان را هم باید سرزنش کرد بدلیل وضع خانوادگى، اطرافیان پوشش قبل از انقلاب و بچّه ها و خواهر و برادرها و... من نمى توانم بپذیرم که "سعید" را الان مورد سرزنش قرار بدهند بگویند خانواد ه ات اینطور بوده پس تو ریشه ى اعتقادات قوى نداشتى یا نمى دانم فساد اخلاق داشتى... "سعید" دو سال قبل از انقلاب بلافاصله که دیپلم گرفته به آمریکا و در شهر "استیل واتر" اوکلاهما در رشته ى مهندسى هوافضا شروع به تحصیل مى کند. بچّه هایى که از همان زمان"سعید" را مى شناختند، چون من آن موقع هنوز آمریکا نرفته بودم، ولى آنهایى که از اوّل او را مى شناختند همیشه به سالم بودنش و اینکه مثل بقیّه ى ایرانیهایى که مثلا" بودند جلف و لاابالى باشد، مثل آنها نبود.

یواش یواش بدلیل همین زمینه هاى پاکى، بچّه هایى که درانجمن اسلامى فعّال بودند جذبش مى کنند به جلسات، سخنرانیها و کلاسهاى انجمن علاقه ى فو ق العاده زیادى به خواندن کتاب داشت یعنى من در تمام طول عمرم هیچ کسى را ندیدم مثل "سعید" که اینطور عاشق کتاب خواندن باشد. گاهى موقع ها مى شد که تا ساعت دو بعد از نصفه شب سرکار بود ولى وقتى مى آمد خانه براى استراحت يکى دو ساعت فقط مطالعه مى کرد که چشمهاش قرمز مى شد و من همیشه مى گفتم به این چشم ها اینقدر فشار نیار. مى گفت استراحت من کتاب خواندن هست.


...خلاصه "سعید" به تدریج به جلسات انجمن کشیده مى شد و بخاطر ادبیّات خیلى قوى که داشت بقول معروف یواش یواش به جلسات بالاتر انجمن کشیده مى شود و جزء سخنران هاى دور هاى مى شود و بعدها از اعضاى فعّال انجمن اسلامى مى شود و بخاطر قدرت سخنرانى به ایالتهاى مختلف هم سفر مى کرد و فعّالیّت شدیدى داشتند تا تقریبا جزو سه چهار نفر اصلى انجمن اسلامى شده بود...

آقایان دیگرى که در انجمن بودند آقاى "فرامرز دهکردى" بودند و خانمشان هم دکترا دارند. آقاى "محمّد بدر" آقاى "مسعود دوج" برادرى بودند به اسم "بهرام" چون آنجا معمولا" هم فامیل همدیگر را صدا نمى کردیم. همه را به اسم خواهر و برادر صدا مى کردیم. کما اینکه بنده را به نام خواهر "فهیمه" یا "سعید" را همه به نام برادر "سعید" معمولا" صدا مى کردند. آقاى "سعید پروین" بودند و در حوز ه ى علمیّه در س مى خواندند وبعدها رئیس یک شرک تخصصى موادّ شیمیایى شدند و معروف بودند به "سعید طلبه". برادرى بود به اسم برادر "رحیم" که بعدها به سپاه رفتند و شیرازى هم بودند و به "رحیم" آرلینکتون مى شناختیمش چون دکتراشان را در آرلینکتون مى گرفتند...

من جزو آخرین سرى بودم که در ایران ویزا گرفتم براى تحصیل و بعد از ما دیگر تسخیر لانه ى جاسوسى پیش آمده بود و به همین دلیل من در اوج شرایط اختلافات و بعد کودتا و جنگ عراق و شرایط دفاع از مظلومیّت ایران با سخنرانیهاى
انجمن اسلامى و تظاهراتها و راهپیمایى ها و جلسات ثابت تفسیر قرآن ذرّه ذرّه با این دوستان و خود آقا "سعید" آشنا شدم.

معمولا" با سه چهار تا دختر دیگر بود که البتّه خیلى تقیّدى به حجاب نداشتند ولى خوب در یک کشور غریب با هم اخت بودیم. منتنها محجبّه ى اون جمع بودم ولى معمولا" چهار پنج نفرى مى رفتیم ودر جلسات انجمن اسلامى شرکت مى کردیم. جلسات خیلى پررونق بود و بچّه ها استقبال مى کردند .


بخصوص در اوکلاهماسیتى، نورمن یا شهرهایى که بیشتر سخنرانى مى گذاشتند. چون جمعیّت ایرانى بیشترى داشت. خب در همین جاها بود که نیروهاى کنفدراسیون و مجاهدین (منافقین) خلق و اینها هم جلسه مى گذاشتند. خوب ما هم جمع مى شدیم که جلسات آنهارو به هم بزنیم. اعلامیّه هاى انجمن اسلامى را پخش مى کردیم. بارها شده بود که مینى بوس کرایه مى کردیم و تمام بچّه ها با هم به این ایالت آن هم ایالت هم مى رفتیم براى سخنرانى ها،سمینارها،تظاهرا ت ها.یعنى انگیزه ى دینى دفاع از یک سرى ارزشها بود.

یک سؤال هم بعضى ازدانشجوهاى آمریکایى از خود من مى پرسیدند مثلا" خانم هاى هم سوئیتى خود من یا همکلاسى ها که اگر تو مى گویى ایرانى و مسلمان هستى خوب دخترهاى دانشجوى دیگر ایرانى و مسلمان هم هستند. چرا تو اینقدر با حجاب هستى؟ چرا آنها راحت رفت و آمد مى کنند با مردها؟ یا مشروب مى خورند؟ که من مى نشستم براى اینها توضیح اصول عقاید خودم را وضعیّت دستورات دینى و غیره و براى اینکه ملمو ستر باشد براى آنها مثال مى آوردم که افراد مذهبى خود شما ببینید چقدر مقیّد هستند یکشنبه ها کلیساشان را حتما مى روند یا مثلا" راهبه هاشان چقدر رعایت مى کنند ولى در عموم این عرف نیست و فرق دارد...


تا به قول معروف آشنایى ما با "سعید" بیشتر شد. مسأله ى خواستگارى او پیش آمد... عرض کردم من تنها خانم با حجاب توى "تالسا" بودم. بین دخترهاى دانشجوى دیگر خیلى هم سعى مى کردم حالت خشکى داشته باشم که معمولا" دخترها دارند تا کسى فکرى به ذهنش نزنند. یعنى همه جا یک حالت پسرانه اى مى گرفتم که بتوانم گلیم خود را از آب بیرون بکشم. مسأله ى خواستگارى آقا "سعید" توسّط یک زوجى که ما با هم خیلى رفت و آمد داشتیم توسّط خانم ایشان مطرح شد...

خانم آقاى دکتر "نجم آبادى". من اوّل هم جواب رد دادم. البتّه همیشه بچّه هام ("مهدى" من) مى خنده و مى گوید بابا همیشه خاطرات خوب و خند ه آور براى ما به جا گذاشته. هر وقت خاطرات خواستگارى پیش مى آمد، "سعید" خوب خیلى شوخى مى کرد مى گفت مادرت تمام امامزاد ه هاى آمریکا را شمع نذر کرد تا یک شوهر خوب مثل من گیرش بیاد. از این شوخي ها. ولى یکى دو بار که این مسئله رو به من مطرح کردند من رد کردم. چون قصدم ادامه ى تحصیل بود و اصلا" نمى خواهم ازدواج کنم.ولى بعد مثل اینکه یکدفعه خدا آدم را از درون متحوّل مى کند فکر کردم واقعا من به عنوان یک زن مسلمان به عنوان یک دختر مسلمان چه هدفى دارم بالأخره که باید ازدواج کنم. یک مقدار این فکرها در سرم افتاد، بعد که یکدفعه خود "سعید" این مسأله را با من مطرح کرد. بعد از یکى از سخنرانیها بود که خودش بنده را به عنوان خواهر "فهیمه" صدا کرد و خواستگارى را مطرح کرد و من هم به او گفتم باید فکر کنم بعد جوابتون را بدهم .در جلسه ى بعد که دیدم ایشان را؛ یکى از دوستانم را براي ازدواج پیشنهاد دادم به ایشان گفتم فکر مى کنم ایشان مناسب تر باشد .برگشت گفت: من از شما خواستم زن من بشوید نخواستم برایم زن پیدا کنید.

بعدها به من گفت که یک سرى از بچّه هاى خیلى متعصّب و مذهبى شدید بودند بهش گفته بودند ایشان خلاصه به درد تو نمى خورد. رفتار خیلى مردانه اى دارد و با افراد برخورد مى کند.خلاصه شاید 9 ماه، 10 ماه از رفتنم به آمریکا گذشته بود که ما ازدواج کردیم.


جریان اطّلاع دادن به پدر و مادرهامون هم خیلى جالب بود در اوج شرایط جنگ بود. پدر و مادرم آبادان نبودند. مى خواستم اطّلاع بدهم. چون ما از طریق مخابرات اهواز خط مى دادند به پالایشگاه و از آن طرف خلاصه منزل عمو این ها زنگ زدم و مى گفتم بابا بگویید بیان کار مهم دارم و با خیلى مشکلات آمدند و بعد هم نامه برایشان نوشتم که این چنین وضعیّتى هست چون من از خانواد ه ى "سعید" هیچ چیز نمى دانستم. فقط مى دانستم که پدر و مادرش فرهنگى هستند و به هر صورت به پدرم نوشتم خانواد ه ى ما هم فرهنگى است و اختلاف طبقاتى و تفاوتى چندانى هم نداریم و اینها...اینکه مى گویند دایى "سعید" باعث ازدواج بود، کذب محض است. چون خیلى وقت پیش از اینکه "سعید" بیاید، برگشته بودند ایران زندگى مى کردند...


وقتى به پدر و مادرم جریان را گفتم چون تک دختر خانواده بودم برداشتند یکسرى به قول معروف بحثهایى که آدم باید اطّلاع داشته باشد، مواظب باشد تحت تأثیر احساسات قرار نگیرد، به هر صورت یکسرى هشدارهایى که پدر ومادر موظّف هستند به بچّه شان بدهند، برایم نوشتند. ولى گفتند ما که او را نمى شناسیم و شما خودت باید براى زندگى خودت تصمیم بگیرى ولى با چشم وگوش باز...

براى "سعید" البتّه خانواد ه اش اون تیپى راکه مى پسندیدند کاملا" فرق داشت. ولى خوب خود "سعید"سفت و سخت ایستاد که من مى خواهم ازدواج کنم و من باید بپسندم...

ما هیچ وقت راجع به خانواد ه ى او چون برایمان اهمّیّتى نداشت که بخواهم دقیق شوم چون مهم نبود برایم؛ ولى تا جایى که یادم هستم حدود دو سال قبل از اینکه "سعید" به آمریکا برود، دایى ایشان برگشته بودند ایران... آدم فو ق العاده مسنّى هستند الان هم. وقتى "سعید "مى رود آنجا خودش یعنى "سعید" اینجا انجمن ایران و آمریکا مى رفت و خودش از تهران تقاضا مى کند و از آنجا پذیرش مى دهند.

من اگر پسر عمویم آنجا برایم کارم را درست کرد و پذیرش گرفت فرستاد؛ "سعید" خودش به تنهایى اقدام کرده بود و رفته بودپذیرش خودش گرفته بود و بعد رفت ادامه ى تحصیل در آمریکا بعد هم که با هم دائما برگشتیم ایران و دیگر آمریکا نرفت...
برچسب‌ها: سعيد امامی, فهیمه دری نوگورانی, قتل‌های زنجیره‌ای
+ نوشته شده در جمعه هجدهم مرداد ۱۳۸۷ ساعت 15:5 توسط محمدحسین
سایت نوسازی:
سایت نوسازی نزدیک به باند احمدی نژاد

فهیمه دری نوگورانی( همسر شهيد امامي):

من سوابق سعید را بعدا در زندان فهمیدم . خانواده ها هم کسی اصلا اطلاع نداشت که همسرم معاون وزیر در اطلاعات هستند. بعد از اعلام خبر كشته شدن ایشان در روزنامه ها تازه همه فهمیدند او کجا کار می کرده است ...

نمونه ای را به یاد ندارم که ایشان به خاطر خودش یا خانواده اش بخواهد کاری انجام داده باشد . شما الان می بینید اگر کسی مدیر کل یک بخشی باشد به راحتی برایش راننده می گذارند . خودرو می گذارند . محافظ دارد و .... تا سال 70 که اصلا ماشین نداشتیم . مقید به بیت المال بودند .

یکبار رازی را به من گفته بودند که دو ماه بعد از ماموریتشان بود در سال 69 ،ولی من دیگر الان نیازی نمی بینم این راز حفظ شود چون از جان خودش مایه گذاشت : مادرآقا سعيد سرطان گرفته بودند . ما 6 ماه مادر را آوردیم تهران با خودمان زندگی کردند . خب در این دو ماه آخر سعید خانواده ی آقای خامنه ای را براي كاري برده بود لندن و دو ماه تمام با این خانواده زندگی کرد به حدی که خود آقا مجتبی پسر آقا (داماد آقای حداد عادل) و مادر خانمشان شیفته ی اخلاق سعید شده بودند که حتی تا قبل از دستگیری سعید هم مرتبا خود آقا مجتبی زنگ می زدند به سعید که چرانمی آیی و با ما رفت و آمد نمی کنی ؟ ...

من در طول این دو ماه مادر مریض آقا سعيد را با دو تا بچه کوچک خودم داشتم . یکبار آقا سعید زنگ نزدند . چون گفته بودند که منتظر تماس من نباش . چون من جایی هستم که نمی توانم حتی زنگ بزنم . فقط می دانستم ایشان ماموریت هستند . به من گفته بودند من تلفن می کنم به کسی که رابط است و از حال ما به شما خبر می دهد که حتی من آن شخص را نمی شناختم . ماهها بعد از اینکه بر گشتند توی تلوزیون آقای محمدی گلپایگانی (رئیس دفتر آقای خامنه ای ) را به من نشان دادند گفتند ایشان شخصی بوده که با شما تماس می گرفته و از حال مادرش می پرسید به ایشان می گفت و از حال سعید به ما خبر می داد .ولی تا جایی که به من می گفتند سعید مثلا حال مادرشون خوب نیست و روزهای آخر را می گذراند . ظاهرا اینها به ایشان نگفته بودند بر عکس گفته بودند حال مادرتان خوب است که ایشان بتواند کارش را راحت و درست انجام دهد...

مساله اي رو هم مي خواهم ذكر كنم . سعيد مي گفت يك موقع هايي يك بنده خدايي از همين خانواده، حتي من لباسهايم را مي گذاشتم يك گوشه كه مثلا مي روم بيرون و مي آيم مي شورم. بر مي داشتند و مي شستند كه البته من مي گفتم چرا حاج خانم؟ چرا شما لباسهاي منو مي شوريد؟ مي گفتند نه تو مثل پسر ما مي موني. يعني همچين آدمي بود سعيد، خوب دو ماه با اين افراد با خانواده ي خود آقا زندگي كرده بود. اگر مسأله داشت، اگر لغزشي داشت بالأخره اينها مي فهميدند .

خانواده ي آقا شيفته ي تدين و و اخلاقش بودند. من خودم در مشهد كه رفته بودم، مادر خانم آقا زحمت كشيدند براي ديدن ما آمدند، ما توي هتل بوديم.ما را دعوت كردند خانه شان چقدر از سعيد براي من تعريف كردند. در صورتي كه سعيد هيچ چيزي به من نگفته بود...من بچه هايم را با ميني بوس و اتوبوس اينور و آنور مي كشيدم، كوپنها را بر مي داشتم قند و شكر و روغن.فقط خدا مي داند من در تمام طول مدتي كه بعدا فهميدم معاون وزير بوده من فقط يك بار او را با راننده اش ديدم. معمولا با موتور اين ور و آنور مي كرد.
آشنایی با سعید امامی


Image
نام : سعید امامی
نام پدر : علی‌ اکبر امامی
نام مادر : همارخ اعتماد
تاریخ و مکان تولد : ۱۳۳۶/۱۰/۲۴ - شیراز
تاریخ و مکان فوت : ۱۳۷۸/۳/۲۹ - بیمارستان لقمان الدوله در تهران
محل دفن : تهران - بهشت زهرا - قطعه ۷۳ ، ردیف ۶۲ ، شماره ۶۰

Image
جشن ازدواج در سال ۱۳۵۸ در شهر واشینگتن
از راست : ادواردو آنیلی ، سعید امامی ، فهیمه دری نوگورانی ، ناشناس ، محمدنبی پروین

Image
سخنرانی سعید امامی در سال ۱۳۵۹ در واشنگتن

سعید امامی بعد از گرفتن دیپلم ریاضی در ایران ، در سال ۱۳۵۵ با سهمیه بورسیه به واشنگتن رفته و با گرفتن مدرک مهندسی مکانیک از دانشگاه شهر Stillwater در ایالت Oklahoma ، در تاریخ ۱۳۵۸/۱/۱۹ به ایران بازمیگردد .
در سال ۱۳۶۱ به اطلاعات نخست وزیری (۱) می رود و پس از ادغام نهادهای امنیتی و تشکیل وزارت اطلاعات در سال ۱۳۶۲ ، توسط سعید حجاریان به عضویت وزارت اطلاعات درآمد (۲) و به عنوان کارشناس و تحلیلگر مسائل بین المللی مشغول کار شد .

Image
مهدی صدرزاده جهرمی : دایی مادر سعید امامی

با انتصاب محمد محمدی ری‌ شهری به سمت وزیر اطلاعات ، سعید امامی مدیرکل شرق و غرب معاونت خارجی شد با انتصاب علی فلاحیان به سمت وزیر اطلاعات ، معاون امنیت شد و مدتی بعد ، به عنوان معاون بررسی (۳) منصوب شد و با انتصاب دری نجف آبادی به عنوان وزیر اطلاعات ، مدیرکل حوزه مشاوران وزارت اطلاعات شد .
از اقدامات سعید امامی وی در این دوران ، طرح اصلاح قانون مطبوعات است که در نامه ای به وزیر اطلاعات در تاریخ ۱۳۷۷/۷/۱۶ با موضوع فضاسازی فرهنگی به شماره ۲۵۱/خ/۴۱ و با اسم رمز ۱۰۴ (۴) ضمن برشمردن خطرهای امنیتی کانون نویسندگان ایران و سایر فعالان فرهنگی مانند مترجمان و مولفان و شاعران و گزارشگران ، راهکارهایی از قبیل ایجاد جریانهای قانونی موازی و ایجاد انشعاب و اختلاف و ممنوع القلم و ممنوع النشر کردن و تشکیل دادگاه صنفی از نوع انتظامی را جهت پوشش دهی حوزه های کتاب ، مطبوعات ، تئاتر ، سینما و موسیقی و محکو‌م کردن قانونی افراد جهت تقویت تشکل های خودی و بیرون راندن تشکلهای مخالف ، پیشنهاد میکند .
سعید امامی با لورفتن قتل های زنجیره ای ، در ۱۳۷۷/۱۰/۷ در مقابل پارک مینی سیتی در ابتدای شهرک شهید محلاتی در تهران بازداشت و به سلول انفرادی شماره ۴۰۷ زندان توحید منتقل شد و در تاریخ ۱۳۷۸/۳/۲۵ در حمام زندان توحید ( در طبقه همکف و قسمت شرقی این زندان ) با خوردن واجبی ، اقدام به خودکشی کرده و به بیمارستان سینا و سپس به بیمارستان لقمان الدوله منتقل و در تاریخ ۱۳۷۸/۳/۲۸ به دلیل تزریق آمپول حاوی هوا به وی ، دچار ایست قلبی شده (۵) و در تاریخ ۱۳۷۸/۳/۲۹ فوت میکند و دلیل فوت ، خودکشی با خوردن داروی نظافت (۵) در زندان اوین اعلام شد .
بعد از اعلام خبر خودکشی امامی در تاریخ ۱۳۷۸/۳/۳۰ توسط محمد نیازی ( رییس وقت سازمان قضایی نیروهای مسلح ) و صدا و سیما ، وزارت اطلاعات فهیمه دری نوگورانی ( همسر سعید امامی ) و علی اکبر امامی ( پدر سعید امامی ) را دستگیر کردند و آنها را مجبور به اعتراف دروغ برای ارتباط با امریکا و اسراییل کردند .
فیلم این بازجوییها‌ منتشر شد و واقعیتهای بسیاری را درباره بازجویان وزارت اطلاعات افشا کرد .


Image
سخنرانی سعید امامی در دانشگاه بوعلی سينا شهر همدان در سال ۱۳۷۵ :بخش ۱ - بخش ۲ - بخش ۳
نبض زمان
 
پست ها : 1929
تاريخ عضويت: يکشنبه دسامبر 30, 2018 2:36 pm

قبليبعدي

بازگشت به درسهای زمانه شناسی سال 1440

چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: ClaudeBot و 0 مهمان


Aelaa.Net